آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۲۴۹۷
۰۹:۳۰

۱۴۰۴/۱۲/۲۲
خاطره خودنوشت شهید جمشید سلیمانی قسمت «۳۹»

تاریکی‌ شب و ذکر خدا بر لب‌های دلیر مردان

شهید «جمشید سلیمانی» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «در بین راه می‌رفتیم که فقط ذکر خدا بر لب‌های دلیر مردان خدا در دل آن تاریکی‌های شب به گوش می‌رسید و همچون ابوذر زمان به پیش می‌رفتیم...» قسمت سی ونهم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.


 

شهید جمشيد سليمانی

به گزارش نوید شاهد فارس، شهید «جمشید سلیمانی» یکم شهریور سال ۱۳۳۹ در شهرستان کازرون دیده به جهان گشود. دوران کودکی را در زادگاهش سپری کرد و در هفت‌سالگی راهی مدرسه شد. تحصیلات خود را تا مقطع سوم متوسطه ادامه داد. هم‌زمان با اوج‌گیری نهضت انقلاب اسلامی، به صف انقلابیون پیوست و حضوری فعال در فعالیت‌های انقلابی داشت. با آغاز جنگ تحمیلی، از جمله افرادی بود که با روحیه‌ای ایثارگرانه و پیش‌قدم، عازم جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شد و در کنار دیگر رزمندگان اسلام به دفاع از میهن پرداخت. وی سرانجام ۲۰ فروردین سال ۱۳۶۶ در جریان عملیات کربلای ۸ منطقه شلمچه به شهادت رسید. پیکر پاکش در گلزار شهدای کازرون به خاک سپرده شد.

متن خاطره قسمت «۳۹»:

در بین راه می‌رفتیم و می‌رفتیم و فقط و فقط ذکر خدا بر لب‌های دلیر مردان خدا در دل آن تاریکی‌های شب به گوش می‌رسید و همچون ابوذر زمان به پیش می‌رفتیم.

در بین راه جیپ فرمانده‌ای را مشاهده می‌کردیم که چنان دلاوران به پیش می‌آمد و یک تویوتا هم دنبال آن حرکت می‌کرد.

در بین راه صدای خمپاره‌های دشمن و صدای تیر‌های پراکنده به گوش می‌رسید و جسد‌های در بین راه مشاهده می‌کردیم و از آنها می‌گذشتیم، گاهی هم به زخمی‌ها و مجروح‌هایی بر می‌خوردیم که در آنجا مانده بودند و از سوز درد و سرما به خود می‌پیچیدند و کم کم خود را به عقب می‌کشیدند.

 توپخانه دشمن پراکنده کار می‌کرد و به روی سطح آب می‌خورد و صدای عجیبی به خود می‌گرفت و ما همچنان به رزم بی امان خود ادامه می‌دادیم.

ادامه دارد/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه