سیری در کلام طیبه شهید «منصور خدابنده‌لو»؛
نگذاريد هواى نفس باعث شود كه با دنيا آشتى كنيد و اسلام را زيرپاى بگذاريد. نگذاريد امام خمينى(ره) تنها بماند. خدا مى‌داند اگر اين بار هم اسلام پيروز نشود و چند سال ديگر وقت مى‌خواهد تا سر بلند كند و اگر نداى اسلام به خاموشى بگرايد شهدا شما را بازخواست خواهندكرد و شما هيج جوابى نمى‌توانيد بدهيد.
وصیت نامه شهید


نوید شاهد البرز؛ شهید منصور خدا‌بنده‌لو  در سال 1341، در تهران در يك خانواده متوسط و مذهبي ديده به جهان گشود. وي دوران كودكي خويش را در آغوش گرم كانون خانواده سپري کرد تا اين كه به سن 7سالگي رسيد و براي آموختن كسب علم و دانش وارد مدرسه شد و دوران ابتدايي و راهنمايي را در شهر تهران سپري کرد پس از مدتي به شهر كرج نقل و مكان کردند و دوران دبيرستان را در شهر كرج گذراند و موفق به اخذ مدرك ديپلم در رشته حسابداري شد.

او نيز در زمان اوج گيري انقلاب در اكثر راهپيمايي ها و تظاهرات شركت داشته و بر عليه رژيم منحوس پهلوي فعاليت مي‌كرد و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي او نيز در سال 1360، از طرف بسيج به جبهه‌هاي جنگ حق عليه باطل شتافت و با آموزش‌هاي لازم تا اين كه سرانجام در تاريخ بیست و هفتم خردادماه 1365، در منطقه عملياتي مهران در سمت تخریب‌چی داشت با متلاشي شدن پيكر توسط نيروهاي بعثي عراق به درجه رفيع شهادت رسید. تربت پاک شهید در بهشت زهرا تهران میعادگاه عاشقان و عرفان پاکباخته است.

متن کامل وصیت نامه شهید «منصور خدابنده لو» را در ادامه مطلب می‌خوانیم:

بسم الله الرحمن الرحيم

اشهد ان لا اله الا الله، اشهد ان محمداً رسول الله، اشهد ان علياً ولى الله.

خدايا، ما نداى منادى ايمان را شنيديم و ايمان آورديم پس ما را از عذاب آتش نجات بده و ما را با ايمان بميران.

من مومن به دين اسلام و معتقد به احكام نورانى قرآن بوده و قائل به دوازده امام بر حق شيعه مى‌باشم. به لحاظ سياسى حزب‌الهى بوده و معتقد به ولايت فقيه هستم.

از پدر و مادرم معذرت مى خواهم كه نافرمانى آنها را كردم و اميدوارم مرا ببخشند. از برادرانم مى‌خواهم كه مرا حلال كنند على‌الخصوص استاد و معلم سعيد كه خدا بر توفيقاتش بيافزايد. از خواهرم مى‌خواهم با حفظ حجاب كامل و طرفدارى از انقلاب دين خود را به شهدا ادا كند.

از تمام فاميل كه حزب‌الهى هستند، طلب حلاليت مى‌كنم و آنها را ارجاع مى‌دهم به روز سخت قيامت حتما مرا ببخشند.

شما را به خدا سوگند مي‌دهم كه اسلام بعد از چند سال سربلند كرده و نداى حق‌طلبى سر داده، نگذاريد صدايش را در گلو خفه كنند. نگذاريد هواى نفس باعث شود كه با دنيا آشتى كنيد و اسلام را زيرپاى بگذاريد، نگذاريد امام خمينى(ره) تنها بماند. خدا مى‌داند اگر اين بار هم اسلام پيروز نشود و چند سال ديگر وقت مى‌خواهد تا سر بلند كند و اگر نداى اسلام به خاموشى بگرايد، شهدا شما را بازخواست خواهندكرد و شما هيج جوابى نمى‌توانيد بدهيد. پس الان همه چيز دست شماست از شما مى‌خواهم كه راه شهيدان را در تمام زمينه‌ها ادامه بدهيد.

خدايا! خدايا! تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار. والسلام.


منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده