شهید «سیدحفظ‌الله میرنورالهی» در وصیت‌نامه خود خطاب به والدینش می‌گوید: وقتى با تفنگ كلاشنيكف قلبم را سوراخ كردند و یا با تركش خمپاره بدنـم را متلاشى كرد و یا قطعه‌قطعه گوشت بدنم را از زيرآتش و تانك بيرون‌آوردند و يا وقتى اسير شدم اصلا ناراحت نباشيد زيرا این پایان راهی‌ست که به خوبی طی شده است.
پایان راه

به گزارش نوید شاهد البرز؛ «شهید سیدحفظ اله میرزایی» در خرداد 1343 در شهرستان چالوس به دنیا آمد. پدرش «سید رمضان» کارگر بود و مادرش «مروارید» نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند و از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. نهم مهر ماه 1361 در سومار با اصابت تیر نیروهای بعثی به شهادت رسید. مزارش در روستای انگوران تابعه زادگاهش قرار دارذ.

پایان راه

وصيت‌نامه شهيد «سيدحفظ الله ميرنورالهى» را در ادامه می‌خوانید:

«بسم الله الرحمن الرحيم »

«ولاتحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتا بل احيا عند ربهم يرزقون »

پس از درود به رهبركبيرانقلاب اسلامى ايران خمينى كبيرسخنانم را آغاز مى‌كنم و بعد ازسلام به پدر و مادرم و خواهـر و بـرادرم و فاميل‌ها از پدرو مادرم مى‌خواهم كه اگر من شهيد شدم براى من گريه نكنيد چون شهيد در راه خدا گريه ندارد.

پـدر و مادرعزيزم، وقتى با تفنگ كلاشنيكف قلبم را سوراخ كردند، وقتى تركش خمپاره بدنـم را متلاشى كرد، وقتى قطعه‌قطعه گوشت بدنم را از زيرآتش و تانك بيرون‌آوردند يا وقتى اسير شدم اصلا ناراحت نباشيد زيرا من راهم را انتخاب كرده بودم ‌و آن را به پايـان رسانيدم،البته به خوبى.

تفنگم رابياوريد تاقلب دشمن‌مزدور را نشانه‌گرفته و آن را متلاشى‌كنم تا ديگر به خاك‌مقدس و سرزمين عزيز ما حمله نكند،كفنم رابياوريد تا آن رابا خون گلگون كنم.

آرى، پدر و مادرعزيـزم و برادرعزيزم و خواهرمهربانم و فاميل‌ها و در آخرازدوستان و آشنايـان و ملت ايران مى‌خواهم كه وحدت خود را حفظ كنيد و امام راتنها نگذارد.

اگرماسعادت داشتيم شهيد بشويم، باشدكه به كام خود برسيم.

خدايا، خدايا، تا انقلاب مهدى خمينى رانگهدار«ميرنور الهى»


پایان راه عاشقی


منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده