شهید «وحید بیات» از شهدای دوران دفاع مقدس است که در نامه‎ای به خانواده چنین می‌نگارد: «من با پیروزی برمی‌گردم و تحصیلاتم را در حد عالی ادامه می‌دهم.»
نامه‌ای پر از امید

به گزارش نوید شاهد البرز؛ شهید وحید بيات، دوم فروردين 1348 در شهرستان كرج به دنيا آمد. پدرش مردان، پارچه فروش بود و مادرش روح‌انگیز نام داشت. تا پايان دوره متوسطه در رشته رياضي درس خواند و ديپلم گرفت. به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. هشتم بهمن با سمت آر پي‌جی‌زن در ماووت عراق بر اثر اصابت تركش به شهادت رسيد. مزار وي در گلزار شهداي بی‌بی سکینه شهرستان شهريار قرار دارد.

متن نامه به یادگار مانده شهید «وحید بیات» را در ادامه می‌خوانید.

به نام ا پاسدار حرمت خون شهيدان و در هم كوبنده ظالمان‌: با سلام خدمت آقا امام زمان(عج) كه روزي ظلم را از روي زمين پاك خواهد كرد و با سلام خدمت امام خميني (ره) و با درود فراوان بر شهيدان و خانواده معظم آنها و با سلام بر اسرا كه آزادي آنها نزديك است. راستي طاهره جان، وقتي نوشته بودي پنج تا « 20» آورده‌اي خيلي خوشحال شدم و ان پنجاه تومان به‌دست من رسيد. تولد فرزند آقا تقي را به شما و اقدس ننه‌ام و اعظم خانم و تقي دائي‌ام تبريك عرض مي‌كنم.

سلام بر برادر و خواهر گرامي من با سلامي گرم بر شما كه لطف كرديد و براي برادر حقيرتان نامه نوشته‌ايد و نگراني مرا برطرف كرديد. پس از عرض سلام سلامتي شما را از خداوند متعال خواستارم و اميدوارم با سلامتي كامل به درس خواندن مشغول باشيد. خواهر و برادر عزيزم اگر از احوالات اين‌جانب، برادر كوچكتان جويا باشيد. سلامتي برقرار است و نگراني ندارم جز دوري شما برادر و خواهر عزيزم به حميد روح انگيز ننه و مردان آقام سلام مرا برسانيد. خواهر عزيزم طاهره من اينجا كه هستم فكر نكنيد من شما را فراموش كرده‌ام يا ديگران را مثل كمال عمو و خاله و عمه و دائي و غيره را بر شما مقدم مي‌دانم. من خيلي ناراحت شدم. وقتي نامه شما را خواندم من از روز اعزام در عذاب وجدان به‌سر مي‌برم. هر روز خودم را لعنت مي‌كنم كه چرا شما را ناراحت كردم ولي اما چه كنيم كه جنگ مقدم‌تر از همه اينهاست. در ضمن من همان روزي كه به كمال نامه نوشتم، يك نامه هم براي شما نوشتم. من الان ششمين نامه را براي شما فرستاده‌ام اما جواب آنها به‌دست من نرسيده است و در مورد تحصيلات من،  ان‌شاءالله با پيروزي باز مي‌گردم و به تحصيلات خود در حد عالي ادامه خواهم داد و از اينكه آن وسايل را براي من فرستاده‌ايد خيلي متشكرم و خواهر عزيزم در مورد كار من، من در ادوات هستم و مي‌خواهم بروم گروهان پياده و تك تيرانداز بشوم اگر موافقت بشود و كار بي‌سيم‌چي هم سخت نيست و هميشه در حمله شركت نمي‌كند مثل كار ما هست و كار او از كار ما مهم‌تر است.

خداحافظ برادر كوچك شما وحيد بيات هشتم دی‌ماه 1365

منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده