دلنوشته‌ای برای برادر شهید
هر چند زبانم یارای گفتن کلمه شهید برای تو را ندارد ولی این راهی بود که تو دوست داشتی و آرزوی همیشگی ات بود.
بی‌تابی‌های خواهرانه

به گزارش نویدشاهد البرز،  "یارعلی سالاروند" درسال 1346 دريكي از روستاهاي تابع شهرستان "ازنا" در استان لرستان به دنيا آمد. وی با خانواده به تهران آمد و مشغول تحصيل شد و برای کمک به امرار معاش خانواده به کار پرداخت.

او چندبار پیش از سربازي قصد عزيمت به جبهه داشت كه موافقت نشد تا اين‌كه به واسطه سربازي شرف حضور در جبهه يافت و به‌‌دلیل دلاوری‌ها و لياقت‌ بارها ازطرف مسئولين سپاه كردستان و آذربايجان مورد تقدير قرارگرفت و بارها مجروح شد.  سرانجام به قصد شركت در جبهه رهسپار ديار عاشقان گشت و  سوم مرداد ماه 1367، در عملیات مرصاد به همراه ملائك ازاين جهان بي‌وفا پرگشود. تربت پاکش در امامزاده محمد کرج نمادی از ایثار و استقامت در راه وطن است.

دلنوشته‌ای از خواهر شهید «یارعلی سالاوند» را در ادامه مطلب می‌خوانیم:


بسم الله الرحمن الرحیم

همیشه در قلب منی برادر شهیدم

از قول خواهر داغدارت اکرم :

با درود و سلام بر روان پاک برادر حماسه افرین وجانبازم، شهید عزیزم؛

برادر یارعلی سالاروند؛ ای عزیزترین عزیزانم، هر چه از تو گویم کم است. نیست که من بگویم این را همه می‌دانند؛ از فامیل گرفته تا به غریبه. هر چند که زبانم یارای گفتن کلمه شهید به تو را ندارد ولی این راهی بود که تو دوست داشتی و آرزوی همیشگی تو بود. من هم دوست دارم هر چند که داغ تو تا لحظه مرگم از یادمن نخواهد رفت چون که اگر لیاقت داشته باشم آن دنیا می‌توانم تو را ببینم.

با رفتن تو، روح از تن ما رفت و دیگر زندگی برایم مشکل است؟ دیگر امیدی به آینده و زندگی خود ندارم و تنها آرزویم این است که بقایای که عمرم در نزدیکی قبر تو یعنی در کرج باشد و به پدر و مادرم هم گفته‌ام که هر وقت من مُردم، سعی کنند مرا در نزدیکی تو خاک کنند. در غیر این صورت، اگر به وصیت من عمل نکنند، مدیون هستند چون هم در این دنیا و هم در ان دنیا طاقت دوری تو را ندارم.

برادر جان، زندگی من هم دست کمی از زندگی تو نداشته و دوست دارم مثل تو آرزو به دل از دنیا بروم نمی‌خواهم من در این دنیا خوشی کنم و بلکه که تو با بار سنگین آرزو بمیرم اگر من برای تو ناراحتم، به‌خاطر این است که تو حیف بودی با مرگ معمولی از دنیا بروی البته می‌بخشی که این حرف را می‌زنم چون شهادت هم ارزوی تو بود و هم افتخار تو و در اخر آرزوی شادی روح تو را دارم .

خواهرت اکرم بیست و دوم شهریور ماه   1367


منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده