صوت| امام پدر ملت است

صوت| امام پدر ملت است

همسر شهید در خاطره ای می‏‎گوید: «حدود 15 یا 16 ساله بودم که با شهید ازدواج کردم و کمتر از یک سال با هم زندگی کردیم. هنگامی که شهید می‌‎خواست خداحافظی کنه و به جبهه بره من خیلی التماسش کردم شاید بتونم منصرفش کنم ولی...» خاطره کامل این شهید بزرگوار را در صوت زیر بشنوید.
صوت| دو فرمانده در پادگان آموزشی

صوت| دو فرمانده در پادگان آموزشی

یکی از همرزمان شهید «حسین علی امیری» در خاطره ای می گوید: «در حال آموزش نیروهای تازه وارد بودیم. تمرین اون روز عبور از موانع آبِ خاکی بود که...» خاطره کامل این شهید بزرگوار را در صوت زیر بشنوید.
صوت| فرمانده‏‎ی برادرم بودم

صوت| فرمانده‏‎ی برادرم بودم

برادر شهيد «حسن بادرام» در خاطره ای می گوید: «4 برادر داشتم. اولین نفری که پاش به جبهه باز شد صفر بود. چند روزی بود که به مرخصی اومده بود. گفتم: داداش حواست باشه رفتی جبهه شهید نشی برگردیاااااا...» خاطره کامل این شهید بزرگوار را در صوت زیر بشنوید.
مرتضی در بین سربازان عراقی
خاطره ای از شهید "مرتضی جاویدی" در خاکریز خاطره

مرتضی در بین سربازان عراقی

نوید شاهد - یکی از همرزمان شهيد "مرتضی جاويدی" در خاطره ای می گوید: «یه دست لباس نظامی عراقی داخل کیفش داشت. گفتم این لباس به چه کار تو میاد؟ گفت: من با این لباس کارای بزرگی میکنم. عکسی نشونم داد که با لباس و کلاه عراقی تو یه جیپ غنیمتی نشسته بود، تعریف می کرد من با همین لباس چند بار بین عراقی ها رفتم و...» آنچه می شنوید خاطره ای از این شهید گرانقدر است که از سایت نوید شاهد تقدیم حضورتان می شود.
صوت | نور نقره ای ماه بر چهره خندان یک شهید

صوت | نور نقره ای ماه بر چهره خندان یک شهید

نوید شاهد - همرزم شهيد "ولی نوری" در خاطره ای می گوید: « قرار بود گردان ها قبل از اعلام رمز عملیات، شبانه خودشان را به خط حمله برسانند. گروهان ما سر شب راه افتاد. نیمه شب بود که به خط پشت دشمن رسیدیم. دیدم موقعیت مناسبه و تا قبل از اعلام رمز عملیات برای آخرین بار نیروها را توجیه کنم که ناگهان دیدم...» آنچه می شنوید خاطره ای از این شهید گرانقدر است که از سایت نوید شاهد تقدیم حضورتان می شود.
صوت | نوجوانی بی باک در جبهه های جنگ

صوت | نوجوانی بی باک در جبهه های جنگ

نوید شاهد - مادر شهید "ناصر ورامینی" در خاطره‌ای نقل می کند: «ناصر کلاس سوم راهنمایی بود که تصمیم گرفت به جبهه برود من و پدرش به او گفتیم: "شما بشین درست رو بخون..." ولی ناصر اصرار داشت به جبهه برود و می گفت من برای اسلام و دین می خواهم به جبهه بروم و همان جا هم درس بخوانم...» آنچه می شنوید خاطره ای از این شهید گرانقدر است که از سایت نوید شاهد تقدیم حضورتان می شود.
صوت | هنرمند مبارز و انقلابی در عملیات بیت المقدس

صوت | هنرمند مبارز و انقلابی در عملیات بیت المقدس

نوید شاهد - همرزم شهيد "عبدالرضا مصلی نژاد" در خاطره ای می گوید: «از همون قبل از انقلاب مبارزش با هنر گره خورده بود. گاه دوربین به دست از مبارزات مردم فیلم و عکس می گرفت و گاهی تئاتر با مضامین انقلابی می نوشت و برای دانش آموزان نمایش میداد...» آنچه می شنوید خاطره ای از این شهید گرانقدر است که از سایت نوید شاهد تقدیم حضورتان می شود.
صوت | فرمانده خط و بسیجی تک تیر انداز

صوت | فرمانده خط و بسیجی تک تیر انداز

نوید شاهد - همرزم شهید "منصور خادم صادق" در خاطره‌ای روایت می کند: «اواخر شب بود که خسته و کوفته از خط مقدم برگشت. پیدا بود که گرسنه است. براش شام اوردم. یک مقداری پلو و گوشت بود نگاهی به غذا انداخت و...» آنچه می شنوید خاطره ای از این شهید گرانقدر است که از سایت نوید شاهد تقدیم حضورتان می شود.
صوت | از خاکی به خاک

صوت | از خاکی به خاک

نوید شاهد - همرزم شهید "محمد اسلامی نسب" در خاطره ای می گوید: «روز اول تشکیل سپاه فارس بود. محمد هم جزء اولین پاسداران شیراز بود. دیدم محمد یه گونی سنگر روی دوشش میزاره و از ساختمان سپاه خارج می شه. نیم ساعت بعد با همون گونی پیداش می شه یه روز دنبالش رفتم و گونی به دوش می گرفت و میدان شهرداری رو دور ...» صوت خاطره این شهید بزرگوار را در نویدشاهد دنبال کنید.
صوت | ماموریت واحد تخریب

صوت | ماموریت واحد تخریب

نوید شاهد - یکی از همرزمان شهید "عبدالعلی ناظم پور" در خاطره ای می گوید: «عبدالعلی کارهاش رو انجام می داد. براش مهم ادای وظیفه بود. بعد از شهادت حسین ایرلو، او مسئول لشکر تخریب شد. ماموریتی به عهده واحد تخریب گذاشته بودند که علی خیلی برای او وقت گذاشت...» صوت کامل خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد دنبال کنید.
بعدی 1 2 3 4 قبلی