شهید «محمد منطقی‌سعادتی» از شهدای دوران دفاع مقدس است. او در وصیت نامه خود چنین می‎نگارد: «جمله‌اى با اسرائيل جنايتكار؛ بدان و آگاه باش كه ما به‌زودى شَرَّت را ازسرملت فلسطين كم مى‌كنيم وديگرتا قدس عزيزچندقدمى بيشترنمانده است.»
چند قدم تا قدس مانده‎است

به گزارش نوید شاهد البرز؛ شهید «محمد منطقی‌سعادتی« که نام پدرش «محمدابراهیم» است. در سال 1340 در نجف چشم به جهان گشود. وی در دوران دفاع مقدس از طریق ارتش به جبهه اعزام شد و بعد از دلاوری‌های فراوان با اصابت ترکش دوم فروردین ماه 1361 به شهادت رسید. تربت پاکش در امامزاده محمد کرج نمادی از ایثار و پایداری در راه وطن است.

متن کامل وصيتنامه شهيد «محمد منطقى‌سعادتى» را در ادامه می‌خوانید.

« بســــم رب الشهــــــدا »

« انــــالله و انا اليـــه راجـــــــــــــعون »

درود فراوان برحجت خدا حضرت مهدى عجل الله فرجه الشريف و نايب برحقش امام خمينى (ره) وشهدايى‌كه درراه حق‌قربانى‌شدند.

سلام و تبريك برامت شهيد پرور ايران،الان ساعت 8 شب بیست و نهم اسفند 1360، است. درآستانـه ختمالفتوح قرارگرفته‌ايم و مى‌خواهيم.

بـرمزدوران صـدام و امريـكا يورش ببريم و قادسيه خيـالى او را بشكنيم و قدرت الـهى را بـه نمايش گذاريـم و به جيـره‌خوران امريـكا بفهمانيـم كـه اى بدبخت نوكـرى تاكى؟! اينـك راهى جزشكسـت و خودكشى نـدارى؟ چنانچـه امـام عزيزمان فرمـود: تمـام ابرقدرت‌ها بايـد بدانند كه اين كشورالله و امام زمان (عج) دست محاسبات كارشناسان وكامپيوترهایشان اشتبـاه ازآب درآمده و ما به‌زودى تمام شما را در اين كشور دفن خواهيم كرد.

و اينك‌مى‌گوييم: ‌مرگ برتواى صدام و حزب بعث و اربابانت ما تصميم گرفته‌ايم ‌كارى كنيم كه ديگركسى نگاه به‌اين‌كشورعزيزاسلامى نكند. من با هم‌سنگرانم تصميم گرفتهايم كه با گلولـههايمان دربدن پليد شما كلمه پيروزى بنويسيم و مزه‌تلخ شكست را بـه شما بچشانيم.

اما جمله‌اى با اسرائيل جنايتكار؛ بدان و آگاه باش كه ما به‌زودى شَرَّت را ازسرملت فلسطين كم مى‌كنيم وديگرتا قدس عزيزچند قدمى بيشترنمانده است. اما به شما ملت عزيز ايران سلام عرض مى‌كنم و از شما مي‌خواهم كه در راه اهداف انقلاب اسلامى پافشارى نماييد و تا جهانى‌شدن اين انقلاب و ظهور حضرت مهدى به‌راه خود ادامه دهيد. من خود را ناچيز مى‌بينم و باور نمى‌كنم كه افتخار اين را داشته باشم كه براى شما بجنگم آخر من لابق شما ملت فداكار نيستم شما ملتى هستيدكه پشت سر رهبرتان راه مي‌رويد و تا انقلاب مهدى راه را ادامه مى‌دهيد.


ماراه خدا را ازسرورمان امام حسين (ع) آموخته و ادامه مى‎دهيم

سخنى با پدر و مادر عزيزم پدر و مادر جانم برشما سلام چگونه مى‎توانم از زحمات شما سخن بگويم. مىدانم كه برايم خيلى زحمت كشيديد. اما چون من در راه خدا حركت مىكنم اميدوارم كه خدا جبران زحمات شما را بكند. ماراه خدا را ازسرورمان امام حسين (ع) آموخته و ادامه مى دهيم. امروز مسلمان واقعىشدن سخت است بايد براى خدا و اسلام ايثار كرد و فدا شد. از ابتداء خدمتم هرلحظه آرزوى شهادت كه بزرگترين مقام است، داشتم، نميدانم به اين‌آرزو ميرسم يا نه؟ من امانت خدا بودم نزد شما اگر به اين افتخار رسيدم، ناراحت نباشيد البته مي‌دانم كه شما روحتان خيلى بزرگ است و ناراحت نمىشويد.

خداوند همه را امتحان مىكند امید است مرا ببخشيد و حلالم نمائيد وعده ما و شما در بهشت.

اما سخنم با برادرانم؛ برادران عزيزم از شما خداحافظى مى‌كنم و مي‌خواهم راه انقلاب را ادامه دهيد و خدا را هميشه در نظر داشته باشيد. از بستگان هم خداحافظى مىكنم و همه را به‌خدا مى‌سپارم و به نماز توصيه مى كنم. اما تو اى همسرم با كسى ازدواج كردى كه مى‎دانستى سرباز است حتما خدا را در نظر گرفتى خدا به تو پاداش دهد. از تو هم خداحافظى مى كنم و اميدوارم كه مرا ببخشى. خوشحال باش كه من به آرزوى خود رسيدم و خداوند شهادت را نصيب من كرد خداحافظ همه «وهو على كل شى قدير».

كوچك شما محمد منطقى سعادتى پدرم وكيل من است. بدهكارى ندارم. نماز قضا ء هم ندارم. فقط امسال ماه رمضان چون درخدمت بودم نتوانستم روزه بگيرم. در مرخصىها حدود هشت روزه قضاء گرفتهام بقيه اش مانده‌است.

به اميد پيروزى حق بر كفر


منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده