خانواده شهید «ابراهیم خلیل‌باقری» در خصوص منش او می‌گویند که او لحظه‌ای از یاد خدا غافل نبود، چهره‌ای نورانی داشت و آرزویش شهادت بود و در عملیات «مسلم‌بن‌عقیل» به آن دست یافت.
«چهره نورانی» عملیات مسلم بن عقیل

به گزارش نوید شاهد البرز؛ شهيد «ابراهيم خليل‌باقري» که نام پدرش «مصيب» است در سال 1325 در يكي از روستاهاي قزوين در خانواده‌اي كشاورز و مذهبي و زحمتكش ديده به جهان گشود و پس از طي دوران كودكي خويش در آغوش خانواده به مكتب‌خانه رفته و خواندن قرآن را فرا گرفت. او پس از آن به كار كردن مشغول شد. او به خدمت سربازي رفت و پس از پايان دوره سربازي ازدواج کرد كه حاصل آن پنج فرزند است.

او در كارخانه گوشت فرديس به كار كردن مشغول شد و از اين طريق در پي لقمه‌اي نان حلال براي خانواده خويش بود. در زمان اوج‌گيري انقلاب و در بحبوحه راهپيمايي‌ها و تظاهرات بر عليه رژيم منحوس پهلوي شركت فعال  و همواره در صحنه حضور داشت و پس از پيروزي انقلاب به عضويت بسيج درآمد و با منافق‌ها و ضد انقلاب‌ها مبارزه مي‌کرد و با آنها سري آشتي‌ناپذير داشت. وی با عضويتش در بسيج بر فعاليت‌هايش دامنه و وسعت بيشتري بخشيد.

او در زمان جنگ تحميلي از هيچ كمكي نسبت به جبهه‌هاي جنگ و رزمندگان سلحشور دريغ نمي‌كرد و خود نيز دوازدهم شهریور 1361 به جبهه بستان اعزام شد و در علميات «مسلم‌بن عقيل» شركت کرد و در تاريخ نهم مهر ماه 1361 به شهادت رسید و پيكر پاك و مطهر اين شهيد مظلوم در منطقه باقي ماند.

خانواده شهيد مي‌گويد:او بسيار با خدا و با تقوي بود و نیز بزرگترين آرزويش شهادت در راه دين خدا و مملكتش بود كه به بزرگترين آرزويش رسيد. او چهره‌اي نوراني داشت و هميشه به ياد خدا بود و لحظه‌اي از ياد خدا و نام خدا غفلت نمي‌كرد.

پیام شهید: خداوند در قرآن مى‌فرمايد كه هر كس براى دين ما كمك كند، من با آنها كمك مى كنم. ان‌شاءالله به يارى و خواست خدا بايد به جبهه بروم. ان‌شاءالله که پيروز مى‌شويم و برمى‌گرديم. اگر هم شهيد شديم براى بنده گريه نكنيد. اگر بنده، «ابراهيم خليلى» شهيد شدم، فرزندانم را نوازش كنيد؛ بغل بگيريد و بر سرشان دست بكشيد.


منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده