شهید شوذب عزیزی در دیدارهای آخر با فرزندش به او از حال و هوای عارفانه جبهه و شهادت می‌گویدو با جمله «بیا، باهم برویم» او را به شهادت دعوت می‌کند.
از کارهای عام المنفعه تا شهادت

به‌گزارش نوید شاهد البرز؛ شهید «شوذب عزیزی» که نام پدرش «محمدحسین» در سال 1323، در یکی از روستای زنجان درخانواده‌ای مذهبی دیده به جهان گشود. در دوران نوجوانی جهت فراگیری درس قرآن در همان روستا نزد اساتید قرآنی رفت. او با توجه به اینکه فرزند ارشد خانواده نیز بود، جهت امرار معاش به تهران عزیمت و مشغول کار شد.

وی قبل از پیروزی انقلاب پای منبر بزرگانی چون «مرحوم کافی» می‌رفت تا از سخنرانی‌ها و بیانات آنان بهرهمند شوند. او همچنین در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی به سهم خود شرکت داشت. وی بنا به سنت نبوی در سال 1345 ازدواج کرده و صاحب هفت فرزند دو پسر و پنج دختر شد.

در سال 1353 از تهران به شهرستان ساوجبلاغ نقل مکان کرد و در کارخانه پیمکو شوفاژ مشغول به کار شد و همچنان در فعالیت‌های انقلابی شرکت می‌کرد. او بعد از پیروزی انقلاب در تشکیل پایگاه بسیج ساخت مسجد تشکیل انجمن اسلامی شورا کتابخانه و عمران و آبادی شهرک سید جمال‌الدین نقش بزرگی داشت.

سرانجام او در سال 1365 با وجود 7 فرزند و مادر پیرش جهت ادای تکلیف و لبیک به ندای رهبر کبیر انقلاب اسلامی لذات دنیایی و زندگی شیرین و عزیزترین سرمایه خود یعنی جانش را بر کف اخلاص گذاشت و سلاح بر دوش گرفت و دوش به دوش رزمندگان اسلام با کفر به نبرد پرداخت و در دهم شهریور ماه 1365 مصادف با اولین روز از ماه محرم الحرام به فیض شهادت رسید.

فرزند شهید در خصوص آخرین خاطره از پدر شهیدش می‌گوید: من چهارده ساله بودم که پدرم شهید شد. او دو روز قبل از شهادت در مرخصی بود. در حال وضو گرفتن بودیم که به من گفت:

نمی‌دانی، جبهه چه جایی‌ست! بیا تا با هم برویم، اگر من شهید شدم تو من را بیاور و اگر تو شهید شدی، من تو را بیاورم. ولی قسمت چنین بود که او به تنهایی رفته که هر دو وضو گرفته بودیم عکسی از خود داشت و به من داد و گفت: «اگر من شهید شدم؛ این عکس را در حجله بگذار و وصیت نامه‌ام نیز زیر فرش است پس از شهادت من بعد از تشییع جنازهام سر مزارم قرائت کنید و سفارش به نگهداری از خواهان و برادرم و مادرم کرد که این خاطرات به هیچ‌وجه از ذهنم خارج نخواهد شد.

پیام شهید: امیدوارم که چراغ تقوی در سراسر کشور شهید پرور  ایران و به خصوص در قلب تک تک افراد خانواده من روشن باشد که این چراغ سعادت دنیا و اخرت ماست و وقتی تقوی باشد، هیچ مشکلی پیش نمی‌آید. پیروزی و هر چه رزمندگان اسلام آرزوی قلبی هرمسلمان است. خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار و السلام علیکم و رحمه...

شوذب عزیزی هفتم تیرماه 1365



منبع: پرونده فرهنگي شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنري

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده