وصیتنامه شهید در سالروز شهادتش
انسان در راه خدا باید از عزیزترین کسانش بگذرد، مگر ابراهیم نبود که عزیزترین کسش را در راه خدا به قربانگاه برد، مگر مکتب سرور شهیدان حسین ابن علی(ع) نیست، مگر حسین بن علی در راه اسلام خون خود را نریخت تا درخت اسلام را آبیاری کند تا اسلام سرافراز و پایدار بماند، مگر راه ما راه سیدالشهدا نیست، پس دیگر چرا غصه بخوریم بلکه شادی کن...
تسلی دادن شهید ابوالحسن حسینی برای بازماندگانش در وصیتش

نوید شاهد البرز:

"شهيد سيد ابوالحسن حسيني" به تاريخ بيستم شهريور سال 1344 در روستاي "اغشت" از توابع شهرستان كرج ديده به جهان گشود. وي پس از سپري نمودن دوران كودكي در سن 7 سالگي جهت كسب علم و تحصيل به مدرسه رفته و شروع به درس خواندن كرد و تا كلاس دوم راهنمايي درس خواند .

 با تشكيل نهادهاي انقلابي وی در كميته انقلاب اسلامي مشغول گرديد و در اين نهاد فعاليت مي كرد و با شروع جنگ تحميلي ايشان چندين بار به جبهه هاي غرب اعزام گرديد ودر راه وطن و دینش رشادتها کرد.

سرانجام در تاريخ هفدهم تیر شصت و پنج در عمليات غرور آفرين كربلاي يك در منطقه عملياتي مهران بر اثر اصابت تركش به درجه رفيع شهادت نائل گرديد.


شهید سید ابوالحسن حسینی در فرازی از وصیت نامه اش چنین می نویسد:

بسمه تعالی

بسم رب الشهدا و الصدیقین

شهادت می دهم که اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله و اشهد ان علی ولی الله و سلام و درود فراوان به امام زمان بت شکن جهان و یاری دهنده مستضعفان و در هم کوبنده ستمگران به حضرت مهدی(عج) و سلام و درود به نائب او موسی زمان، فرزند ابراهیم خلیل الله رهبر عالیقدر بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله امام خمینی و سلام و درود بر تمام شهدای اسلام از اولین شهید اسلام تا آخرین شهدای غرب و جنوب و غیره ایران.

سلام بر پدر و مادر عزیز و مهربانم، پدر و مادر شما باید خوشحال باشید که پسرتان را در راه خدا داده اید. امیدوارم که خدای تبارک و تعالی از گناهان من بگذرد و شهادت مرا قبول کند.شاید خداوند تبارک و تعالی شهادت مرا قبول کند و من هم بتوانم در زمره شهدا قرار بگیرم. پدر و مادر شما باید چون کوه استوار باشید،مبادا یک وقت برای من متاثر شوید. پدر ومادر شما باید افتخار کنید که فرزندتان را در جهاد فی سبیل الله به شهادت رسیده است.انا لله و انا الیه راجعون، ما از خداییم و به سوی او باز خواهیم گشت. مادر مبادا به حال من گریه کنی و باید زینب وار چون کوه استوار باشی.

انسان در راه خدا باید از عزیزترین کسانش بگذرد، مگر ابراهیم نبود که عزیزترین کسش را در راه خدا به قربانگاه برد، مگر مکتب سرور شهیدان حسین ابن علی(ع) نیست، مگر حسین بن علی در راه اسلام خون خود را نریخت تا درخت اسلام را آبیاری کند تا اسلام سرافراز و پایدار بماند، مگر راه ما راه سیدالشهدا نیست، پس دیگر چرا غصه بخوریم بلکه شادی کن.

مادر عزیزم! باید خوشحال باشید و برای آنکه پسرتان را در راه خدا دادید و لباس نو بپوشید و بر روی قبر من شیرینی پخش کنید و اول از خدا می خواهم که گناهان مرا ببخشد و بعد از پدر عزیزم که این همه زحمت کشیده است و برای من و خانواده اش کار کرده و عرق ریخته و مرا بزرگ کرده و از مادرم که شب تا صبح به خاطر من بیدار ماند می خواهم که مرا حلال کنید.

خواهران عزیزم امیدوارم که در زندگیتان از زینب که الگوی زنان جامعه می باشد درس بگیرید و امیدوارم که همیشه موفق باشید،برادران عزیزم امیدوارم که همیشه در راه اسلام بتوانید خدمت کنید و زحمت بکشید که خون شهیدانمان پایمال نشود.

برادران بسیج امیدوارم که همیشه ادامه دهندگان راه شهیدانمان باشید و همیشه از خدا طلب ظهور آقایمان امام زمان را کنید، در خاتمه از خانواده ام و فامیلهایم و کلیه دوستان عزیزم و مهربانم حلالیت می خواهم و از خانواده ام می خواهم برای من دعا کنند، درود بر خمینی بت شکن و درود بر تمام شهدای اسلام.



منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده