گذری بر حیات و کلام طیبه شهید «اسماعیل نرگسی»
مردن در راه دوست افتخار است؛ دوستی که خالق انسان است.
مردن در راه دوست افتخار است


نوید شاهد البرز؛ شهید «اسماعیل نرگسی» که نام پدرش« غلامرضا» در شهرستان کرج در سال ،1313 متولد شد. او در زمان کودکی از نعمت سواد بی‌بهره بود اما در کسب کمالات و اداب زندگی بسیار کوشید. وی انسانی خود ساخته و وارسته گشت که با ایمان و تقوای الهی در زندگی انسانی مفید برای اجتماع و تکیه‌گاهی مطمئن برای خانواده خویش بود. او در سنین نوجوانی و جوانی در خدمتگزاری و احترام به پدر و مادر نهایت سعی خویش را داشت و پس از ازدواج نیز وی را تحت تکفل خویش گرفته و شرط وفا در حق مادر به‌جا آورد.

همسرش زنی مومنه و صاحب کمال بود و ثمره ازدواج انها 6 فرزند است که در تربیتشان اهتمام بسیار ورزیده و توجه بسیار کردند.

او از انقلابیون بوده و در مبارزات انقلابی فعالیت مستمر داشت پس از انقلاب نیز همواره در خدمت جمهوری اسلامی بود و در عضویت سپاه پاسداران در کسوت بسیجی پاسدار در صحنه‌های مختلف اجتماع از جمله جبهه‌های نبرد شرکت فعال و مداوم داشت و از رزمندگان ایثارگر دفاع مقدس بود و بارها در جبهه حضور یافت و در راه پیشبرد اهداف انقلاب با دشمن متجاوز جنگید و همواره در پشت جبهه و در محل زندگیش نیز به دفاع از اسلام و انقلاب می‌پرداخت و در برخورد با منافقین و ضدانقلابیون جدیت خاصی داشت.

وی سرانجام نیز در همین راه به تیر خشم کینه منافقین کوردل در درگیری با انان در محل زندگی‌اش روستای کردان در منطقه ساوجبلاغ در تاریخ بیست و نهم خرداد ماه 1365، به لقای حق پیوست و جان شیرین در راه دفاع از ارمان‌های اسلام ناب محمدی فدا کرد. تربت پاکش در گلزار شهدای کردان نمادی از ایثار و پایداری در راه آرمان‌های انقلاب است.

متن کامل وصیت‌نامه شهید «اسماعیل نرگسی» را در ادامه می‌خوانید:

با درود بی‌کران به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی و با درود بی‌کران و با سلام و درود بی‌کران به رزمندگان حق پرست و با سلام بر رزمندگان اسلام که حسین‌گونه دشمنان قران یورش بردند و صبح ظفر را به ارمغان آوردند.

مردن در راه دوست افتخار است؛ دوستی که خالق انسان است. اوست خریدار جان‌های مومنین البته ما لیاقت شهادت را نداریم، مگر خداوند گواهی کند، من برای اسلام به جبهه می روم تا که نخل انقلاب را ابیاری کنم. اگر پیروز از میدان برگشتم که چه خوب ولی اگر شهید شدم که به دیدار خدا رفتم البته همه می روند اما خدایا دوست ندارم که در بستر خواب بمیرم؛ دوست دارم که لحظه اخر عمر من شهادت در راهش باشد چون انسان مسلمان باید در زندگی پیش بینی کند و بایدخود مسلمان همیشه برای مردن اماده باشد.

......

اسماعیل نرگسی شانزدهم آذر ماه 1365


منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده