خاطره شهید پرویز آقایی عزیزآبادی
شهید پرویز آقایی در سال 1339 در یک خانواده مذهبی چشم بدیده جهان گشود و زادگاهش در دینور، روستای عزیزآباد از توابع بیستون می باشد و تا مقطع دیپلم متوسطه تحصیلاتش را ادامه میدهد و سپس به استخدام ارتش در می آید.
اینجانب کریم آقایی فرزند اقا آقایی پدر شهید والامقام پرویز آقایی هستم خاطراتی که از شهید به یادگار مانده است پرهیزگاری و خوش اخلاقی و اسلام پرستی وی است و تنها خاطره که یادم است زمانی است که به استخدام ارتش در آمد و زمانی که در حال گذراندن آموزش جهت اخد درجه بوده در این هنگام مزدوران رژیم طاغوت به آموزشگاه آنها حمله ور می شوند و جمعی از دوستان و هم ردیفهای ایشان را به شهادت می رسانند از اینکه مصادف با پیروزی انقلاب اسلامی بود شهید پرویز اقایی که فرزند اینجانب می باشد شوق و علاقۀ زیادی به شهادت داشت و در راه دین و اسلام و امام جان خود را فدا نمود.
شهید بسیار پای بند و معتقد به موازین شرعی و دستورات اسلامی بود مخصوصاً انجام فرائض دینی و مذهبی که بیشتر متمرکز بر نماز و روزه ایشان هرگز نمازش قضا نمی شد و ایامی که واجب و مستحب بود روزه دار بودند و در مورد حفظ حجاب نیز تاکید فراوانی داشت.
علاقه اش نسبت به امام و انقلاب خیلی زیاد بود و پیرو خط امام و ولایت فقیه بود و همیشه دعاگوی امام و نگران سلامتی ایشان و در عرصه پیروزی انقلاب در حالی در صف راهپیمایی و تظاهرات بر علیه رژیم معلون پهلوی بود مورد اصابت گلوله ماموران مزدور شاه خائن یعنی ساواکی ها قرار گرفت و توسط شخصی در تهران به منزل و به مدت 10 روز مورد مداوا قرار می گیرد و پس از 10 روز به کرمانشاه مراجعه نمود تا اینکه در کوتاهترین زمان بعد از انقلاب توسط عراق که آغازگر جنگ تحمیلی بود جنگ آغاز گردید و ایشان رفتن به جبهه را یک تکلیف شرعی و الهی بر خود واجب دانست و در این موقع هیچکس و هیچ چیزی جلوی وی را از رفتن به جبهه نتوانست بگیرد و فرمان حضرت امام لبیک گفت و به منطقه رفت و حتی زمانیکه مرخصی اش هنوز به اتمام نرسیده بود مجدداً بازگشت به منطقه می نمود خیلی عشق به جبهه داشت و آرزوی قبلی اش شهادت بود تا اینکه در تاریخ 1361/10/28 به آرزوی واقعی اش که شهادت بود رسید و خبر شهادت ایشان را دامادم به ما اطلاع داد مزارش در گلزار شهدای شهر کرمانشاه می باشد.
درود بر شهدا
اینجانب کریم آقایی فرزند اقا آقایی پدر شهید والامقام پرویز آقایی هستم خاطراتی که از شهید به یادگار مانده است پرهیزگاری و خوش اخلاقی و اسلام پرستی وی است و تنها خاطره که یادم است زمانی است که به استخدام ارتش در آمد و زمانی که در حال گذراندن آموزش جهت اخد درجه بوده در این هنگام مزدوران رژیم طاغوت به آموزشگاه آنها حمله ور می شوند و جمعی از دوستان و هم ردیفهای ایشان را به شهادت می رسانند از اینکه مصادف با پیروزی انقلاب اسلامی بود شهید پرویز اقایی که فرزند اینجانب می باشد شوق و علاقۀ زیادی به شهادت داشت و در راه دین و اسلام و امام جان خود را فدا نمود.
شهید بسیار پای بند و معتقد به موازین شرعی و دستورات اسلامی بود مخصوصاً انجام فرائض دینی و مذهبی که بیشتر متمرکز بر نماز و روزه ایشان هرگز نمازش قضا نمی شد و ایامی که واجب و مستحب بود روزه دار بودند و در مورد حفظ حجاب نیز تاکید فراوانی داشت.
علاقه اش نسبت به امام و انقلاب خیلی زیاد بود و پیرو خط امام و ولایت فقیه بود و همیشه دعاگوی امام و نگران سلامتی ایشان و در عرصه پیروزی انقلاب در حالی در صف راهپیمایی و تظاهرات بر علیه رژیم معلون پهلوی بود مورد اصابت گلوله ماموران مزدور شاه خائن یعنی ساواکی ها قرار گرفت و توسط شخصی در تهران به منزل و به مدت 10 روز مورد مداوا قرار می گیرد و پس از 10 روز به کرمانشاه مراجعه نمود تا اینکه در کوتاهترین زمان بعد از انقلاب توسط عراق که آغازگر جنگ تحمیلی بود جنگ آغاز گردید و ایشان رفتن به جبهه را یک تکلیف شرعی و الهی بر خود واجب دانست و در این موقع هیچکس و هیچ چیزی جلوی وی را از رفتن به جبهه نتوانست بگیرد و فرمان حضرت امام لبیک گفت و به منطقه رفت و حتی زمانیکه مرخصی اش هنوز به اتمام نرسیده بود مجدداً بازگشت به منطقه می نمود خیلی عشق به جبهه داشت و آرزوی قبلی اش شهادت بود تا اینکه در تاریخ 1361/10/28 به آرزوی واقعی اش که شهادت بود رسید و خبر شهادت ایشان را دامادم به ما اطلاع داد مزارش در گلزار شهدای شهر کرمانشاه می باشد.
درود بر شهدا