پنجشنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۲۰:۳۲
کتاب «طعنه‌ی خاک» روایتی از حیاتِ طیبه سردار شهید «احمد بابَکان» است که با قلم نویسنده «حمید شاه‌پوری» نوشته شده‌است.
به‌گزارش نوید شاهد البرز؛ کتاب «طعنۀ خاک» که روایتی از سیره و حیاتِ طیبه شهیدِ شاخصِ البرزی سردار شهید احمد بابکان است با تحقیق و نویسندگی «حمید شاه‌پوری» به چاپ رسیده است. این کتاب از دورۀ دبیرستان احمد بابکان شروع شده‌است و سرانجام با شهادت او در هفتم مهر شصت و هشت به پایان می‌رسد.



طعنه‌ی خاک زندگینامۀ داستانی شهید احمد بابکان است


شهید احمد بابکان دوم ارديبهشت 1338، در شهر طالقان از توابع شهرستان ساوجبلاغ به دنيا آمد. پدرش عبدالوهاب، كارگر بود و مادرش گرجي نام داشت. تا پايان دوره متوسطه در رشته اقتصاد درس خواند و ديپلم گرفت. سال 1362 ازدواج كرد و صاحب دو پسر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور يافت و پانزدهم دي 1366، در جزيره مجنون عراق دچار مصدوميت شيميايي شد. هفتم آبان 1368 ، در بيمارستان بوعلي تهران بر اثر عوارض ناشي از آن به شهادت رسيد. مزار او در امامزاده محمد شهرستان كرج قرار دارد.

کتاب طعنه‌ی خاک توسط انتشارات شاهد و کنگره شهدای البرز در قطع رقعی و در بیست و دو فصل و با صد و هشتاد و سه صفحه تدوین شده‌است که هر فصل دوره‌ای از زندگی شهید را در بر می‌گیرد.انتشارات شاهدان البرز کتاب را در شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و به بهاء 16500 تومان، برای دومین بار به چاپ رسانده است.


بریده‌ای از کتاب «طعنه‌ی خاک» را در ادامه می‌خوانید:


«... حاج تقی دستی روی شانه­ی احمد گذاشت.
«وقتش که برسه مطمئن باش شهید می­شیم. اگه زنده موندیم حتماً حکمتی توش هست.»
«حاجی منظورتو از حکمت متوجه نمی­شم.»
نژادرمضانی نفس عمیقی کشید و ادامه داد: «مثلاً به این خاطر که کار ناتمومی مونده که باید انجام بدیم، یا اینکه وظیفه­ای که به دوشمونه، کس دیگه­ای نمی­تونه اون رو به نحو احسنت انجام بده. یا مسائل زیادی که فقط اون بالایی می­دونه و من و تو ازش بی­خبریم.»
«می­دونی حاجی حرفایی که می­زنی همش درست؛ ولی از این می­ترسم که خدا نگاهش رو ازمون گرفته باشه و به قول معروف ما رو از یاد برده باشه؛ باور کن وقتی رو خاک جزیره قدم برمی­دارم، احساس می­کنم خاک هم بهم طعنه می­زنه و میگه، همه رفتن و فقط تو جاموندی!...»

انتهای پیام/

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده