شهید «نصرت‌اله فرهنگ‌رنجبر» در یادداشتش خود را چنین معرفی می‎کند که من یک معلم ساده هستم که انقلاب کردم تا آخرین قطره خون از این هدف دفاع می‌کنم تا از نقص به کمال و ظلمت به نور برسم.

معلمی ساده در جستجوی نور

به‌گزارش نوید شاهد البرز؛ شهید «نصرت‌اله فرهنگ رنجبر» فروردين 1339 در شهرستان تهران به دنيا آمد. پدرش ابوطالب، كشاورز بود و مادرش ربابه خاتون نام داشت. وی تاپايان دوره متوسطه در رشته اقتصاد درس خواند و ديپلم گرفت. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور يافت. او پنجم مهر 1360 در دارخوين با اصابت تركش به شهادت رسيد. مزار وي در بهشت زهراي زادگاهش واقع است.

یادداشتی از شهید دردست است که در ادامه می‌آوریم.

بسم الله الرحمن الرحیم

احساس وظیفه نمودم چند جمله‌ای بنویسم تا شاید راهی باشد برای پیشبرد اهداف اسلامی، البته زبان و قلم هر دو قاصرند با این حال خداوند می‌فرماید: «لا یکلف‌الله نفسا الا وسعها» یعنی خداوند به هیچ‌کس از نفسش بیشتر تکلیف نمی‌کند.

بنابراین، این بنده حقیر را می‌بخشید باز هم به نام خدا که به انسان ... جان داد و هر آن که اراده کند آن را می‌گیرد و به نام هستی‌بخش و پدید آورنده این جهان که همه‌گونه نعمت (رهبری، جان، رزق، مکان، دانش قناعت، شهامت، شهادت، شرم، حیا، تقوی، جهاد بالنفس، اداره نماز و روزه، راستی و درستی و ...)

را به ما عطا کرد و او که رحمن است برای همه مخلوقات خود و رحیم است، برای توبه‌کنندگان و مسلمین و قادر است، بر همه چیز و تواناست که هر چیز را بر آورد و سرانجام به من جان داد تا در خدمت خدا و بندگان خدا باشم و اگر خدا بخواهد در همین راه بمانم. بلی، برادران و خواهران و پدران و مادران مومن و مسلم و صالح شاید این سوال برای شما هم پیش بیاید که چرا به جبهه رفتی ؟ و مقصد چه بود؟ در جواب می‌گویم: خداوند تمام بشر را محتاج آفریده و جهاد در راه اسلام را یک وظیفه دانسته است در این شرایط که مملکت ما رو به تکامل می رود، آمریکای جهانخوار چون دست خود را از ایران کوتاه دید چندین نقشه کشید که ایران را از داخل متلاشی کند ولی هر بار رهبری امام نگذاشت.

«تحلیلی از جنگِ ایران و عراق»

سرانجام آمریکا تدبیر تازه‌ای اندیشید و عراق ملعون را به بهانه سه جزیره‌ای که در طاغوت (سال1352) تصرف ایران درآمده بود، تحریک کرد. شاید به این وسیله بتواند منابع نفتی ما را قطع کند و ایران را از داخل دچار بحران کند تا شاید ایران دست نیاز به طرف ابر قدرت‌ها دراز کنند و آمریکا را آقا بخواند که باز هم رهبری امام نگذاشت و نیز با تحریم اقتصادی و این جنگ خانمان‌سوز ( که حدود 5/1 میلیون نفر را آواره کرده است)

ایران را از درون متلاشی کند که این‌جانب، وظیفه هر ایرانی می‌دانم که احساس مسئولیت کند و اسلام خود را در خطر ببیند.

به مصداق آیات زیر می‌دانم. انفال ، آیه 29 «وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ وَ أَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ» و بدانید که جز این نیست مال‌هاتان و اولادتان بلا است و نزد خدا اجری بزرگ است و دیگر آیات با این همه دلیل از قرآن که برای شما آوردم فکر میکنم جواب شما را برای اعزام خودم به جبهه داده باشم و شما بدانید که ما مقلدان امام خمینی هرگز به خود هموار نخواهیم کرد که امام ما همچون امام حسین (ع) ندای «هل من ناصر ینصرنی» براورد و ما بنشینیم.

آیا مگر نمی‌دانید که اگر این صدام کافر بر این خاک شورید بر ناموس مردم تجاوز کرد و انسانیت و حرمت قرآن را زیر پا گذاشت و به جنگ قرآن و انسانیت آمد، وظیفه ماست که بایستیم و از شرف و آبرو حیثیت و قرآن و مرام خود دفاع کنیم و همین کار را خواهیم کرد.

«من یک معلم ساده هستم»

اما چند جمله‌ای هم از خودم بنویسم. من یک معلم هستم و هیچ‌گونه احتیاج به کار و پول و اجر مادی ندارم و کاملا در رفاه و قانع هستم که در ضعف مادی نبوده‌ام و اصلا برای مادیات به جبهه نیامده‌ام بلکه داوطلب آمده‌ام و شما یا ضدِ انقلاب که شعار نان مسکن و آزادی سر می‌دهید بدانید که ما برای این‌ها انقلاب نکرده ایم و نان و مسکن و آزادی برای ما مفهوم ندارد بلکه استقلال تمامیت ارضی و آزادی و جمهوری اسلامی که چشم امیدی مستضعفان است و روزنه امیدی برای آنها به شمار می‌رود انقلاب کرده‌ایم و تا آخرین قطره خون از این هدف دفاع می‌کنیم تا از نقص به کمال و ظلمت به نور برسیم.

«خداشناسی»

اما چند آیه‌ای هم درباره خداشناسی می‌نویسم، باشد برای عده‌ای که از چشم دل کمر هستند راهی برایشان بگشاید. انتهای سوره مبارکه آل عمران می‌خوانیم : به درستی که در خلقت آسمان‌ها و زمین و اختلاف شب و روز نشانه‌هایی هستند برای صاحبان با خرد و آن کسانی که در همه حال ( نشسته، ایستاده، خوابیده) به یادِ خدا هستند و تفکر می‌کنند و در مورد آفرینش آسمان ها و زمین می‌گویند: خدا تو این آسمان ها و زمین را بیهوده نیافریدی از این عیب (بیهوده آفریدن) به‌دور هستی پس ما را از آتش دوزخ بدور بدار.

«مناجات »

خدایا، به درستی که ما شنیدیم ندا کننده ایمان، ندا در می‌داد که بگروید به پروردگارتان، پس گرویدیم. پس برای ما بیامرز گناهان ما را و باز پوشان از ما بدیهایمان را و بمیران ما را با نیکان امین. پروردگارا، بده ما را آنچه که وعده داده‌ای به رسولانت و خود مگردان ما را روز قیامت به‌درستی که تو خلاف نمی‌کنی وعده‌ات را، خداست که آفرید آسمان و زمین را، فرو فرستاد از آسمان آب را، پس بیرون آورد با آن میوه‌جات و روزی از برای شما و رام کرد و برای شما کشتی را، تا روان شود در دریاها به امرش و رام کرد برای شما نهرها را و مسخر کرد برای شما.

و اگر بشمارید نعمت خدا را، شما آن را نتوانید همانا انسان ستمگری ناسپاس است. (س ابراهیم 31ت34)

یا تقدیر حضرت ابراهیم (ع) را در نظر بگیرید که سه آیه از قرآن مجید هست و هم اکنون خاطرم نیست که به این مضمون است. می‌فرماید ابتدا به ستارگان سرتعظیم فرود می‌آورد و چون روز می‌شود و از بین می‌روند، می‌گوید: خدای من نابودشدنی نیست و همین‌طور به ماه و آفتاب و سرانجام می‌فرماید: چیزی که محو شود نمیتواند خدا باشد و به این طریقی خدا را بسیج می‌کند.

در سوره رعد آیه 2 می‌فرماید: « اللّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لأَجَلٍ مُّسَمًّى يُدَبِّرُ الأَمْرَ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لَعَلَّكُم بِلِقَاء رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ»

خداست که برافراشت آسمان‌های بی‌ستون که می‌بینید آنها را پس مستولی شد بر عرض و مستخر کرد آفتاب و ماه را هر یک می‌روند تا مدتی نامبرده شده تدبیر می‌کند کار کائنات را بیان می‌کند آیتها را باشد که شما به رسیدن جزای پروردگارتان یقین کنید و در آیه 3 سوره رعد میفرماید: « وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْهَارًا وَمِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ»

و اوست که بگسترد زمین را و گردانید در آن کوه‌ها و نهرها و از همه ثمرها گردانید در آن جفت و دو تا میپوشاند پرده از شب روز را به درستی که هر آینه آیته‌است از برای قومی که تفکر می‌کنند و در آیه 4 سوره رعد می فرماید: و فی الارض قطع متجاوزات ... و در زمین قطعه هاست نزدیک و بوستان ها از انگورها و زراعت و خرمای چند دو تا از یک اصل و دسته و غیره آب داده می‌شوند به یک آب و زیادتی می‌دهیم برخی از آنها را بر برخی دیگر میوه‌ها بدرستی که در آن هر آینه آیت هاست از برای گروهی که دریابند و بسیار آیات دیگر در همین مورد در قرآن کریم وجود دارد که آن کسانی که صاحب خرد و تحمل هستند همین مقدار از آیات خدا و یک مقدار که توضیح می‌دهیم ان‌شاءالله. که کافی باشد خوب دقت کنید آیا از بدو پیدایش انسان تا کنون انسان تغییر چهره داده است. آیا در چیده شدن دانه‌های انار نظم و ترتیب وجود ندارد که آب و خاک و ... و نور خورشید برای رشد خود استفاده می‌کند و اناری ترش می‌شود و آری شیرین در صورتی که تغذیه یکی بوده و آوندهایی که غذای خام را به برگ می‌رسانند تا در این کارخانه گیاهی که حتی با تصور آن را نمی توانیم بکنیم برای خود غذا بسازد آن هم به نوع های مختلف در آفرینش انسان این موجود خارق العاده که دراین جبهه کوچکش هزاران کار انجام می‌شود ( با شنیدن میوه بزاق ترشح می کند) این ها جهش است که با این همه نظم و تربیت خاص صورت گرفته یا در کهکشان کراتی وجود دارد یا ستارگانی هستند تا جایی که دانشمندان به وجودش پی بردند حدود 6 میلیارد سال نوری که عددش را نمی‌توان خواند تا چه برسد به تصورش. طول می کشد تا نور به زمین برسد و به دلیل فاصله زیاد اصلا نورش به زمین نمی رسد. آیا این خلعت عظیم بدون نظم گرداننده و نگهدار است و بدون دخالت بخودی خود پدید آمده و تنها از جهش درست شده است .؟ اگر چنین است چرا جهش دیگری تا کنون در انواع میوه یا به طور کل در انواع خلقت صورت نگرفته می توان نتیجه گرفت که همه این ها یک نظم خاصی است (بدون جهش) که قدرت خداوند بر او تسلط دارد به کار خود ادامه می دهد و فقط اداره الله است. یکی از ائمه اطهار می‌فرماید: که خراب کردن دنیا در نزد خداوند آسان‌تر از کشته شدن یک مسلمان است. نتیجه می‌شود که همه چیز مدتی تغییر این بنای عظیم خلقت نیز به‌دست اوست زیرا سوره شریفه : زلزله تحقق بخش این تغییر است و خداوند هر گاه اداره و بگوید «کن فیکون» پس بشو می‌شود و این جانب از این جملات بی‌سر و پا اندکی برای شما گفتم و تحلیل با شماست که در دل را بگشاید و از نور الهی نصیب قلب خود سازیید تا شاید ان‌شاءالله همه ما راه یافتگان باشیم.

«اهمیت تربیت صحیح فرزندان»

اندکی سخن با پدران و مادران دارم که فرزندانی تربیت کنید تا برای این جامعه خدمتگزار باشند و حق فرزندی را ادا کنید زیرا فرزندان به گردن شما حق دارند و شما پدران و مادران بدانید و آگاه هستید که به فرزندان رسیدن تنها به شم آنها نیست در حق به گردن شما دارد یکی مایحتاج مادی و دیگری نیاز معنوی اوست.

قلب کودک خردسال مانند آینه است و می‌بینم که در مدت یک سال و اندی به راحتی هر حرفی که می‌زنیم در دل او نقش می‌بندد و به دلیل می‌سپارد و نیز همین‌طور است این جاست که روان پاک کودک آمادگی برای پذیرش هر نوع عملی دارد وظیفه پدر و مادر است که فکر معنوی او را هم پرورش دهند نزاع در خانه، سیگار کشیدن حرف رکیک یاد دادن ، ادب، انسانیت، ترس و وحشت ایجاد کردن برای کودک ، راه رفتن، طرز سخن گفتن باد یگران در نزدیکی این کودک و همه الی آخر... غذای روحی و معنوی کودک است اگر می‌خواهید دین خود را به کودک ادا کنید رفتارتان طوری باشد که در جهت سازندگی کودک باشد تا از نظر روال هم تربیت شود نه این که تنها شکم او را اسیر کنید. اگر مسلمانید کودکان خود را با مبانی مذهبی آشنا کنید تا دچار انحرافات نشوند و خدای نکرده اگر یک دفعه تصادفی برایش پیش بیاید و از دنیا برود ( که رفتن حق همه است) نیایید برایش نماز میت بخوانید و در بالای قبر او دعا بخوانید و تنها پس از مرگ او یک ... که کردهاید فقط (اسم) ائمه اطهار و قرآن را یادش دهید که به نظر من، هیچ اثری در این هنگام نخواهد بخشید و حتی اگر هم شده باید کودکان خود را آزاد بگذارید و او را تعقییب کنید تا ببینید که این کودک راهش به کجا ختم می‌شود اگر اشتباه بود جلوی او را بگیرد.

چند کلمه‌ای هم در مورد فرزندان نسبت به پدر و مادر دارم: ای خواهران و برادران وظیفه شما نسبت به پدر و مادر به قدری زیاد است که به زبان نمی آید، بدانید که پدر و مادر به قدری بزرگ هستند که در خانه و بیرون حکم اشان مانند حکم الهی است و مانند پیامبر به من از ایشان اطاعت کرد اگر (مسلم باشد) حتی خداوند می فرماید: چاپلوس نباشید و در مقابل هیچ‌کس به غیر من سر تعظیم فرود نیاورید حدیثی داریم که می‌فرماید : جز در مورد پدر و مادر و امام عادل تملق روانیست پس بدانید که وظیفه ما نسبت به پدر و مادر چقدر است در چند جای قرآن کریم یاد شده که به پدر و مادر نیکی کنید.

«اهمیت تحصیل علم»

در مورد محصلان و دانش آموزان قرآن کریم می‌فرماید: لقد من الله المومنین ...... به تحقیق که خدا منت گذاشت بر گروندگان چون بر انگیخت از بین خودشان رسولی که بخواند برایشان نشانه های او را پاک کند (تزکیه) و بیامرزد شان کتاب و حکمت را و اگر چه بودند هر آینه در گمراهی روشنی. (آل عمران 59) و در سوره مبارکه که جمعه می‌فرماید: «هو الذی بعث فی...»: اوست که برانگیخت از میان بی‌سوادان رسولی را از ایشان می‌خواند برایشان آیت هایش را و پاک می‌سازد. ایشان را و می‌آموزد. کتاب و حکمت را به درستی بودند از پیش هر آینه در گمراهی آشکار از این دو آیه بالا چند نتیجه می‌توان گرفت یکی آن که بی‌سواد را در آن واحد سواد دار نمود و دومین که انسان با انسان فرقی ندارد، سوم این که تزکیه نفس را به هر چیزی مقدم دانسته حتی بر یادگیری دانش و حکمت و چون دوباره در قرآن یا بیشتر قید کرده مشخص کننده تاکید آن است پس ای دانش آموزان عزیز سعی کنید در محیط مدرسه ابتدا تربیت یاد بگیرید پس آنگاه درس. که پیغمبر اکرم فرمود: «زگهواره تا گور دانش بجوی». و باز می فرماید: «طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه یاد گرفتن دانش بر هر زن و مرد مسلمان واجب است و باز به مصداق بنیادی کوربرتر است از کور بینا که مقصود همان روشنی قلب و سواد است از دو چشم بالاتر است یکی از ائمه اطهار در حدیثی می‌فرماید: «وقتی مرگ طالب علم فرا می‌رسد، شهید می‌میرد پس بکوشید برای تزکیه و تحصیل چون شما امید آینده اسلام و ایران هستید و مستضعفان جهان چشم دوخته‌اید که شما آنها را از فلاکت نجاتشان دهید.

و شما ای مردم که برای اسلام قیام کرده اید نه برای خاک ( زیرا ما می‌رویم و خاک می‌ماند) برای آزادی قیام کرده ایم نه برای اسارت که فرصت‌طلبان می‌خواهند ما را دوباره به زیر یوغ استبداد ببرند حالا از نوع غریبش یا شرقیش فرقی نمی‌کند و‌ظیفه دارید که عدالت را درهمه حال حفظ کنید رژیم حالا در مورد هر کسی که باشند تا انقلاب مکتبی پیش برود پشت جبهه ها را حفظ کنید توام با عدالت قرآن کریم می‌فرماید: یا ایها الذین امنوا کونوا قوامین بالقسط ای آن کسانی که ایمان آوردید باشید فرمانروا به عدالت، گواهان ای خدا اگر چه به خور خودتان یا والدین و خویشان شما اگر باشد و با توانگر با محتاج اگر باشد پس خدا سزاوارتر است به آنها پس پیروی نکنید خواهش خود را و اگر بپیچانید زبان را یا اعراض کنید پس به درستی که باشد به آنچه که می کنید آگاه و در آیه سوره مائده می‌فرماید: «یا ایها الذین امنوا کونوا قوامین با ... ای ان کسانی که ایمان آوردید باشید ایستادگان بر خدا را گواهان به عدل و ندارد شما را دشمنی گروهی بر آن که عدالت نکنید بلکه عدالت کنید که آن پرهیز گاری بهتر است و بترسید از خدا به درستی که خدا از آنچه می‌کنید آگاه است.

می بینیم که در این دو آیه هیچ چیز نمی تواند جلو عدالت را بگیرد و نه پدر و مادر و نه نزدیکان و فقیر و غنی و نه چابلوسی بلکه تنها باید عدالت که جامعه ای بر پایه توحید داشته باشیم و به آن هدف الهی یعنی الله برسیم و در آیه 4 سوره مائده می فرماید: «تعاونوا علی البر و التقوی...» همکاری کنید به یکدیگر به نیکی و پرهیزگاری و همکاری یکدیگر را نکنید تا بعضی از مسلمین ناراضی شوند و پشت به اسلام (نعوذبالله ) بکنند و از همه مهمتر در این شرایط حساس کمک به دوست است که با وجود این همه مریض و معلول و جنگ زده، مهاجرین عراقی و افغانی و زلزله‌زدگان همه کوله باری شده است بر این دولت مکتبی امید است با همکاری بی‌ریای خود بدور از هر گونه توقع و چشم داشتی از مال و جان و فرزند و نیروی کاری هر چه می‌توانید در اختیارش بگذارید تا ان‌شاءالله با کافرین پیروز شویم به ان‌شاء الله پیروز هستیم.

اگر مومن به خدا و پیامبر و روز معاد و این انقلاب اسلامی ادامه دهنده راه انبیاست و مقدمه انقلاب حضرت روحی له العذامهدی(عج) است ایمان داشتید و مومن بودیم و بداینم این آیه شریفه و لا تحسبن الذین قتلوا.....

گمان نبرید آن کسانی که در راه خدا کشته می‌شوند، مردهاند؛ بلکه زنده‌اند و در پیش خدا روزی می‌خورند در مورد ما هم واقع می‌شود و به آن کمال رسیده‌ایم ولی اگر چنین نباشد وای بر ما از خدا برای خودم و شما طلب آمرزش می‌کنم اگر مومن نبودیم حداقل آزاده باشیم طبق این آیه رفتار کنیم ای اهل کتاب چرا می پوشانید حق را به باطل و پنهان می‌دارید حق را در صورتی شما می‌دانید اگر این گونه باشید و غضب خدای بزرگ را بر انگیزیم آن ونقت است که «مکروا و مکرو او الله خیر الماکرین» (آیه 48و آل عمران) و مکر کردند و مکر کرد خدا بر آنان و خدا بهترین کنندگان است در پایان این مطلب اضافه می‌کنم. «اطیعواالله و اطیعواالرسول ...63» نساء اطاعت کنید از خدا و پیغمبر و صاحبان امر او پس اگر نزاع کنید بر چیزی برگردید به سوی خدا و رسول او که ایمان آورده اید به خدا و روز قیامت و این کار به نیکی نزدیک‌تر است.

«هشدار در مورد منافقین»

ای برادرانی که گول خورده‌اید به چند نکته توجه کنید مسعود رجوی در ایام زندانی خویش سران سازمان را سوی دهید و در روزی که قرار بود هشت نفر اعدام شدند هفت نفر اعدام می‌شوند. این و یک نفر آب زیر کاه همین رجوی خائن بود پس از آزادی از زندان با انقلابی نمایی و مظلوم نمایی خود دل پاک عمده ای از ساده لوحان را به‌دست آورده اگر بخواهید می‌توانید به تاریخ کتاب هایی که در چند ماهه قبل از پیروزی و بعد از پیروزی انقلاب دقت کنید و همین منافقین آیت الله طالقانی زحمت الله علیه را که می‌خواست آنها را به سر راه بیاوری کشند و فاجعه‌ای که خود به بار آورده‌اند با شعار وقیحانه‌ای به شهید مظلوم بهشتی نسبت می‌دهند که هوشیاری ملت همه را خنثی می‌کند.

چند دلیل دارم 1- پاسداری مجاهدین 2- کپسول گاز را با کول می‌آوردند و در را قفل می‌کنند و نمی‌گذراند به بیمارستان ببرند و به جای آن دکتر بالای سر او می آورند که امکانات کمتر است نقل از مجله جوانان سیاسی در 1359 و برای ورود به مجلس شورای اسلامی با چریک‌های فدایی ائتلاف می‌کنند.

« خیانت بنی‌صدر»

سپس نام سرگشاده آن خانم پیش می‌آید که به چریکهای فدایی در کردستان کمک شخصی می کنند. سعادت پیش می آید که آن همه جنجال می‌کنند و در هر میتینگشان زد و خورد خیابانی وجود داشته‌است فاجعه امجدیه را پیش میآورند و پاسدار را به نام می‌کنند این ها همه خصلت منافقین است سرانجام از همه طرف تیر شان به سنگ می‌خورد تقاضای ملاقات با امام را می‌کنند که رد می‌شود. تا این که بنی صدر خائن به ریاست می‌رسد برای همین مردم شهید داده و این خائن هم تا مدت نزد به یک سال اختیار نمی‌کند و تنها سخنرانی می‌کند که مبادا در این نابسامانی دولت دستش رو می‌شود و دو شب قبل از انتخاب اعلام می کند که برنامه بانک‌ها حل شد و حتی به خبرنگار هم می‌گوید که تو بلد نیستی سوال کنی بالاخره با بیش از دو هزار سخنرانی در این مدت و به تایید افراد سرشناس مذهبی رای ریاست می‌آورد و سازمان مجاهدین زیر چتر او بال می‌گستراند و حتی کار به جایی می رسد که بنی صدر مسعود رجوی را برای انقلاب فرهنگی دعوت می‌کنند و پس از اعلام پیام 12 ماده‌ای امام امت که فرمودند از اسلام برای خود معجونی درست کرده‌اند این سازمان خود را ضعیف شده می بیند و پس از چندی زیر زمینی به کار می پردازند و در ارتباطات با بنی صدر نقش بنی صدر در این میان به این صورت پیش می‌رود که در اصفهان خانمی به او می‌گوید: من روسری را دوست ندارم. می‌گوید: استقامت کن تا کسب آزادی کنی.

هفدهم شهریور و بیست و دوم بهمن آن سخنرانی کذا را می کند و در همان جا بیست و دوم بهمن می گوید که من موضع خودم را در 14 اسفند مشخص خواهم کرد که در این جا می بینیم که چهار ده اسفند این پنج شنبه ننگین باز این سازمان منافق آن فاجعه را به سرکردگی بنی صدر به بار می آورد.

مردم انقلاب کرده‌اند 70 هزار شهید و 100هزار معلول به جای گذاشتند که دین و جان و کشورشان آزاد باشد آقای بنی صدر کود تا جهانی که این همه خون را می‌خواستند پایمال کنند. امام فرمود: طبق چهار آیه قرآن سزای همه این ها مرگ است شما آنها را آزاد کنید ؟ به رئیس دیوان عالی کشور و دادستانی می گوید کار خود را خوب انجام نمی دهید تا جایی که در مقابل امام جبهه گیری می کنید می گویید که این جمهوری نیست که من به آن افتخار کنم امام می گوید با گرفتن این گروگان ها انقلابی بزرگتر از انقلاب اول کردیم. او می‌گوید» ما خود گروهان امریکا شدیم. می‌گوید: دولت بی‌سواد است و کذا و کذا بالاخره بعرض شما برسانم که کار به جایی می‌رسد که به همه چیز معترض می‌شود نامه سرگشاده به امام می‌دهد با آن افتضاح جبهه ملی بر علیه قصاص که یک امر الهی است سینه سپر می‌کند و آن را ضد انسانی می‌خواند و مجاهدین اعلامیه نظامی، سیاسی می دهد که در همین بین دانشجویان پیرو خط امام ارتباط مخفی بین بنی‌صدر و سیار افشاء می کنند و او مخفی می‌شود و سرانجام رئیس این سازمان به اصطلاح ضد امپریالیستی به اتفاق بنی‌صدر و خلبان مخصوص شاه به فرانسه فرار می کنند. این جا نکته هایی‌ست که باید یاد‌آور شوم : 1- دستگاه قضایی کشور چرا به این امر مهم دقت بیشتری نکرد.2- ای جوانان عزیز فکر خود را باز کنید و به دوروبرتان نگاه کنید و از این موضوع الهام بگیرید که چه رابطه‌ای بین بنی‌صدر و سرهنگ معزی و امپریالیست امریکا و مسعود رجوی در کار است. اگر رجوی ضدامپریالیست است چرا به فلسطین نکرد و به فرانسه که همدست امریکاست رفت چرا شما تروریست‌ها منافقان را در این جا گذاشت و خو در رفت چرا قدر خون خود را نمی‌دانید. اگر برای خلق کار می‌کنید اکثریت خلق است یا شما چرا نمی‌گذارید این مردم به سر کارشان بروند تولید کنند چرا نمایندگان مردم را می‌کشید، آیا شما مردمی هستید؟ ای معین فرخائن که از دست حزبالله میگویی: «انا الله انا الیه» راجعون و از یک جاسوس سیاه بنی‌صدر پشتیبانی میکنی، آیا تو را کشتند یا این که 72 نفر از بهترین فرزندان خلق ( بهشتی و خامنه ای، چمران و رفسنجانی را ترور کردند.

نماینده مشهد را ترور کردند یا تو را، اسلامیتان غضنفرپور خائن را جوانان آگاه باشید و تعقل کنید که طرفداری از یک سازمانی منافق که کارش ترور وحشت است نمی‌تواند بر این علت تسلط یابد.

زیرا «الملک یبقی مع الکفر ولایبقی مع الظلم» بدانید با ترور رفسنجانی مطهری و دیالمه و بهشتی نمی توانید اسلام را از دل کودکی که 3 سال دارد و با آن لهجه شیرین می‌گوید: الله اکبر خمینی رهبر و درحالی که خانه‌اش خراب شده، پدر و مادرش در جنگ شهید شده و شاید تنها مانده باشد بیرون آورید و براو حکومت کنید.

و در آیه شریفه توجه فرمایید : آل عمران وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ ۚ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِكُمْ ۚ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا ۗ وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ ... و نیست محمد (ص) مگر رسولی به تحقیق گذاشتهاند پیش از او رسولان آیا پس اگر مرده بود یا کشته شده بود بر می‌گشتید بر پاشنه‌هایتان و هر که برگردد بر دو پاشنه‌اش پس هرگز ضرر نمی‌رساند خدا را هیچ‌گونه چیزی و به‌زودی خدا سزا دهد شکر گزاران را از حزب توده هم بترسید که از لیبرال و منافق خائن ترواز اعمال کمونیسم‌اند.

در قبل از انتخاب مجلس میان دوره‌ای مصاحبه مکتبی می‌کند تا خود را بشناسد. ای احسان طبری تو که به خدا و پیامبرش اعتقاد نداری چگونه می‌گویی درود خدا بر پیغمبرش باد.

تو خط امام را از کجا شناخته ای که می گویی ؟؟؟؟ از خط امام خارج شد تو بدون اعتقاد به خدا توسل به چه کسی خواستار سلامتی امام هستی. ما می دانیم در باطنتان نمی توانید خدا را رد کنید زیرا می گویید نکند خدایی و بهشت و جهنمی باشد و ما هیزم آن باشیم و خودتان راگول می‌زنید.

بدانید؛ جای شما ضدِ خدایان که مولوی را هم متهم به ضد‌خدایی می کنید. در قعر جهنم می‌باشد من از مسئولین مملکتی می‌خواهم که حداقل نگذارید اینها در کادر آموزش و پرورش نفوذ کنند و خیانتی همچون خیانت بر سردار جنگل بکنند تو که اعتقاد به خدا نداری چگونه خود را کاندیدای می‌کنی که از قانون اساسی دفاع کنی.

« هشدار در مورد حزب توده»

توده‌ای های ایران چرا ازدواجتان با عقد اسلامی است، چرا این قدر منافقانه عمل می کنید. خواهران و برادران از مار خوش خط و خال بیشتر بترسید. از چهره‌خواران اسرائیل این فرقه ضاله که از حزب توده هم کثیف‌تر است چون اسلام از این نقاط ضربه می‌خورند به دلیل ضعف بلکه ما نا آگاهیم شناسنامه خود را برای این که مهر ریاست جمهوری داشته باشد در انتخاب شرکت می‌کنند اگر خداوند توفیق شهادت نصیب من کند که تنها آرزویم است، اعلام می‌کنم که هیچ یک از این فرقه ضلاله حق ندارند بر مزارم بیایند و از پدرم و مادرم دلجویی کنند.


منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده