تدبیرِ کلام شهید «علی‌رضا یکه‌فلاح»
اختلافِ سلیقه‌ها را کنار بگذارید و مواظب باشید؛ ناخودآگاه سرتان به‌مسائل جزئی گرم نشود.
تدبیر در کلام شهید «علی‌رضا یکه‌فلاح»

نوید شاهد البرز؛ شهید «علی‌رضا یکه‌فلاح» در شانزدهم فروردین‌ماه 1348، در روستای قارپوزآباد از توابع شهرستان ساوجبلاغ به‌دنیا آمد. پدرش محمدعلی در کارخانه سیمان کارگری می‌کرد و مادرش صاحب نام داشت. دانش آموز سوم متوسطه بود و از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. یکم مرداد ماه 1367، در شلمچه با اصابت ترکش به گردن شهید شد. پیکر مطهرش را در گلزار شهدای زادگاهش به‌خاک سپردند.

در وصیت‌نامه شهید «علیرضا یکه فلاح» آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

همانا خداوند جان و مال مومنینی را به‌بهای بهشت از ایشان خریداری نموده که در راه خدا جهاد می‌کنند، پس می‌کشند و کشته می‌شوند و این خود سعادت و پیروزی عظیمی است.

خدایا، بار‌الها، پروردگارا، معبودا، معشوقا، مولایم، من ضعیف و ناتوان که تحمل درد از دستدادن پاهایم را ندارم. چگونه تحمل عذاب تو را می‌توانم بکنم.

خدایا، من را ببخش از گناهان من درگذر و تو کریم و رحیم هستی. خدایا، ما با تو پیمان بسته بودیم که تا پایان راه برویم و بر پیمان خویش همچنان استوار مانده‌ایم. خدایا، های و هوی بهشت را می‌بینم، چه غوغایی، حسین به پیشواز یارانش آمده، چه صحنه‌ای فرشتگان ندا دهند که هم‌رزمان ابراهیم و همراهان موسی، هم‌دستان عیسی، هم‌گیشان محمد، هم‌سنگران حسین، هم‌گامان خمینی از سنگر کربلا آمده‌اند. چه شکوهی! خدایا، به‌محمد (ص) بگو که پیروانش حماسه آفریدند. به علی بگو؛ شیعیانش قیامت برپا کرده‌اند و به حسین (ع) بگو که خونش در رگ‌ها همچنان می‌جوشد. بگو؛ از آن خون‌ها، سرها رویید. ظالمان سرها را بریدند اما باز سرها روییدند.

با درود فراوان بر رهبر کبیر انقلاب و بنیان‌گزار جمهوری اسلامی ایران و به همه رزمندگان جان بر کف اسلام که در جبهه‌های حق علیه کفر صدام می‌جنگیدند و با سلام به‌همه شما از هابیل تا حسین و از حسین تا شهدایی که خون گرمشان در سنگرهای غرب و جنوب درخت اسلام را آبیاری می‌کنند. وصیت نامه را با این آیه آغاز می‌کنم.

«انا لله و انا الیه راجعون» ما از خدا هستیم و به‌سوی او بازگشت می کنیم پس پدر و مادر عزیزم دوستان خوب و مهربانم و همه ما رفتنی هستیم و همه ما از پیش خدا آمده‌ایم و پیش خدا خواهیم‌رفت پس این رفتن که چه بهتر که انتخابی باشد و نوع آن را خودمان انتخاب کنیم با عزت مردن را با لذت مردن و ما هم نوع اول آن را انتخاب کردیم و با عزت مردن که همان شهادت در راه خدا باشد. پدر و مادر عزیزم شما بعد از بردن رنج‌های بسیار فرزندانتان را تربیت کردید، برای هر کدام ما خیلی‌خیلی زحمت کشیدید.

مادر عزیز، هم اکنون که دارم این وصیت‌نامه را می‌نویسم تمام زحمت‌های را که برایمان تحمل کردی در جلوی چشمانمان ظاهر شده و در زیر رگبار باران چندین ساعت دنبال کار مدرسه ما بودی. چه شب‌ها که نخوابیدی و هر وقت ما چیزی را اراده می‌کردیم، سریع آماده می‌کردی و به‌خاطر همین رنج‌ها می‌دانیم که مریض شدی. تو مادری نمونه بودی؛ تمام زندگیت را گذاشتی و تمام خوشی‌ها و خوبی‌های زندگی را رها کردی و به‌تربیت ما مشغول بودی و دلت خوش بود که فرزندانت در جامعه صحیح و سالم تربیت می‌شوند.

و اما پدر عزیزم، تمام کارهای شبانه روزیت را به‌خاطر می‌آورم. چه روزهای که تعطیلی نداشتی، کار می کردی و زحمت می‌کشیدی تا ما چشمانمان به‌دست دیگران نباشد. تو هم به این دلخوش بودی که بچه‌هایت بزرگ می‌شوند و به‌صورت صحیح و سالم وارد جامعه می‎شوند. خوب، حالا شما فرزندتان را در سن جوانی از دست دادهاید و حتما هم ناراحت هستید و حق هم دارید ولی یک سوال از شما و از تمام خانواده شهدا شما از اول زندگی برای چه هدفی این همه زحمت کشیدید؟ حتما می‌گویید: برای خوشبخت شدن و سعادتمند شدن فرزندانمان خوب باز سوال بکنم که شما خوشبختی و سعادت فرزندانتان را در چه می‌بینید. بگذارید؛ جواب این سوال را خودم بدهم. یک عده پدر و مادرها هستند که سعادت فرزندانشان را در پیدا کردن یک کار خوب و مال دنیا جمع کردن و ... غیره خلاصه در مادیات جستجو می‌کنند ولی عده دیگری پدر و مادرها سعادت فرزندانشان را در چیزهای دیگر می‌بینند و همین طور خود فرزندان راهشان را خوب پیدا می کنند و آن راه این است که تا اسلام و مکتب و تشیع و قرآن و انقلابِ اسلامی ما در خطر است، باید ایستاد و مبارزه کرد. باید کوشش کرد و از جان مایه گذاشت تا این مکتب و این انقلاب را که از خون هزاران شهید بهاینجا رسیده است از آن حفاظت و نگهداری کرد.

پدر و مادر عزیزم، همان چیزی را که آرزو داشتید، صورت گرفته. شما سعادت فرزندانتان را میبینید و چه سعادتی بالاتر از این که فرزندش پیش حضرت محمد (ص) و حضرت علی (ع) و امام حسین (ع) و تمام ائمه معصومین هستند و چه سعادتی بالاتر از این که فرزندانتان هم اکنون در پیش بهشتی مظلوم و 72 تن از یارانش هستند و چه سعادتی بالاتر از آن که فرزندانتان روسفید از این دنیا رفتند و دست پر رفتند که به خدا بگویند؛ پدر و مادر ما وظیفه‌ای که داشتند یعنی تربیت صحیح فرزندانشان را به نحو احسن، انجام دادن و آنها را جوری تربیت کردند که از دین تو و از فرستاده تو حمایت کرده‌اند و در راه تو جان دادند. پس پدر و مادرم بدانید که ما سعادتمند شدیم و معمولاً هیچ پدر و مادری از خوشبختی فرزندانشان ناراحت نمی‌شوند و شما هم از شهادت من نباید ناراحت باشید چون که دنیا برای مومن مانند میله‌های زندان است و باید خوشحال باشید که فرزندانتان از میله‌های دنیا و هواهای نفسانی راحت شده است و به آرزویش رسیده است.

پدر و مادرم اگر جنازه‌ام به دست شما نرسیده ناراحت نباشید چون فرقی نمی‌کند در این صورت می‌توانید شب‌های جمعه به گلزار شهدا بروید و به یاد ما هم فاتحه بخوانید. مادران عزیز شما سعی کنید؛ در جامعه زینب‌گونه باشید و صدای این شهدا را نگذارید، خاموش باشد.

سعی کنید؛ فرزندانتان را از حالا با مسائل اسلامی آشنا سازید و این‌ها را مکتبی تربیت کنید چون که آینده‌سازان و روشنفکران آینده هستند و سعی کنید؛ آنها را شجاع و مبارز تربیت کنید تا جوانانی که مومن و دلیر و رزمنده برای انقلاب اسلامی شوند و اما باید به شما بگویم که خداوند تبارک و تعالی به‌شما خانواده شهدا صبر می‌دهد و شما هم سعی کنید؛ بی‌قراری نکنید. از همان اول که ما را تشویق کردید و امام را به‌ما شناساندید و ما را انقلابی تربیت کردید حالا هم سعی کنید مانند گذشته به امام وفادار بمانید اگر زندگی و مالتان از دست رفت باز هم ناامید نشوید.

حتما می‌دانید که تمام آینده‌ها آزمایش‌های الهی خداوند تبارک و تعالی است و شما خیلی از مردم را به‌صورت‌های مختلف مورد آزمایش قرار می‌دهید، تا ببینید استقامت امت حزب الله چقدر است.

از شما می‌خواهم که همیشه ذکر خدا کنید تا دلهایتان آرامش پیدا کند و باز تکرار می‌کنم و با امام باشید و او را تنها نگذارید و همیشه پشتیبان دولت جمهوری اسلامی و خدمت‌گزاران اسلام و روحانیت مبارز باشید و امام را دعا کنید.

و امام صحبتی با برادران و دوستان و امت حزب الله.

بسم الله الرحمن الرحیم

الم ﴿۱﴾

الف لام ميم ((1

أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ ﴿۲﴾

آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم رها مى ‏شوند و مورد آزمايش قرار نمى‏ گيرند.(2)

وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ ﴿۳﴾

و به يقين كسانى را كه پيش از اينان بودند آزموديم تا خدا آنان را كه راست گفته‏ اند معلوم دارد و دروغگويان را [نيز] معلوم دارد (۳(

أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ أَنْ يَسْبِقُونَا سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ ﴿۴﴾

آيا كسانى كه كارهاى بد مى كنند مى ‏پندارند كه بر ما پيشى خواهند جست چه بد داورى مى كنند ((4

راستی ما را چه میشود؟ چگونه خدای خود را گم کرده‌ایم در صورتی که خداوند اینان در حال آزمایش است.

جنگ و شهادت، کمبودها و نارسایی های اقتصادی، مشکلات سیاسی و اجتماعی و غیره و همه و همه آزمایش است از برای شناختن مومنان. خدایا، به تو پناه آورم، پروردگارا، تو خودت ما را حفظ کن و از لغزش‌ها و انحراف‌ها، بله دوستانم و ای مردم ایثارگر، خدا دارد، آزمایش می‌کند و شما این را در نظر داشته باشید که اگر فرض کنیم با تمام این مشکلات و فشارها و سختی‌ها اگر تمام ایران هم از بین برود، نباید ناامید شوید اگر شما در طول زندگی به‌تکالیفی که خدا برای شما معلوم کرده، عمل کردید و در راه خدا و برای خدا کار کرده‌اید و استقامت کردید و بعد از آن هم از بین رفتند، نباید ناراحت شوید چون که به‌تکلیف عمل کرده‌اید، شما هم همچنان مانند روزها، سال‌های گذشته به انقلاب اسلامی و رهبر عزیزمان امام خمینی(ره) وفادار بمانید و امر ایشان را بدون کم و کاستی انجام دهید و خدای نکرده درباره انقلاب و امام شکی راه ندهید و همچنان محکم و استوار به‌پشتیبانی خود ادامه بدهید و تا ان‌شاء الله به‌وسیله امام و شما مردم شهیدپرور این مملکت را به‌صاحب اصلی آن یعنی حضرت الزمان (عج) تحویل بدهید این را بدانید که خداوند وعده پیروزی داده چه دیر یا زود ما پیروزیم.

ما در کشتن و کشته‌شدن پیروزیم «نصر من الله و فتح قریب». برادران بسیجی سعی کنید؛ اختلاف سلیقه‌ها را کنار بگذارید و مواظب باشید؛ ناخودآگاه سرتان به‌مسائل جزئی گرم نشود و از انقلاب و امام دور نشوید و در دعای کمیل و زیارت عاشورا و غیره شرکت کنید و چون که همه‌تان می‌دانید که دعا صلاح مومن است و سعی کنید؛ زیاد قرآن و دعا بخوانید و رابطه خودتان را باید با ندای محکم بدانید و مواظب باشید، شیطان نتواند در شما نفوذ کند و سعی کنید که در جریان جهان و کشور باخبر باشید چون که یکی از وظایف مسلمان همین است در آخر از تمام دوستانم طلب بخشش می‌کنم و اگر احیاناً با یکی از شما دوستان و آشنایان رفتار غیر‌اسلامی داشته‌ام از خودم رنجانده‌ام؛ امیدوارم مرا ببخشید و اگر وقت داشتید؛ شب های جمعه بر سر مزار شهیدان بیایید و فاتحه بخوانید و بر مظلومیت حسین (ع) و تمام شیعیان از صدر اسلام تا کنون اشک بریزید و گریه کنید و از خدا بخواهید که فرج آقا امام زمان (عج) نزدیک بگرداند، برای سلامتی و طول عمر امام عزیزمان دعا کنید و برای سلامتی و شفای تمامی فریضه های اسلام دعا کنید و ضمناً به خواهرها عرض می‌کنم که حجابتان را حفظ کنید چون که فاطمه زهرا یک سخنی دارد که آن این است از فاطمه این‌گونه خطاب است؛ ارزنده‌ترین زینت زن حفظِ حجاب است یعنی حفظ خون شهدا .

خدایا، جندالله را که با سوگند به ثارالله در لشکر روح الله برای شکست عدوالله و استقرار حزبالله زمینه‌ساز حکومت جهانی بقیه الله است حفظ کن.

خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.



منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده