در سالروز شهادت منتشر می‌شود؛
سرانجام او در تاريخ اول مردادماه 1367، در منطقة حلبچه به زير تانك مي‌رود تا تانك را منحرف كند كه با انفجار تانک به‌فيض شهادت می‌رسد.

حیات طیبه


نوید شاهد البرز؛ شهيد عبدالمجيد شمشيري در اول مرداد ماه سال 1349، در شهر بندر انزلي ديده به‌جهان گشود. او در زمان كودكي همراه خانواده به شهر كرج هجرت کرد. وی تحصيلات خود را در شهرستان كرج آغاز کرد و تا پايان ابتدایی بدون هيچ نگراني تحصيلات خود را سپري كرد. شهيد پس از گذراندن دوم راهنمائي عضو بسيج منطقة كلاك (كرج) شدو بيشتر اوقات خود را در بسيج سپري می‌كرد. او هم در سنگر علم و دانش حضور داشت و هم در سنگر دفاع از اسلام و ميهن اسلامي حضور مستمر داشت. خيلي دوست داشت كه به‌جبهه برود تا اين‌كه قبل از اخذ مدرك سوم راهنمائي عازم منطقة كردستان شد كه امتحانات سال سوم را در جبهه‌هاي نبرد حق عليه باطل دادند. وی بار دوم در پنجم خرداد 1367، عازم منطقه ‌شد و بعد از دو ماه سرانجام در تاريخ اول مردادماه 1367، در منطقة حلبچه به زير تانك مي‌رود تا تانك را منحرف كند كه با انفجار تانک به‌فيض شهادت می‌رسد. تربت پاکش در گلزار شهدای کلاک نمادی از ایثار و استقامت در راه وطن است.

به‌نقل از خانواده شهید:

بار اولي كه عازم منطقه جنگي شد، شش ماه طول كشيد و يك‌بار هم از ناحية پا زخمي شده و تا حدودي هم شيميايي شده بود كه به‌خانواده اطلاع نداده بود و در بيمارستان بستري مي‌شود و بعد از درمان به‌منزل آمد.

او بسيار باتقوا بود. در تمام مراسم‌هاي دعاي كميل و زيارت عاشورا و دعاي ندبه و ... شركت داشت و بيشتر اوقات نماز خود را در مسجد به جماعت مي‌خواند.

و در تمام تظاهرات‌هاي مردمي كه از طرف امام خميني(ره) و حكومت اسلامي اعلام مي‌‌شد، شركت داشت و همچنین عضو بسيج نيز بود و در نماز عبادي و سياسي روز جمعه شركت داشت.

به‌نقل از مادر شهيد:

هر روز وقتي از مدرسه مي‌آمد كيفش را در خانه مي‌گذاشت و به بسيج مي‌رفت. يك روز به او گفتم: مجيدجان، صبر كن ناهارت را بخور، اين‌طوري ضعيف مي‌شوي! گفت: غصه من را نخور يك لقمه نان پيدا مي‌شود كه در بسيج بخوريم. براي رزمندگان دعا كن كه زير آتش دشمن هستند. ما در مقابل آن‌ها هيچ خدمتي به‌اسلام نمي‌كنيم.


منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده