گذری بر حیات و کلام طیبه شهید «علی وردی رادپور»؛
در انقلاب اسلامى همه چيز انقلابى باشد، اعم از جهاد و غيره و در قرآن هم چنين آمده است كه با كفار بجنگيد تا اينكه در روى زمين فتنه‌اى نباشد.
در انقلاب اسلامى همه چيز انقلابى باشد

نوید شاهد البرز؛ شهید علی‌وردی رادپور در سال 1324، در روستای نجم آباد واقع در شهرستان ساوجبلاغ در خانواده‌ای مسلمان و مذهبی از اقشار متوسط اجتماع متولد شد. به دلیل  نبودن امکانات آموزش در روستا، شهید در حد سواد خواندن و نوشتن به تحصیل توفیق یافت و ازایام کودکی جسم و روحش را به کار و تلاش پرورش داد و به کوشش و زحمت خو گرفت. وی در نوجوانی برای یاری خانواده در تامین معیشت به‌کارگیری رفت و تمام دستمزد خود را صرف تامین مایحتاج منزل می‌کرد. در سنین جوانی همسری شایسته برگزید و پیمان مقدس ازدواج برقرار ساخت. ثمرۀ این پیوند دو فرزند بودند؛ یک دختر و یک پسر که امروز یادگاران ارزشمندش در میان ما هستند.

در همان سال‌ها شهید در یک «کارخانه کشوسازی» در منطقه ساوجبلاغ مشغول کاربود و با تلاش بسیار تمامی نیروی خویش را در راه تامین رفاه و آسایش خانواده اش صرف می‌کرد تا به مال حلال فرزندانی درستکار و خیر‌اندیش تقدیم اجتماع نماید.

او در زمان اشتغال در کارخانه و  پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قزوین درآمد و در آن نهاد به انقلاب اسلامی خدمت کرد و پس از مدتی از طریق بسیج کارگری برای دفاع از آب و خاک مقدس وطن داوطلبانه به جبهه‌های جنگ حق علیه باطل شتافت و مدت‌ها در مرزهای ارزشمند وطن به نبرد با دشمن متجاوز در مقابل ستم سینه سپر می‌کرد و سرانجام با سرافرازی و عزت تمام در روز پنجم خرداد ماه سال 60، در منطقه میمک با اصابت ترکش خمپاره به فیض عظیم شهادت نائل شد. پیکر پاکش در گلزار شهدای روستای زادگاهش نجم آباد به خاک سپرده شد و مزارش وعده‌گاه یاران و دوستان شد و یادش الهام جوانمردی و ایثار و شجاعت و رشادت است.

در انقلاب اسلامى همه چيز انقلابى باشد

متن کامل وصیت‌نامه شهید «علی وردی رادپور» را در ادامه بخوانید:

بسم الله الرحمن الرحيم

اين‌جانب على رادپور در وصيت نامه خود چنين عقيده دارم كه در انقلاب اسلامى همه چيز انقلابى باشد، اعم از جهاد و غيره و در قرآن هم چنين آمده است كه با كفار بجنگيد تا اينكه در روى زمين فتنه‌اى نباشد و در جاى ديگر مى گويد: « أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا (نساء: 76) » و بعد توصيه‌ام به‌فرزندانم اين است كه بعد از من راه اسلام و رهبرمان را ادامه بدهند. خصوصا فرزندانم هوشنگ و مجتبى كه بايد راه مرا ادامه بدهند و بعد محل دفن مرا ده به‌نام نجم‌آباد ببرند و آنجا دفن كنند.

يك يادداشت از اين نسخه به شركت كنتور‌سازى كه محل كار من است آنجا بدهيد آنها ناظر شوند و بعد از مردم انقلابى ايران تقاضا دارم كه رهبر را تنها نگذارند و دنبال ايشان و حرف ايشان را گوش كنند.

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

على رادپور


منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده