گذری بر حیات طیبه شهید«احمد صدری»؛
گفت: خواهر اين دفعه كه رفتم دلم گواهي مي دهد كه شهيد مي شوم اگر چنين شد تشييع جنازه ساده اي براي من برگزار كنيد.
شهیدی که دلش گواهی شهادت می داد

نوید شاهد البرز؛ شهيد «احمد صدري» در سال 1340، در«شهرستان ابهر» از توابع «زنجان» در خانواده اي مذهبي و متدين ديده به جهان گشود. وی دوران كودكي را در آغوش خانواده اي پر مهر و محبت سپري كرد و در سن هفت سالگي وارد مدرسه شد. او تحصيلات ابتدايي را در زادگاهش سپري نمود و سپس همراه خانواده به كرج نقل مكان كرد و در آنجا ادامه تحصيل داد.

وی در زمان شكوفايي انقلاب به خيل تظاهرات كنندگان ضد شاهي پيوست و در پيشبرد اسلام بسيار ايفاي نقش نمود. او به مطالعه علاقه زيادي داشت و تا سال دوم نظري به تحصيل ادامه داد. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام وارد بسيج اين نهاد طیبه شد و به طور شبانه روز و مداوم در كنار تحصيل به دفاع از دستاوردهاي انقلاب اسلامي هم مشغول بود. در پي شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران و تجاوز بيش از حد صدام دلش طاقت نياورد و پس از طي يك دوره آموزش نظامي به سوي ميدان هاي نبرد شتافت و به مقابله با صدام و صداميان پرداخت تا اين كه سرانجام در تاريخ هفدهم دیماه 1359، در جبهه «هويزه» با اصابت تركش به درجه رفيع شهادت رسید و در گلزار شهداي «بي بي سكينه» به خاك سپرده شد.

به نقل از خواهر شهيد است که : روزي كه مي خواست به جبهه برود آمد خانه من براي خداحافظي وبه من گفت: خواهر اين دفعه كه رفتم دلم گواهي مي دهد كه شهيد مي شوم اگر چنين شد تشييع جنازه ساده اي براي من برگزار كنيد.

پيام شهيد :ادامه دهنده راه شهدا باشيد و امام عزيز را تنها نگذاريد.

منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده