سی و پنجمین سالروز شهادت شهیدبراتعلی ملکان
مهدی جان آرزو داشتم که شما طلبه بشوی تا شاید یک روحانی از خانواده مان داشته باشیم اگر نتوانستی این آرزوی پدرت را برآورده کنی.همیشه سعی کن که بتوانی از هر راه خوب و خداپسند...

نویدشاهدالبرز:

"شهیدبراتعلی ملکان" در سال 1328 در روستای خوزمان طالقان در خانواده ایی مذهبی و کشاورز متولد شد. تحصیلات ابتدایی خود را در طالقان گذراند و برای ادامه تحصیل عازم تهران شد و موفق به کسب دیپلم در رشته ریاضی شد.

  همزمان با شروع انقلاب شهید ملکان به صف مجاهدان راه خدا پیوست و در طول راهپیمائیها و اعتصابات او موجودیت خویش را به اثبات رساند.

بعد از پیروزی انقلاب به خدمت سپاه درآمد و با شروع جنگ تحمیلی به صف رزمندگان پیوست و جامه رزم بر تن کرد و به سرپل ذهاب عزیمت نمود.مدتی در جبهه غرب به نبرد علیه مزدوران بعثی به جنگ مشغول بود و پس از بازگشت مدتی نزد خانواده اش ماند و با فرمان امام مبنی بر فتح خرمشهر به جبهه خونین شهر عزیمت نمود.

  پس از ابراز شجاعتهای غیر قابل وصف بالاخره در تاریخ بیستم اردیبهشت 1361 در عملیات بیت المقدس بر اثر اصابت ترکش خمپاره بر سر مبارکش به صف شهیدان راه خدا پیوست و به سوی محبوبش لقاءاله شتافت.



همسر شهید از زبان شهید خاطره ای را بیان می کند:

در منطقه سرپل ذهاب در تپه بازی دراز با دوستان نشسته بودیم و قرار شد یکی از دوستان دستش را دراز کند تا دیگر کمی دورتر بایستد و عکس بگیرند و شبیه کسی که روی دست ایشان ایستاده، ناگهان خمپاره ای از سوی دشمن پرت می شود و ترکش آن به دست رزمنده ایی می خورد که دستش را دراز کرده بود.



فرازی وصیت نامه "شهید براتعلی ملکان"


بسم الله الرحمن الرحیم

اینجانب براتعلی ملکان فرزند حسنعلی حمدو سپاس مخصوص ذات اقدس خداوندی که با فرستادن پیامبران ما را که در گمراهی و جهالت بودیم و به راه راست و مستقیم هدایت فرمود و از گمراهی به سوی ایمان سوق دهد.

خدایا چگونه شکرت را به جای آوریم، در صورتی که توانی شکر گزاری یک ذره از نعمتهایت را نداریم.

خدایا اگر ما را هدایت بکنی و ما به درگاهت راهی دیگر نداریم، جز ذات اقدست، که پناه ببریم. ای الرحم الراحمین.

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.

ای خداوندی که بنده خوب خود، خمینی را برای ما ارزانی داشتی. خدایا اگر اینجانب گناهکار و بدبخت و بیچاره ام و سنگینی گناه به قدری به شانه ام فشار آورده که از شدت آن قدرت ایستادگی ندارم.

خدایا ترا به جان نیکان راهت و شهیدان مظلومت اسلام و مسلمین را بر کفار غلبه گردان.

خدایا این امت شهید پرور آرزوی کربلا دارند و به حق سید زنان عالم فاطمه (ع) همه آرزومندان قبر حسین بن علی (ع) را به آرزوهایشان برسان.

خدایا مگر میشه تمام عبادتگاهها در اختیار اجنبی باشد.

بار الها به ما توفیق بده چنان ضرب شصتی به آن کفار بی دین نشان بدهیم تا بدانند که قدر اسلام ما فوق قدرتهاست.

خدایا ترا به مظلومیت پیامبر عالی مقام و آلش هر چه زودتر فرج امام زمان را نزدیکتر گردان.

خدایا تو خود بهتر می دانی که جهان در انتظار عدالت و عدالت در انتظار مهدی (ع) می باشد.

خدایا انقلاب ما را متصل به انقلاب بزرگ مهدی بگردان. در ضمن پیامم به خانواده ام اولا: مادر عزیزم از راه دور روی ماهت را می بوسم و می دانم ناراحتی از اینکه نیامدم، خداحافظی کنم .ولی چون فرصت باقی نبود متاسفانه نتوانستم شما را ببینم. امیدوارم مرا ببخشی.

ای مادر عزیز اگر هرچه بدی در حقت نمودم. بدان که از روی نادانی و نفهمی بوده است. مادر جان به قدری پیشم عزیز و محترم هستی و خواهی بود. خداوند به شما توقیق خدمت در راه اسلام بدهد و حضور برادران و خواهران و تمام فامیل که از اینجانب ناراحتی و بدی که از روی نادانی و جهالت من بوده است.

امیدوارم که مرا حلال کنند و توفیق همگی را از خداوند بزرگ خواهانم.

باری همسر عزیزم و مهربانم ما چند سال با زندگی با شرافت و خوبی را باهم داشتیم و اگر در این مدت بدی و کار خلاف از من دیدی، حلالم کن و من از شما همسر عزیزم راضی هستم و از خداوند می خواهم که از شما راضی باشد و چند سخن با دختر عزیزم فاطمه دارم . دخترم اگر نتوانستم بیشتر از این بهت خدمت کنم و ترا بزرگ و به مدرسه و در آخر به خانه شوهر بفرستم، شاید لیاقت این را نداشتم.

فاطمه جان پدرت آرزو داشت بهترین شکل برای خداوند بندگی کند و در راه خدا جهاد و خدمت به اسلام کند ولی افسوس تنبلی و سستی گریبانگیر پدرت شد و نتوانست آنچه شایسته است، به جا بیاورد.

آرزو دارم شما دختر عزیز و مهربان بتوانید در راه خدا و اسلام عزیز خدمت و همیشه الگویت حضرت فاطمه (ع) باشد و راه زنانی که اسلام به مقام و والا می رسیده اند باشد و سخنی با مهدی جان دارم .

مهدی ترا به خدای بزرگ، مادر و خواهرت را در پناه خدا و به تو می سپارم.

مهدی جان به مادرت خدمت کن ، اگر بدانی چقدر ارزش دارد فقط خدا می داند و بس. به خواهر نیکی کن. مهدی جان تو مرد خانواده هستی و بزرگ خانواده خواهی بود در غیاب پدر همیشه یادت باشد. اگر خواستی به من خوبی کنی به مادرت خوبی و نیکی و به خواهر، احسان کن .

مهدی جان حرف مادر و خواهرت را گوش کن و به آنها نیکی کن و هرگز آنها را تنها نگذار. پدرت که نتوانست بیشتر از این که می توانست به شما عزیزان خدمت کند و امیدوارم که شما هیچ گونه ناراحتی و غمی به خود راه ندهید زیرا نگهدارنده و حافظ همه خداوند تبارک وتعالی می باشد و بهتر از اینجانب از شما حفاظت و نگهدار خواهد بود.

مهدی جان آرزو دارم که شما طلبه بشوی تا شاید یک روحانی از خانواده مان داشته باشیم اگر نتوانستی این آرزوی پدرت را برآورده کنی. همیشه سعی کن که بتوانی از هر راه خوب و خداپسند که می توانی به امت اسلام خدمت کنی .

مهدی جان هدفت فقط خدمت در راه خدا باشد و بس و در آخر باز سفارش می کنم.

مهدی جان به مادر و خواهر نیکی و تمام کارهای مشروع آنها را انجام بده.

هروقت یاد پدر می افتی به مادر و خواهر احسان کن و به تمام فامیل نیکی و احسان کن و ا هرکس که برای خدا خدمت می کند همکاری کن، در ضمن به همسر عزیزم این پیام می رسانم که از طرف خود وکالت می دهم که مقدار ارثی که از پدرم به من رسیده ، تمام آنرا تا آخرین دینار هرچه زود جمع آوری و حق وارثین طبق دستور اسلام رفتار فرمایید.اگر خواستی شوهر اختیار کنی از جانب من آزادی و اگر نخواستی ارثیه بچه ها پیش خودت هست تا به سن قانونی برسند و در آن موقع خودشان در مورد ارثی که به آنها رسید تصمیم خواهند گرفت.

باری همسر عزیزم و همچنین مادر مهربانم همه ما از طرف خداوند آمده ایم و باز گشت همه ما به سوی خداست ، پس هیچ گونه ناراحتی و دلواپسی نباید داشته باشید .

خداوند به شما صبر عنایت کند که خداوند، صابران است همیشه و در همه حالل شکر گذار از خدا باشید تا سربلند و سرافراز باشید و در آخر از مادر عزیزم می خواهم که شیری که ازش خوردم حلالم کند در آخر توفیق همه شما را از خداوند تبارک و تعالی خواهانم با ارحم الراحمین.

در ضمن یادآوری می شود که تمام کتابها و نوارها مال مهدی می باشد که امیدوارم که این کتابها استفاده شایان به عمل آورد.

با آرزوی موفقیت همه همه ، آرزومند راه شهیدان اسلام

براتعلی ملکان

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده