شهید «احمد نوری» در وصیت‎نامه خود خطاب به مادرش چنین می نگارد: «اين را افتخار كني كه پسري مانند ابراهيم (ع) به خداوند عطا كني ولي خداوند قرباني ابراهيم را چون گوسفندي قبول نموده، ولي قرباني تو را شايد قبول كند.»
«قربانی»

به گزارش نوید شاهد البرز؛ شهید «احمد نوری»، شانزدهم فروردین ماه 1339، در کرج چشم به جهان گشود. وی تا پایان دوره راهنمایی ادامه تحصیل داد و دهم مهرماه 1359 در دزفول با اصابت گلوله به شهادت رسید. پیکر پاکش در امامزاده محمد زادگاهش به خاک سپرده شد.

متن نامه به یادگار ماده از شهید «احمد نوری» را در ادامه مطلب می‌خوانیم:

به مادرم سلام. پس از عرض سلام، سلامتي آن مادر را از خداوند متعال خواهانم. همان طور كه ميداني، ما در زماني به خدمت اعزام شده‌ايم كه 36ميليون ايراني در زير يوغ استعمار دست و پا ميزدند و هم اكنون با دادن هزاران شهيد از چنگال اهريمنان آزاد شدند و در فضاي باز آزادي به پرواز در آمدند.

« تضاد طبقاتی آن روزها»

مادر من همچنان كودكان مريض را مي‌ديدم كه چگونه بر پشت مادران زجر كشيده‌اشان زير آفتاب سوزان در كنار درب بيمارستان به انتظار دكتر مي‌ايستادند، من كودكان گرسنه هم نوع خود را مي ديديم كه چگونه جاي شير، آب مصرفي را (به جاي شير) مصرف مي‌كردند ، مادرمن كودكان جنوب شهر را مي‌ديدم كه چگونه زندگي مي كردند و كودكان بالاي شهر را هم مي‌ديدم كه با چه ناز و نعمتي زندگي ميكردند. اگر يك روز هم از بالاي شهر به جنوب مي آمدند و به خانه بر مي‌گشتند بايد در خانه خود قرنطينه شوند.

ولي بچه‌هاي جنوب شهر به جاي تفريح و شادي مسابقه مگس دواني مي كردند، آري مادر، ولي حالا همه اين حرف‌ها به كنار رفت و من يك سال از خدمتم مي گذرد، خيلي شادم از اين كه اين يك سال خدمت را از شهري به شهر ديگر رفته‌، از رضائيه به دزفول و كازرون ، ولي مادر ديگر نمي‌دانم چه بنويسم و من اميدوارم كه اگر خبر شهادتم را از جبهه برايت آوردند، تو مادري نمونه باشي و اين را افتخار كني كه پسري مانند ابراهيم (ع) به خداوند عطا كني ولي خداوند قرباني ابراهيم را چون گوسفندي قبول نموده، ولي قرباني تو را شايد خداوند قبول كند.

«راهم را ادامه دهید»

مادر، مي‎داني چرا شهادت را دوست دارم، به خاطر اين كه با مشتي كفار درستيزم. من با صدام و صداميان كه از خدا بي‌خبرند، مي‌جنگم. من با نبرد با فرعون زمان، همچنان در ستيزم كه علي‌اكبر حسين (ع) با يزيديان زمان خويش جنگيد (در ستیز بود) و صدام كافر يكي از دست نشاندگان شيطان بزرگ (آمريكا) می‌باشد.

مادرم، جبههها همچنان به پيشروي خود ادامه ميدهد و با برادران پاسدار و نيروي مسلح بر عليه دشمنان نبرد خود را ادامه ميدهيم.

تا خون در بدن داريم براي هدف خود كه نابودي كوردلان تاريخ و دشمنان اسلام و جمهوري اسلامي است به رهبري امام امت، آنها را از پاي در خواهيم آورد. مادر، اگر روزي خبر شهادت من به گوشت رسيد؛ برايم اشك نريز و به برادران من بگوييد كه راهم را ادامه دهند چون هدف من فقط براي رضاي خدا و خلق محروم و مستضعف اين مرز و بوم ميهن اسلامي است.


منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده