شهید «سیدکریم اعتصامی‌رنانی» در وصیت‎نامه‎اش چنین می‌نگارد: راستى، دلى از سنگ مى‌خواهد كه يك جوان مسلمان اين همه جنايت را ببيند باز هم دست روى دست گذاشته و به جبهه نرود.
وصیت نامه شهید

به گزارش نوید شاهد البرز؛ شهید «سیدکریم اعتصامی رناني»، فروردين 1343 در شهرستان اصفهان چشم به جهان گشود .پدرش سيدعبدالرسول و مادرش صديقهبيگم نام داشت. تا پايان دوره راهنمايي درس خواند. كشاورز بود .به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت .دوازدهم آبان 1361 در سومار توسط نيروهاي عراقي به شهادت رسيد .اثري از پیکرش به دست نيامد. برادرش «سيدمصطفي» نيز شهيد شده‌است.

شهید مذکور در وصیت‎نامه اش چنین می‌نویسد.

بسم الله الـــــــــرحمـــن الـــــرحـيــم

سوره مبارکه الأحزاب آیه ۲۳

مِنَ المُؤمِنينَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيهِ ۖ فَمِنهُم مَن قَضىٰ نَحبَهُ وَمِنهُم مَن يَنتَظِرُ ۖ وَما بَدَّلوا تَبديلًا﴿۲۳﴾

در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند، صادقانه ایستاده‌اند؛ بعضی پیمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشیدند) و بعضی دیگر در انتظارند؛ و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند.

«پیروزی در گرو خون‌ها، ایثار و استقامت»

به نام خدا و با درود و سلام به رهبر كبير انقلاب اسلامی، سلام به رهبرى كه با رهبرى ما مسلمانان را از خواب 2500 ساله بيدار كرد و ما را از تاريكى و ظلمت و به سوى مكتب انسان ساز اسلام سوق داد. آرى، مكتب ما مكتب انسان‌ساز است مكتبى كه نفس اعتقاد به معاد همواره پيروانش را به بازگشت به‌سوى خدا مى‌خواند (انا لله و انا اليه الراجعون) و اين رجعت به نور و حيات رسيدن يعنى اوج گرفتن و از پستى ها كنده شدن و از منجلاب فساد بيرون آمدن يعنى بندهاى وابستگى دنيايى را از دست و پا باز كردن يعنى يك پارچه شور و عشق شدن. عشق به الله و عاشقانه در راه مكتب به خاطر الله جان باختن تاريخ خونين تشيع اين را ثابت كرده كه پيروزى در عمل است نه شعار و بايد براى رسيدن به پيروزى خون‌ها داد، استقامت‌ها نمود و ايثارها كرد.

وقتى بعثيون كافر عراق به ميهن عزيزمان با هدف نابودى انقلاب اسلامى تجاوز كرد و شهرها را ويران و مردم مستضعف و بى دفاع را بى‌خانمان كردند و شهرهاى مرزى را اشغال كرده و برادران پاسدار را هويزه‌خونين شهر و ... ناجوانمردانه قتل عام كردند. بعثي‌هاى كافر حتى به مسلمانان خود رحم نمى كنند و پيرزن‌ها و بچه‎ها در سرماى زمستان در كوههاى غرب رها مى كنند. راستى، دلى از سنگ مى‌خواهد كه يك جوان مسلمان اين همه جنايت را ببيند باز هم دست روى دست گذاشته و به جبهه نرود.

در اين برهه حساس من وظيفه شرعى خود به‌عنوان يك مسلمان ديدم كه به‎خاطر رضاى خدا در جنگ حق عليه باطل شركت نمايم و اين جانيان را از سرزمين ايران بيرون كرده و ملت مسلمان عراق را كه سال‌ها زير سلطه اين خائنان كثيف هستند، نجات دهيم و اگر در اين راه كشته شويم، باكى نيست چون اين راه، راه حق است و تنها آرزويمان شهادت در راه حق است. همانگونه كه تمام امامانمان در اين راه شهيد شدند. پيشواى مجاهدان على(ع) مي‌فرمايد: «خرضوا غمرات الموت الى الحق». در درياى مرگ شنا كنيد تا به ساحل رستگارى برسيد.

«لاله اين چمن آلوده رنگ است هنوز* تير از دست ميانداز كه جنگ است هنوز»

«شهادت افتخار است»

شهادت لياقت مى‌خواهد اگر لايق آن بودم كه در اين راه جان فدا كنم ناراحت نباشيد كه شهادت افتخارى است هم براى من و هم براى شما و اين راهى است كه بايد رفت پس چه بهتر كه خود انتخاب كنيم و آگاهانه برويم. پدر و مادر من هنگامي‌كه روى زمين مى‌افتم، آخ نمى‌گويم كه دشمنان شاد شوند و از شما مى‌خواهم كه در جمع گريه نكنيد كه آن منافقان كه لابلاى مردم هستند، شاد شوند و اگر دلتان تنگ شد به بهشت زهرا يا امام زاده محمد برويد و بر سر شهيدان مخصوصا شهيد بهشتى و باهنر و رجايى برويد و ببينيد كه منافقين آمريكايى چه كسانى را از دستمان گرفتند.

«نگذارید خون شهدا پایمال شود»

خواهر و برادرم، تو رسالت سنگينى بر دوش دارى همچون زينب منافقان و ملى گراها را رسوا كن. شما نبايد بگذاريد اين دشمنان خون شهيدان از صدر اسلام تا كنون را پايمال كنند و شما راه شهيدان را ادامه دهيد و خوب درس بخوانيد. من نتوانستم آنطور كه بايد درس بخوانم چون كشور ما الان به كسانى مانند بهشتى‌ها، صدوقى‌ها و باهنرها و غيره احتياج دارد. خداحافظ

خدايا، خدايا، تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار.

«واعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا والسلام على من اتبع الهدى»



منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده