در سالروز شهادت منتشر می‌شود؛
انقلاب را يارى كنيد و لحظه‌اى را به بطالت و راحتى نگذرانيد، در اموردخالت كنيد، در صحنه حاضر باشيد و تا فتح قدس اولين قبله مسلمين و قطب عزت كنونى مسلمانان كه در چنگ اسرائيل غاصب است از پاى ننشينيد.
نگاهی به کلام طیبه شهید ترور؛ محمدرضا محمدرحیمی

نوید شاهد البرز؛ شهید «محمدرضا محمدرحیمی» که نام پدرش نصرالله است که در بیست و ششم شهریور ماه 1338، در تهران چشم به جهان گشود. او دانشجوی پزشکی و رزمنده دوران دفاع مقدس و فعال بسیجی بود که در یک حمله تروریستی در بیست و سوم خرداد ماه 1361، در تهران به شهادت رسید. تربتش در بهشت زهرا تهران نمادی از ایثار و استقامت در راه وطن است. 

متن کامل وصيت‌نامه محمدرضا محمد رحيمى را در ادامه می خوانید:

بسم الله الرحمن الرحيم

پس از گواهى به وحدانيت خداوند هستى بخش عالميان كه محبت‌هاى قلب و روحمان براى او است و تمام هم و غممان به‌خاطر وجه او و نهايت آرزوى ما رضايت او و رضوان او.

و پس از گواهى به رسالت حضرت ختمى مرتبت طبيب قلوب مؤمنين حضرت محمدبن‌عبدالله (ص) كه اميدوارم حرام او حرام لحظه به لحظه زندگى‌ام و حلالش روشنى بخش آنات خوشي‌ها و ناخوشي‌هاى حياتم باشد و پس از گواهى به حقانيت وقوع نزديك روز جزاء و بر پایى قيامت و حشر اموات و محاكمه الهى كه دعاى هميشه‌ام به خداوند در اين روز است كه اللهم عاملنا بعفوك وفضلك.

و پس از گواهى به ولايت اميرالمؤمنين على بن ابيطالب (ع) و يازده فرزند پاك آن ‌حضرت كه همگى يكى پس از ديگرى به هدايت مؤمنين پرداختند و در راه اعتلاى شجره طيبه ولايت يا شهيد شدند و يا مسموم به‌جز دوازدهمين امام بحق ما حضرت مهدى (عج) ارواحنا لمقدمه الفداء كه درغيبت به‌سر مي‌برند و در آينده نزديكى «یَملَأُ الله بِهِ الاَرضَ قِسطاً وَ عَدلاً کَما مُلِئَت ظُلماً و جَورا»

سفارشات و مكنونات قلبى ام را عنوان مي‌دارم تا چنانچه بازماندگان در آن صلا و ثوابى يافتند به آن عمل نمايند. ان‌شاءالله. ...

همان‌گونه كه به عنوان اعتقاد دينى و اسلامى خود معتقد به ولايت فقيه عادل با تقواى آگاه به زمان و مدير و مدبر هستم. چنانچه پيامبر (ص) چنين فقهائى را « امناء الرسل » و « حصون الاسلام » خوانده‌اند، تك‌تك شما را به فرمانبردارى از امام عزيز، روح و جان امت، مولا و آقاى مسلمين و روح خدا، خمينى كبير صاحب ولايت فقيه در عصر حاضر سفارش مي‌نمايم، لحظه‌اى ولايت اسلامى را درحيات خويش به فراموشى نسپاريد كه درعصر غيبت ولى عصر (عج) ولايت و سرپرستى امت به‌دست تواناى رهبران تواناى اسلام شناسى چون امام خمينى است همان‌گونه كه حضرت مهدى (عج) خود فرموده‌اند (در توقيع مباركى به شيخ مفيد «ره» ) انهم حجتى عليكم و ان حجت الله و بجز راه ولايت فقيه رفتن مخالف داشتن آرزو و توقع حضور در زمان ظهور امام زمان (عج) و تنفس در حكومت حقه الهيه او است و مشتاقان مهدى (عج) ابتدا مي‌بايست امتحان خويش را در بر پائى حكومت اسلام به‌دست فقهاى شجاع و آگاه به زمان كه حجت امام غايب ما هستند ( و هر فقيهى حجت مهدى (عج) و آيت الله العظمى نيست ) باز پس دهند تا سيه روى شود، هركه در او غش باشد.

شما را سفارش مي‌كنم به تقوا و تزكيه نفس كه جانمايه انقلاب ما است و با خودسازى و پاك شدن درون و آرزوئى جز رضايت خدا نداشتن و تنها در مسيرى كه او دوست دارد گام برداشتن مي‌توان نگهبان واقعى اسلام عزيز و انقلاب اسلامى اين ثمره خون صد هزار شهيد و صدها هزار جانبازان انقلاب بود.

«اوصيكم بتقوى الله و خوفكم عن عقابه ». شما را به تقواى خدا سفارش مي‌كنم و ازمجازاتش مى‌ترسانم.

انقلاب را يارى كنيد و لحظه‌اى را به بطالت و راحتى نگذرانيد، در اموردخالت كنيد، در صحنه حاضر باشيد و تا فتح قدس اولين قبله مسلمين و قطب عزت كنونى مسلمانان كه در چنگ اسرائيل غاصب است از پاى ننشينيد و همه مي‌دانيم كه راه قدس از كربلا است و كربلائيان سياستمداران اسلامند و گوشه گيران و منزويان مورد لعن خدا، چنانچه در زيارت عاشورا آن‌گونه كه به‌خاطر دارم اين اصل سياست اسلامى هست كه : فَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ عَلَيْكُمْ اَهْلَ الْبَيْتِ. خلاصه اينكه در سياست حضور فعال داشته باشيد و سعى در گشايش گره‌ها و مشكلات راه انقلاب داشته باشيد و افسوس كه وجود من آنگونه كه مي‌بايست درخدمت به انقلاب مؤثر نبود و واى بر من كه چگونه در محضر خداوند حاضر خواهم شد و اينك بر شما است كه از روزگار پند بگيريد و با ياد هميشه شهيدان و جانبازان انقلاب لحظه‌اى مسئوليت خويش را فراموش ننمائيد و بر سستى و فتور من نيز طلب آمرزش كنيد.

دنيا جاى آسودگى و راحتى نيست جاى رنج و تلاش است و خوشى را مي‌بايست در رضوان و بهشت جاويدان خدا جست، هرگز در راه انقلاب فريب‌نابكاران و گمراهان را نخوريد كه دين و دنياى خود را به باد خواهيد داد، هميشه اين را به‌خاطر داشته باشيد كه سيلى‌خوردگان از اسلام و امام و ولايت فقيه كه در رأس آنها آمريكا و هم‌پيمانانش و سلطنت طلبان و ساواكي‌ها و غربزدگان و شرق زدگان و از چپ‌ترين چپ‌ها كه مولود صهيونيسم اند تا راست‌ها و خلاصه همه آنهائى كه انقلاب اسلامى درآمد حرام و نامشروع و اشرافيت‌هاى كاذب تجددمابانه‌شان را بر باد داده است، برسر يك چيز اتفاق دارند و آن نابودى اسلام و نابودى خط سازش ناپذير ولايت فقيه و انقلاب اسلامى است. اگر مخالفين « انقلاب و امام خمينى و شاگردان مكتب ولايت فقيه » چون منتظرى‌ها و بهشتى‌ها و مشكينى‌ها و باهنرها و رجائى‌ها و مدنى‌ها ومطهرى‌ها و رفسنجانى‌ها و قدوسى ها و. .... حتى از ميان نزديكترين خويشاوندان شما نيز بودند و نغمه هدايت الهى را كه دركلاس انقلاب اسلام نواخته شده است به‌جان نپذيرفتند و با اين همه معجزات خداوندى در اين انقلاب به راه اسلام مستقيم نشدند، بر شما است كه طرد شان كنيد و از آنها به خداى بزرگ پناه بريد حتى از اين هم بالاتر اگر آنان برادر، پدر و مادرتان باشند.

سفارش ديگرم به برادران مسجدى و حزب اللهى و ياوران و سربازان امام خمينى است كه ذره‌اى سازش و مسامحه در مسير انقلاب با دشمنان انقلاب و امام و گمراهان بهر شما زيبنده و سزاوار نيست‌، جاذبه و دافعه على گونه داشته باشيد و نترسيد از اينكه هدايت ناشدنى‌ها و منافقين در صورت دفع شدن و سازش و نرمش نديدن مي‌روند و آدم‌كشى و ترور و جنگ با اسلام پيشه مي‌كنند برخورد على (ع) را بنگريد با طلحه و زبير. ... به شما برادران سفارش مي‌كنم در قلبتان جز محبت تيپ حزب الله و ياران بهشتى ها و رجائى ها و باهنرها و مؤمنين به خط سازش ناپذير ولايت فقيه گرايش و دوستى ديگرى نباشد.

هميشه سعى بر اين داشته باشيد كه با علما و دانشمندان اسلام و مؤمنين به ولايت فقيه همنشين و هميار و همصدا باشيد و مبادا خداى ناكرده در نزديكيتان عدم پيوند و يگانگى باحزب الله........... و مؤانست و رفاقت با گمراهان و نا بخردانى كه شمّ سياسى ندارند حاكم شودكه:

يعرف المرء بجليسه : كه انسان با همنشينش شناخته مي‌شود.

چنانچه خود من نيز با آشنايان به اصطلاح مسلمانى كه ناصادقانه در سياست جامعه جبهه‌گيرى ميكردند و در ظاهر پيرو امام خمينى هم بودند، ترك رابطه نزديك نمودم. شما را نيز سفارش بر اين دارم كه عمر باارزش خويش را جز دركنار برادران حزب الله و فدائيان امام خمينى و روحانيت بيدار و آگاه صرف نكنيد و به‌قول امام خمينى؛ « سعى كنيد اسلامتان از روحانيت جدا نشود » و مظهر اين روحانيت امام و شاگردان اويند.

دقت داشته باشيد كه انتقادات و ايرادهاى به‌حق شما درمورد نهادهاى انقلابى و مسئولين انقلاب درحضور مردم نا اهل و حتى مسلمانان غير حزب‌اللهى با آب و تاب مطرح نشود كه مايه تبليغات شوم. آنان و تضعيف و تحقير اين عزيزان انقلاب خواهدبود زيرا «دعواى دو برادر را غريبه نبايد بشنود.»

از تمامى آنهایى كه از من كينه و ناراحتى به دل دارند، طلب عفو و بخشش مي‌كنم، ان‌شاءالله كه كينه‌ها و رنجش‌ها به‌خاطر مواضع اسلامى و دفاع سرسختانه فرد مورد خصم از اسلام و انقلاب نباشد، من نيز به نوبه خود ذره‌اى رنجش و كدورت خاطر نسبت به كسى در دل ندارم و تمامى آنهایی را كه به شخص من بدى و جفا رسانده اند و غيبت و تهمت روا داشته‌اند، بخشيده‌ام و از ابتدا نيز بنا بر اين داشته‌ام ولى آنهائى كه با دشمنى نسبت به امام و انقلاب و فرزندان پاك امام چون بهشتى مظلوم و خط اسلامى ايشان مي‎‎خواسته‌اند با اين‌جانب رو در رو شوند و اصرار و غرض ورزى در اين راه داشته و هدايت نشدند، بدانند كه هرگز به سهم خود آنان را نخواهم بخشيد و در قيامت شاهدى بر عليه آنها خواهم بود.

يكى از آرزوهاى اين‌جانب حاكميت بخشيدن ولايت فقيه در گوشه و كنار جامعه و به‌خصوص تا آنجا كه از دستمان برمى‌آيد در كوچه و محله و مسجد خودمان بوده است و درگيرى بنده با افراد معدودى در حوزه تماس خانوادگى و احيانا مسجد دقيقا به‌همين‌خاطر بوده است، هرگز تصور جلب‌نظر « افراد ناهمگون با حركت توفنده انقلاب» لحظه‌اى در ذهن و فكرم حاكميت نداشته است و از تمام برادران تقاضايم اين‌ست كه همين خط را دنبال كنند و نگذارند اين مسير حقيقى به ابتذال سازش و گمراهى ازخط ولايت فقيه كشيده شود.

سخنرانان دعوت شده به مسجد مي‌بايست دقيقا بر اساس رهنمودهاى پيامبرگونه امام و خط سازش‌ناپذير رهبر انقلاب و ياران باوفايش مردم را به سياست‌هاى روز و دسيسه‌هاى منافقين آگاه سازند و هرگز به منحرفين از اين جريان فرصت عرض اندام ندهند.

فعاليت‌هاى فرهنگى و تبليغى مسجد به‌دست برادران حزب الله بر اساس رشد ارزش‌هاى اخلاقى كه زير بناى همه چيز است مي‌بايست دنبال شود و عناصر ناخالص در اين بين وارد نشوند.

هرگز در پيشبرد انقلاب از انسان‌هاى دو‌رو و ناخالص و بدون بينش صحيح خط امامى يارى و مدد نخواهيد كه بالاخره در مقطعى از كار مجبور به مقابله رو‌دررو با اينها خواهيد شد و جز اتلاف نيرو طرفى نخواهيد بست. چنانچه خود من تجربه‌ها در اين زمينه اندوخته‌ام « اتحاد و همگامى برمحور مكتب و باورهاى عقيدتى واحد است» و تمام اين سفارشات درخصوص منافقين و ( غرض‌ورزان ) است و چه بسا كه برادران عزيزم درمواردى مسئوليت برخوردهاى نرمى با افراد تائب و بازگشته به دامن اسلام مي‌بايست داشته باشند و با آغوش باز آنان را بپذيرند كه صد البته چنين افرادى پس از توبه از اعمال ننگين و ناپسند گذشته‌شان و موضع گيري‌هاى به دور از محور ولايت و رهبرى امت كه همان خودسري‌ها و غرور و تكيه به دانسته‌هاى خويشتن بوده است‌، خود به خود در جريان فداكاري‌ها و جانبازي‌هاى قرار خواهند گرفت و گذشته را با حضور مؤثر خويش جبران خواهند نمود، نه اينكه بر پايه انديشه نفاق و « نان به نرخ روز خوردن » اظهار ندامت كنند و از سفره خونين انقلاب بهر خويش لقمه هاى چرب بجويند.

.........

اين وصيت نامه را در كمال صحت و سلامت عقل مرقوم داشته‌ام. سی‌ام اذر ماه 1360

محمدرضا محمدرحيم




منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده