در سالروز شهادت منتشر می شود؛
او در جبهه با فراگيري فنون خنثي كردن مين به گروه تخريب پيوست و درطي چندين عمليات به عنوان تخريب چي شركت نمود ولي با وجود حضور دركنار رزمندگان كفرستيزاسلام وي از ادامه تحصيل و كسب معرفت غافل نبود.
زندگی نامه شهید

نوید شاهد البرز؛ شهيد «محمدرضا دهقاني اشکذری» دراول اسفند 1347، درجنوب شهر تهران درخانواده اي متعهد و متقي ديده به جهان گشود و با چهره معصوم و خندان خود جلوه اي تازه به كاشانه آنها بخشيد و دردامنشان باشيره ايمان به خدا و عشق به ائمه اطهار پرورش يافت. تحصيلات ابتدائي و راهنمائي خود را درشهرستان كرج با موفقيت به اتمام رساند و وارد دبيرستان دهخدا شد و اما او قبل از انقلاب اسلامي با وجود اينكه نوجواني بيش نبود ولي دركنار والدين و همراه و همگام با امت بپا خاسته در راهپيمائيها و تظاهرات شركت مي كرد و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و تشكيل بسيج و پايگاههاي مقاومت مردمي با علاقه فراوان و اصرار زياد جهت ثبت نام به بسيج محل مراجعه ولي بخاطر كمي سن او را نپذيرفتند و اما سرانجام با وساطت مادرش به مدرسه عشق بسيج راه يافت تا درس ايثارحسين(ع) را از زبان خميني بشنود و به ارتش مهدي(عج) بپيوندد. او عاشقانه و مشتاقانه در كنار ساير برادران انقلابي و اسلامي خود دربسيج فعاليت مي كرد و به حفظ و حراست از ارزشهاي والاي انقلاب و تامين امنيت و آرامش مردم مشغول بود و به تحصيلات خود نيز ادامه مي داد.

با شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران اسلامي به تحريك امريكاي جنايتكار و ساير استعمارگران عالم و مرتجعين منطقه و ازعام گروههاي داوطلب براي مقابله با تجاوز و هجوم بعثيون كافر عشق به حضور دركنار رزمندگان دلاور آرامش را از او سلب كرده بود تا اينكه بالاخره درسال 61، پس از فعاليت هاي زياد توانست عازم جبهه هاي حق عليه باطل شود. او در جبهه با فراگيري فنون خنثي كردن مين به گروه تخريب پيوست و درطي چندين عمليات به عنوان تخريب چي شركت نمود ولي با وجود حضور دركنار رزمندگان كفرستيزاسلام وي از ادامه تحصيل و كسب معرفت غافل نبود و لذا از سال61، ضمن ثبت نام در مدرسه چندين ماه را در كنار رزمندگان سپري مي كرد و به همين صورت او از سال61 تا 65، به مدت پنج سال ضمن حضور در جبهه تحصيلات خود را نيز تا كلاس سوم دبيرستان ادامه داد و مبارزه با دشمن متجاوز و ديو جهل را همزمان پيش برد و سرانجام درهر دو مورد پيروز و سربلند شد.
 خانواده شهيد دراين باره چنين مي گويند: اوجواني آرام و متين و بسيارخوشرو بود و نسبت به مسائل انقلاب حساس و گاهي ازسستي حزت الله در امورمملكتي ناراحت و از بي حجابي بيزاربود. ازسال 61 به مدت پنج سال هرسال نیمی از سال تحصيلي خود را در جبهه ها حضورداشت و هرسال نيز تحصيل خود را با موفقيت مي گذراند. سه بار در اين مدت دچارموج گرفتگي و مجروحيت و بمباران شيميائي شد و در چندين عمليات به عنوان تخريب چي، بي سيم چي و غواص و پيك و معتمد فرمانده عمليات شركت نمود و در يكي ازعمليات ها موفق به گرفتن سه اسير از عراقی ها شد و سرانجام درحين عمليات كربلاي 5بدرجه رفيع شهادت نائل آمد. تربت پاک شهید در امامزاده محمد کرج نمادی از ایثار و استقامت در راه وطن است.

به نقل از مادر شهید است که؛
در جبهه یکی از همرزمان « محمد رضا»  که هم‌رزم او نیز بود به نام «مهدی ازیری» به شهادت می رسد. محمد رضا طاقت نمی آورد که پیکر دوستش در منطقه باقی بماند، پیکر او را در بغل می گیرد و با سختی و مشقت از باتلاق و پستی و بلندی عبور می دهد و به عقب می آورد. او از شدت خستگی بی هوش می شود و دچار کمر درد شدیدی می شود که به مدت دو هفته در بیمارستان بستری می شود.
من که به دلم افتاده بود او بیمار است زمانی که به من تلفن کرد، گفتم: محمد رضا مریض هستی؟ گفت: نه گفتم: خواب بدی برایت دیده ام. او گفت: مادر نگران نباشی هر وقت آمدم برایت تعریف می کنم.

منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده