گذری بر سیره شهید عملیات مرصاد
او هر بار که از منطقه باز می‌گشت. کوله بارش سنگین‎تر از قبل و عزمش راسخ‎تر از پیش بود و همواره خود را برای امتحان عظیم الهی آماده می‌کرد.

گذری بر سیره شهید

نوید شاهد البرز؛ شهید رسول قرهحسنلو در یکی از روستاهای منطقه ساوجبلاغ بهنام عرب‌آباد در خانواده ای مذهبی و متدین متولد شد و معاش خانواده از طریق کشاورزی و دامداری تامین می شد. دوران کودکی را در سایه لطف خدا تحت تربیت والدین و تعلیمات دبستانی به پایان برد. راهنمایی تحصیلی را در روستای مجاور سپری کرد و مقطع دبیرستانی را در شهر کرج به تحصیل علم پرداخت. او در سال سوم دبیرستان بود که در حال و هوای جبهه و جنگ غرق شد و دست از کلاس درس شسته و به کلاس عشق پیوست. در مجتمع آموزشی رزمندگان دروس پایۀ سوم و چهارم را گذراند و در مدرسه عشق بسیج، علم زمینی را به علم لایزال معرفت حق پیوند زد و در بی‎انتهای پاکبازی و سرافرازی، به اخلاص و صفای دل راه یافت. چنان دل باخت که دل کندن از آن بلندای شور و نور و شعور به‌هیچ ممکن نشد.

در سال 1363، که سفر اول به مرزهای غیرتمندی را آغاز کرده تا سال 67، با حضور مداوم در این سرزمین‎ها با ستوه و پایداری در دشت‌ها کمین دشمن را به جان خرید و دم بر نیاورد.

از سال 62 تا سال 64، در عضویت بسیج سه مرتبه به مناطق جنگی اعزام شد و در سال 64، به عضویت افتخاری سپاه پاسداران در آمد و از آن پس طی ماموریتهای مختلف به‌خطوط مقدم جبهه اعزام شد.

او هر بار که از منطقه باز می‌گشت. کوله بارش سنگینتر از قبل و عزمش راسخ‎تر از پیش بود و همواره خود را برای امتحان عظیم الهی آماده می‌کرد. غوغایی در وجودش بر پا بود که قلبش را به غوغای عاشورا پیوند می‌زد و لبیک بر هل من ناصر ینصرنی را صدا می‌زد. در جامعه و در زندگی فردی نیز قصوری جایز ندانست، حق والدین را به‌پاس حرمت آنان نیکو ادا می‌کرد. حقوق اطرافیان را از آنچه در توان داشت از همدردی و همصحبتی و یاری آنان در مشکلات مختلف دریغ نداشت.

در سال 1366، به‎تکمیل دین خود و تکلیف شرعی خویش عمل کرد و پیمان مقدس زناشویی با همسری مسلمان و متعهد برقرار ساخت و زندگی مشترک را آغاز کرده و در کنار زندگی فردی همواره در مسجد و در میان اجتماع حضور فعال داشت. در اوقات فراغت و یا در خلوت خویش به قرآن پناه می‌برد و به آرامش و صفای الهی از دریچه این وحی منزل دست می‌یافت. لبخندی که همیشه بر لب داشت نشانگر صفای خاطرش بود. در طی این چند سال حضور در مناطق جنگی جهت شرکت در سلسله عملیات مختلف، چندین مرتبه جراحات سختی به تن و جان خرید از جمله در عملیات کربلای 4 و 5 و شلمچه به‌جهت جراحات وارده چندین مرتبه تحت عمل جراحی قرار گرفت.

در جبهه‌های غرب کشور از جمله: سنندج، ماووت، میاندوآب، سقز و در جنوب، در فاو،  شلمچه، مجنون، در صف لشکریان سیدالشهدا حاضر بود. سرانجام پس از حماسه آفرینی بسیار در تاریخ چهارم مرداد ماه 1367، در منطقه عملیاتی شلمچه هم‌زمان با عملیات مرصاد با اهدای آخرین قطرات خونش بر طومار انصار الحسین (ع) مهر عشق و خلوص و شهود نقش کرد.


منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده