در سالروز شهادت منتشر می‌شود؛
دختران عزیزم، از شما می‌خواهم؛ بعد از پدرتان، همیشه حجاب خود را حفظ کنید و چون زینب(س) زنده‌کننده دین باشید.
حفظ حجاب کلام طیبه شهید «محمدعلی فرهادکیایی»

نوید شاهد البرز؛ شهيد محمدعلي فرهادكيایي که نام پدرش «علي بابا» در نهم فروردین ماه 1331، در روستاي كياسر جاده چالوس از توابع شهرستان كرج از يك خانواده مذهبي و روستايي ديده‌ به‌اين دنياي فاني گشود. وي دوران طفوليت خود را در كنار خانواده سپري کرد تا اينكه در سن 7سالگي بهعلت كمبود مالي پدرش نتوانست به مدرسه برود و به مكتبخانه رفت و درحد خواندن و نوشتن سواد آموخت و در همان سن كودكي برای تأمين مخارج زندگي خانواده‌اش به‌كارگري پرداخت تا توانسته باشد كمكي به خانواده‌اش بكند.

وی بنا به‌سنت نبوی در سال 1347، ازدواج کرده كه ثمره آن 5 فرزند است. با شروع جنگ تحميلي او نيز با گروه‌های اعزامی بسيج به‌جبهه‌هاي جنگ شتافت تا اينكه سرانجام در 15 تیرماه 66‌، در عمليات نصر4 در محل جنگي‌ماووت با اصابت تركش به ناحيه سر و پا به ‌شهادت‌ رسید. تربت پاکش در گلزار شهدای روستای کیاسر نمادی از ایثار و استقامت در راه وطن است.

متن وصیت نامه شهید«محمدعلی فرهادکیائی» را در ادامه مطلب می‌خوانید:

با‌سلام به پیشگاه حضرت مهدی (ع) و نایب برحقش امام خمینی امید مستضعفان جهان و با سلام بر شهدای گلگون کفن یعنی آنهایی که در راه دین و عدالت به خون خود رنگین شدند و در این جهان جز نام افتخار نخواهندداشت و در آن جهان جز بهشت برین خانه نخواهند کرد. با سلام به رزمندگان اسلام که در جهاد با کفر بعثی می‌باشند. جهاد در رحمت الهی است که تنها به روی بندگان ویژه خداوند باز می‌شود لباس رزم زره‌ای آهنین است که دست فداکاری و ملیت آن را بر اندام جوانمردان فعال می‌پوشاند این لباس فاخر در زندگی جامه شرافت و پس از مرگ حریر فردوس خواهدبود.

وصیت به‌مادر: مادر بزرگوارم هرچند فرزند حقیرت در زندگی نتوانسته جبران محبت‌های ترا بکند ولی از تو می‌خواهد که او را عفو کنید و از خداوند برایش طلب آمرزش نمایی. مادرم می‌دانم که با چه مذلت و دشواری بنده را به‌ثمر رسانده‌ای و اکنون می‌خواستی از ثمره آن استفاده کنی ولی دست تقدیر الهی است نمی‌دانم چه بگویم اگر بنده حقیر در راه‌ خدا کشته شده‌ام جز صبر از خدای بزرگ چیزی نمی توانم برایت بخواهم.

وصیت به خانواده: همسر مهربانم، هرچند در زندگی همسری خوب برایت نبودم یا نتوانستم به خواسته‌هایت جامه عمل بپوشم. از شما می‌خواهم که بنده حقیر را عفو کنید.

فرزندانم مجتبی، لطف اله و اصغر، سفارش بنده به‌شما عزیزان دلبندم آن می‌باشد که همیشه فرائض دینی خود را انجام دهید و درسهایتان را به‌خوبی بخوانید زیرا مملکت اسلامی به افراد با سواد، با ایمان احتیاج دارد و همیشه در کارهایتان خدا را ناظر بر اعمال خود بدانید منافقین را میدان ندهید زیرا با کوچکترین سستی که از خود نشان دهید آنها شما را از هم متفرق خواهندکرد و تفرقه تاکنون تجربه‌ای که بر آن شده‌است؛ یعنی نابودی و هلاکت می‌باشد.

دختران عزیزم، از شما می‌خواهم؛ بعد از پدرتان، همیشه حجاب خود را حفظ کنید و چون زینب(س) زنده‌کننده دین باشید. درسهایتان را خوب بخوانید زیرا افراد بی‌سواد مانند درخت بی‌ثمر می‌باشند.

وصیتی به برادرم: برادر عزیزم امیدوارم بنده حقیر را اگرچه به شما خوبی نکرده‌ام و برادر خوبی برایت نبوده‌ام از شما می‌خواهم این حقیر را عفو کنید، امید است خداوند به شما صبر و بردباری دهد و از خانواده شما هم طلب بخشش می نمایم.

وصیتی به هم‌وطنان عزیز: هم‌وطنان عزیز، از تمامی شما عزیزان پوزش می‌طلبم که یک هم‌وطن خوبی برایتان نبوده‌ام، خدای نکرده اگر خطایی از بنده حقیر سر زده از شما می‎خواهم که مرا عفو کنید و با این زبان الکن خود به شما سفارش می‌کنم دعای به جان امام را فراموش نکنید و همیشه جبهه را به‌یاد داشته باشید.

.......

والسلام

محمدعلی فرهاد کیائی

منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده