کلام طیبه شهید «رشید مرادی»؛
این‌جانب به ندای «هل من ناصرینصرنی» حسین(ع) لبیک گفته و همچنان به دستور رهبربزرگ و حامی مستضعفان جهان لبیک گفته و حاضر گردیدم که در راه حق علیه باطل بجنگم و دماغ ابرجنایتکاران را به خاک ذلت بمالم.
گذری بر زندگی شهید


نوید شاهد البرز؛ شهید رشید مرادخانی که نام پدرش محمدعلی است در اول دی‌ماه 1339، در قزوین در خانواده‌ای مذهبی دیده به جهان گشود. وی دوران کودکی را در کانون گرم خانواده سپری کرد. او در سن 7 سالگی به مدرسه رفت و تحصیلات خود را تا سال پنجم ابتدایی ادامه داد. با شروع جنگ وی نیز به جبهه‌های نبرد شتافت تا از خاک کشورش دفاع نماید.

سرانجام در اول تیرماه 1361، در منطقه عملیاتی سرپل‌ذهاب با اصابت ترکش به بدن به درجه شهادت رسید. تربت پاکش در بهشت زهرا نظرآباد نمادی از ایثار و استقامت در راه وطن است.

متن وصیت نامه شهید «رشید مرادخانی» را در ادامه مطلب می خوانیم:

بسمه تعالی

این‌جانب رشید مرادخانی به موجب آیه شریفه وصیت می‌کنم و شهادت می‌دهم؛ معبودی جز خدای یگانه نیست و شهادت می‌دهم، حضرت محمد (ص) پیامبر خداست و شهادت می‌دهم که علی (ع) با یازده فرزندش پیشوایان و امامان ما هستند و نیز این‌جانب به ندای «هل من ناصرینصرنی» حسین(ع) لبیک گفته و همچنان به دستور رهبربزرگ و حامی مستضعفان جهان لبیک گفته و حاضر گردیدم که در راه حق علیه باطل بجنگم و دماغ ابرجنایتکاران را به خاک ذلت بمالم و پرچم خونین اسلام را در سراسر جهان نصب کنم....و من از ملت فداکار ایران می خواهم که پشت جبهه را محکم نگهدارند و مگذارند این منافقان انقلاب عزیز را لوث کنند و در هرجای مملکت ضدانقلاب را سرکوب کنند و همیشه یار و یاور امام بزرگوارمان باشند و مدت یک ماه روزه استیجاری برای من بگیرند.

ای پدر بزرگوار، من از آنجایی‌که عشق داشتم در راه اسلام جهاد کنم و از شما می‌خواهم که از من راضی بوده باشید و بعد از شهادت من گریه نکنید و اگر چنانچه شهادت نصیبمان نشد، ان‌شاءالله در کربلا حسین همدیگر را ملاقات خواهیم کرد و امیدوارم در سرزمین کربلا و پشت سر امام بزرگوارمان نماز بخوانیم.

پیروز باد انقلاب اسلامی به رهبری خمینی بت شکن.

رشید مرادخانی



منبع: پرونده فرهنگي شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنري

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده