شهید «ولی اکبری‎قرقرک» از شهدای دفاع مقدس است که از او نامه‌ای به یادگار مانده است. نوید شاهد البرز در سالروز شهادتش این نامه را منتشر می‌کند.
نامه شهید

به گزارش نوید شاهد البرز؛ شهید ولی اکبری‌قرقرک سال 1336 در شهرستان قزوين به دنيا آمد. پدرش عسگر و مادرش ريحان نام داشت. تا پايان دوره راهنمايي درس خواند. به عنوان استوار دوم ارتش در جبهه حضور يافت. بيست و هشتم آذر 1359 با سمت فرمانده دسته در دزفول با انفجار مين به شهادت رسيد. مزار وي در امامزاده محمد (ع) شهرستان كرج قرار دارد.

نامهای به یادگار مانده از این شهید در دست داریم که در ادامه می‌خوانید:

خدمت پدرم و مادر عزيزم و برادرم ضمن عرض سلام و ارادت بندگي اميدوارم حالت خوب بوده و هيچ‌گونه كسالتي نداشته باشيد و از درگاه خداوند بزرگ متعال مسئلت دارم هميشه شما را در حمايت خويش مصون و محفوظ نگه دارد و از بلا به دور بوده و مدام در تمام شئونات زندگاني پيروز و موفق باشيد.

آري، من همان روز جمعه شب به تبريز رسيدم صحيح و سالم و روز شنبه به پادگان نيروي هوائي رفتم و كرم را پيدا كردم. آنقدر خوشحال شدم كه ديگر احساس تنهائي نمي‌كردم حتي كرم و حالش خوب چند ساعتي با هم بوديم و بعد به من گفت اگر نامه نوشتي، سلام مرا به تك تك آنها برسان.

باري بگويم از مادرم كه هيچوقت فراموش نمي‌كنم برايش بگويد كه از بابت من نگران نباشيد چون حال من خوب است و به خدا قسم ادامه مي‌دهم. ما پنج نفر هستيم كه يك اتاق گرفتم كه همه‌شان بچه‌هاي خوبي هستند پس به مادرم بگويد؛ هيچ‌وقت براي من ناراحت نباشد همچون به پدرم كه تا زنده هستم غلامي او را انجام مي‌دهم و هميشه آرزوي سلامتي را در زندگي از خداوند برايش خواستارم و دو برادر عزيزم كه نور دو چشمان من است و زندگي من در دست آنهاست كه هر چه گويند براي پيشرفت زندگي من است دريغ نخواهم كرد. هميشه كوچك‌تر از شما بودم تا زنده هستم. گوش به امر شما هستم و بعد از همه اينها خواهران معصوم از صميم قلب آرزوي موفقيت تك‌تك شما را از خداوند متعال خواستارم و تنها هديه من از اين راه دور سلام است به وسيله نامه به شما خواهران عزيز بگويم اميدوارم دلگير نشويد كه نام شماها را در نامه ننوشته‌ام پس بگويم از اكرم خانم و فريده و ليلا ان‌شاءلله كه حالشان خوب است از طرف من روي آنها را بوسه زنيد در صورتي‌كه آهسته ببوسيد مخصوصاً ليلاي بلا.

اكرم خانم كه حالش خوب است كه هيچ كيك براي من پخت كه هيچ با آن كتاب آشپزي تو بايد بروي شلغم بپزي خانم آشپز( شوخي بود). از طرف من به بتول و بچه‌هايش سلام برسانيد زيرا مي‌خواستم بروم آنجا نشد و از طرفي ديگر به آقاي غفاري سلام برسانيد و به ابراهيم و غلامرضا ، صفر و محمد و همه دوستان كه نسبت به ما محبت داشتند. مطلب ديگر ندارم كه مدت دوري ما شش هفته است كه در اين مدت به ما ممكن است مرخصي ندهند يك وقت نگران نشويد يعني 15 روز به عيد مانده تمام مي‌شود.

داداش شما مي‌توانيد به شماره تلفن داخلي 55996 ـ 041 تبريز از ساعت 8 شب به بالا با من تماس بگيريد ديگر عرضي ندارم خدانگهدارتان باد.

آدرس: تبريز ـ خيابان فردوسي ـ كوي ميارميار ـ مسافرخانه درخشان مراغه

منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده