گذری بر حیات و کلام طیبه شهید؛
شما خواهران عزیزم اگر نمی‌توانید در جبهه باشید حتما پشت جبهه را محکم نگاه داشته و با حجاب خود تو دهنی محکمی به اصطلاح متمدن‌های داخلی بکوبید.
گذری بر حیات و کلام طیبه شهید

نوید شاهد البرز؛ شهید «امیرحسین عربی»
که نام پدرش سید قربان است در پنجم شهریور ماه 1344، در شهرستان تویسرکان در خانواده ای مومن و متدین دیده به جهان گشود. وی پس از سپری کردن دوران کودکی همراه خانواده به کرج نقل مکان کرد. وی در سن هفت سالگی جهت کسب علم و دانش به مدرسه رفت و تا کلاس اول راهنمایی درس خواند و پس از آن به کار مشغول شد. وی پس از پیروزی انقلاب عضو بسیج شد و در این نهاد انقلابی به فعالیت پرداخت و پس از آن وارد سپاه شد. وی در طول جنگ تحمیلی بارها به جبهه اعزام شد و با دلاوری فراوان به نبرد با لشگریان کفر پرداخت که در آخرین اعزامش به‌عنوان پاسداری افتخاری در عملیات بیت المقدس در بیست و دوم خرداد 1367، در جبهه عملیاتی ماووت جاویدالاثر شد و برادر دیگرش «حسین‌رضا» در سال 66، به شهادت رسید.

متن کامل وصیت‌نامه «شهید امیرحسین عربی» را در ادامه مطلب می‌خوانید:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سوره مبارکه الصف آیه ۴

إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذينَ يُقاتِلونَ في سَبيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنيانٌ مَرصوصٌ﴿۴﴾
آنانکه ایمان آوردند و هجرت کردند و در راه خدا به مال و جانشان جهاد کردند، آنها را نزد خدا مقام بلندی است:

با سلام و درود امید تعجیل در ظهور آقا امام زمان و با سلام درود به نایب بر حقش امام خمینی و به‌امید پیروزی رزمندگان اسلام در تمامی جبهه‌های حق و به‌امید صبر به‌خانواده شهدا و مجروحین و جانبازان و اسراء مادرم می‌دانم که لایق شهید شدن نیستم اما اگر خدا این فیض عظیم نصیبم کرد. از تو نمی‌خواهم که در مرگم گریه نکنی لیکن با گریه کردن خود دشمن را شاد نگردان زیرا که من به ندای «هل من ناصر ینصرنی» حسین زمان خویش خمینی بت‌شکن لبیک گفته و از این جهان فانی دل کنده و به جهان اخروی می‌پیوندم.

و تو ای پدر، در مرگم غصه‌ای به دلت راه مده زیرا که مردن برای همه است و هرچه بهتر که این مردن در راه خدا و اسلام و قرآن باشد و از شما برادران عزیزم می‌خواهم که اسلحه به زمین افتاده مرا در دست گرفته و مگذارید که دشمنان اسلام این جوشش عظیم را از بین ببرند و شما خواهران عزیزم اگر نمی‌توانید در جبهه باشید حتما پشت جبهه را محکم نگاه داشته و با حجاب خود تو دهنی محکمی به اصطلاح متمدن‌های داخلی بکوبید.

 و سخنی چند با فامیل‌های گرامیم دارم و می‌دانم که کوچک‌تر از آنها که پندی به شما می‌خواهم که از اسلام و امام دست برنداشته و در هر زمان مکان ازاین دو حمایت کنید:

سخنی نیز به عنوان یک برادر کوچکتر با برادران بسیجی پایگاه مقاومت دارم از آنها نیز می‌خواهم که هیچگاه بسیج و جبهه را تنها نگذارید و همین‌طور نگذارید که منافقین ایادی شرق و غرب در آنجا نفوذ کند. با امت شهیدپرور نیز صحبتی به‌عنوان یک فرد کوچک دارم و از آنها هم می خواهم که نگذارید بی‌بندباری در جامعه پا بگیرد. در آخر از همه شما طلب حلالیت می‌کنم باشد که من نیز در زمره شهدای انقلاب باشم.

همین‌طور عاجزانه طلب مغفرت می کنم و از شما می خواهم مرا در کنار دیگر شهدای انقلاب امام زاده محمد حصارک به خاک بسپارید، باشد به‌خاطر این عزیزان شهدا مرا نیز خدا مورد بخشش قرار دهد.

«والسلام علی من اتبع الهدی»

خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.

به امید پیروزی رزمندگان اسلام و به امید زیارت کربلای حسین ان‌شاالله جبهه جنوب



منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار