در نامه به یادگار مانده از شهید «عبدالحسین داستان ایمچه» از شهدای دوران دفاع مقدس، ابیاتی با مضمون حماسی آمده است. متن این نامه را در ادامه بخوانید.
نامه شهید داستان: یاران حماسه آغاز کنید

به‌گزارش نوید شاهد البرز؛شهید « عبدالحسین داستان ايمچه»، یکم فروردين 1347 در شهرستان اردبيل به دنيا آمد. پدرش حيدر، كارمند بود و مادرش شوكت نام داشت. دانشجوي دوره كارداني در رشته زمين شناسي بود. از سوي بسيج درجبهه حضور يافت. بيست و ششم ارديبهشت 1367 ، در ماووت عراق بر اثر اصابت تركش به شهادت رسيد. مزار وي در امامزاده محمد شهرستان كرج قرار دارد. برادرش غلامعلي نيز شهيد شده است.

متن نامه به یادگار مانده شهید «عبدالحسین داستانایمچه» را در ادامه بخوانید.

ياران، ياران حـماسه آغـاز كـنيـد

از چـلـه‌ رهــا چــو بـاد پرواز كنيد

يـاري خـدا كـنيـد و يـاري زخـدا

خـواهيـد و سـرود فـتـح آغـاز كنيد

با سلام و درود بيكران بر تنها منجي عالم بشريت اين وادي حق امام زمان مهدي (عج) و تنها نايب بر حقش در اين زمان امام خميني (ره) و اميد امت و امام منتظري نستوه و با سلام و درود بر تمامي رزمندگان كفر ستيز اين طلايه‌داران انقلاب و شب‌فروزان جبهه‌ها اين شيران روز و پارسايان شب و با سلام بر تمامي شهدا از كربلاي حسين تا كربلاي ايران و با سلام بر تمامي اسراي دربند كه در اسارت صداميان مي‌باشند و با سلام بر تمامي معلولان و مجروحان جنگ تحميلي و تمامي مفقودالاثرها.

بنگر كه چگونه من رها كرد و گذشت

از خويش به‎ديده عزم ما كرد و گذشت

هـل مـن ناصر ینصره چو شنيد پاي در راه نهاد بـرخـون حسيـن اقتدا كرد و گذشت

به‏‌حضور برادر بزرگوارم، تقي پس از عرض سلام اميدوارم كه حالتان خوب باشد و جاي هيچ گونه نگراني نباشد و از احوال اين خانواده خواسته باشي همگي خوبيم و دعاگوي شما رزمندگان مي‌باشيم و در صحت و سلامتي كامل به‎سر مي‌بريم. راستي، تقي جان، همين الان كه داشتم نامه مي‌نوشتم تلگراف شما به‎دستمان رسيد و از اينكه شما روز جمعه نمي‌توانيد بيایيد خيلي حيف شد چون تمام فاميل‌ها منتظر آمدن شما بودند زيرا هادي گفته بود كه من به او مي‌گويم كه جمعه را در كرج باشد.

بگذريم خُب تقيجان، ازآب و هوا و كارتون در اونجا برايم بنويس و در ضمن اگر مي‌تواني چند تا عكس از آنجا برايم بفرست و همچنين تمام دوستان و آشنايان به شما سلام مي‌رسانند. ديگر عرض بخصوصي ندارم خداحافظ.

از چيست كه اين خانه چنين نوراني است؟

ور از چه خجل شده و اين نور زچيست؟

شرمنده شده عطر دل شكست و جبرئيل

آور بـه ميـان خـانـه مـهراني كيست؟

شانزدهم مرداد ماه 1365

ساعت 15: 45: 8 صبح

شهید داستان: یاران حماسه آغاز کنید...

منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده