شهید قربانعلی آقامحمدی

شهید قربانعلی آقامحمدی

نام پدر: براتعلی
تاریخ تولد: 1347/12/25
تاریخ شهادت: 1366/4/18
محل شهادت: شلمچه
مشاغل: ...........
محل تولد: همدان - همدان - همدان
علت شهادت: ...........
محل دفن: بلوک: نام گلزار:گنبد شهر:همدان - همدان
زندگینامه پاسدار شهید قربانعلی آقامحمدی

قربانعلی آقامحمدی بیست و پنجم اسفند ماه سال ۱۳۴۷ در روستای گنبد از توابع شهرستان همدان و در خانواده‌ای مذهبی و ساده‌زیست به دنیا آمد. پدرش براتعلی کشاورز بود و با کار بر روی زمین زراعی و باغبانی مخارج زندگی خود و خانواده‌اش را تامین کرده و در تلاش بود فرزندان خود را با سرشتی پاک و خداجویی پرورش دهد.

سال ۱۳۵۴ وارد دبستان شد و تحصیلات خود را آغاز کرد و تا پایان دوره ابتدایی ادامه تحصیل داد و پس از آن مشغول کار شد تا علاوه بر تامین مخارج زندگی خود کمک خرج خانواده نیز باشد.

در سالهای انقلاب کودکی بیش نبود اما همراه با دیگر جوانان و نوجوانان سلحشور شهرستان همدان در راهپیمایی ها و مبارزات انقلابی شرکت کرد و در راه پیروزی قیام بزرگ ملت ایران بر علیه رژیم طاغوت گام برداشت.

پس از پیروزی انقلاب و با آغاز جنگ تحمیلی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران پیوست و داوطلبانه روانه جبهه های نبرد حق علیه باطل شد تا از مرزهای ایران در برابر تهاجم وحشیانه رژیم بعث عراق دفاع نماید.

در مناطق مختلف عملیاتی حضور یافت و همراه با دیگر همرزمان خود حماسه ها آفرید. سرانجام در هجدهم تیرماه سال ۱۳۶۶ به عنوان تخریب چی در منطقه عملیاتی شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست. آرامگاه وی در گلزار شهدای زادگاهش زیارتگاه عاشقان و دلدادگان است.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

وصیتنامه پاسدار شهید قربانعلی آقامحمدی

بسم اله الرحمن الرحيم

خدايا با نام تو اينجانب وصيتنامه ام را آغاز مي كنم.

براي اينكه نجات دهنده مستضعفين، تویي خدا من. نمي دانم توی اين وصيتنامه چه بنويسيم براي اینكه گفتني بسیار است كه وقت آن همه گفته نيست. هر چه از شجاعتهاي اين رزمندگان بگويم كم گفتم. خيلي چيزهايي هست تو جبهه كه اگر گفته شود داستانهاي بزرگي مي شود ولي اينجانب فقط يادآوري می کنم براي پدرم و برادرانم و براي فاميلهايم و براي دوستان عزيزم .

دوستان، شما نمي دانيد برادران چه فعاليتهائي در جبهه ها مي كنند و فعاليتهايي كردند و شهيد شدند. بنده بعضي موقع فكر مي كنم مي گويم خدايا ما نفس كشيدنمان مديون اين شهيدان است. براي اینكه من بالاي سر چند نفر بودم كه شهيد شدند كه در لحظه آخر فقط ذكرشان اين بود، سرشان را بر مي گرداندند به طرف حرم امام حسين(ع) و مي گفتند حسين جان قبول كن اين جان ناقابل را در راه خودت.

پيام من به پدرم و مادرم و برادرانم و خواهرانم و دوستان عزيزم اين است كه هميشه دعا براي رزمندگان يادشان نرود و دعا براي سلامتي امام. براي اینكه ما هر چه داريم از امام داريم و ديگر پيامم به مادرم و خواهرانم و تمام خواهراني كه پيام اين شهدا را مي شنوند، خواهرانم حجابتان را حفظ كنيد براي اینكه حجاب تو كوبنده تر از خون من است.

اگر من سعادت شهادت داشتم براي من گريه نكنيد زينب وار صبر پیشه کنید و چشم دشمنان را كور كنید.

ديگر عرضي ندارم. اميدوارم وصیتنامه ام در مراسمم خوانده شود يا اگر دستتان نرسید در سالگردم خوانده شود.

با عرض پوزش من سواد كامل نداشتم و اين وصيتنامه را يكي از دوستان رزمنده ام نوشت كه آن هم به فيض شهادت رسيد .

ذكر هميشگي: خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار.

قربانعلی آقامحمدی

چندرسانه‌ای
طراحی و تولید: ایران سامانه