سیری در کلام طیبه شهید «رضا دیده‌خانی» منتشر شود؛
اى برادرانم، مبادا! در غفلت بميريد كه على (ع) در محراب عبادت شهيد شد و مبادا در حال بى تفاوتى از دنیا بروید كه على اكبر حسين در راه حسين (ع) با هدف شهيد شد.
وصیت نامه شهید

نوید شاهد البرز؛ در شامگاه دومين روز از چهارمين فصل سال 1348، نوزادي پا به‌دنيا نهاد كه او را رضا نام دادند. رضا خلقش نيكو بود و خداوند از او رضا بود. از همان كودكي انس خاصي با مسجد و اهالي مسجد داشت و در مسجد شيفته عام و خاص بود. تحصيلاتش را دوم راهنمايي در شهرستان كرج ادامه داد و پس از مدتي به استخدام سپاه درآمد تا به اسلام و مسلمين خدمت كند. از چهارده سالگي عازم جبهه‌هاي حق عليه باطل شد و با نبردهاي جوانمردانه با نامردان و كفار رژيم بعث عراق پيكار نمود. او سال‌ها در جبهه حضور داشتند، انگار انس و الفت عجيبي با جبهه و رزمندگان پيدا كرده بود. وی در واحد اطلاعات عمليات لشگر10 سيدالشهداء (ع) بود و سال‌ها خدمت كردند تا اين‌كه پس از سال‌ها نبرد در منطقه شيخ محمد (ماووت) در تاريخ بیست و هفتم اردیبهشت 67، به شهادت رسید. تربت پاکش در جوار امامزاده محمد کرج نمادی از ایثار و استقامت در راه وطن است.

وصیت نامه شهید «رضا دیده‌خانی» را در ادامه می آوریم:

بسم الله الرحمن الرحيم

به نام خداوند بخشنده و مهربان و درهم كوبنده ستمگران و با اميد تعجيل در ظهور آقا امام زمان و با درود به رهبر كبير انقلاب و با سلام به ارواح پاك و مطهر شهيدان از بدو تا انقلاب اسلامى و از انقلاب اسلامى تا فرج حضرت مهدى (عج) و به اميد شفاى عاجل محرومين و جانبازان انقلاب.

اى پدر دوستت دارم به قدرى كه كسى سراغش را نگرفته است اما از تو بهتر معشوقى دارم كه او مرا به تو بخشيد و هر موقع بخواهد طلب مى كند. اى پدر اگر از من نافرماين سر زد مرا حلال كنيد. اى مادر و اى خواهرم دوستتان دارم اما دوست داشتن شما باعث طلاق دادن معشوقم نمى شود و گريه مكنيد كه اگر گريه كنيدگويا مرا در اتاق كوچكم به اسارت و غل و زنجير كشيده‌ايد ولى اگر فريادتان بلند باشد، اتاق كوچك من نورانى خواهد بود و من در آن آرام آراسته ام (آرامیده ام).

اى برادرانم، چه بسيار آنهايي كه امروز خود را به جنگ نياوردند و چه بسيار افرادي كه به انتظار فردا بودند و به آن نرسيدند و اى برادرانم مبادا در غفلت بميريد كه على (ع) در محراب عبادت شهيد شد و مبادا در حال بى تفاوتى از دنیا بروید كه على اكبر حسين در راه حسين (ع) با هدف شهيد شد.

اى مادران! از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگيرى نكنيد و اى خانواده عزيزم بيشتر در امام دقيق شويد و سعى كنيد عظمت او را در بيابيد و خود را تسليم او سازيد و سلام مرا به رهبر عزيزم برسانيد و بگوييد: با آخرين قطره خونم سنگر اسلام را ترك نخواهم كرد و اى خانواده عزيزم مبادا! بر روى سنگ قبر من بنويسيد كه من ناكام شهيد شدم، بلكه من با كام تمام به شهادت رسيدم و اى كاش! صدها جان داشتم و در راه اسلام شهيد مى شدم و دوباره زنده مى شدم تا دوباره شهيد شوم خيلى دوست دارم شهيد شوم و شهيد هم شدم و خيلى دوست داشتم تا راه كربلا را باز كنم و دستم را به ضريح مقدس حسين (ع) مى زدم و اگر راه كربلا باز شد، برويد و سلام مرا به حسين برسانيد.

حديث قدسى:
«مَن طَلَبَنی وَجَدَنی، مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی اَحَبَّنی وَ مَن اَحَبَّنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتَهُ وَ مَن عَشَقَتَهُ قَتَلتَهُ وَ مَن قَتَلتَهُ فَعَلی دِیَتَهُ وَ مَن عَلی دِیَتَهُ فَاِنّا دِیَتُهُ

: هر كس كه مرا طلب كند مى‌يابد، هر كس كه مرا يافت مى شناسد، هر كس كه مرا شناخت، دوستم مى دارد، هر كس كه مرا دوست بدارد، من هم او را دوست خواهم داشت و هر كس را كه من دوست بدارم او را مى كشم و هر كس را كه من بكشم، ديه او بر من واجب است و هر كس كه ديه او بر من واجب است، من خودم ديه او هستم.

هر كس كه ترا شناخت جان را چه كند* فرزند و عيال و خانمان را چه كند

ديوانه كنى هر دو جهانش بخشى* ديوانه تو هر دو جهان را چه كند

خدايا! خدايا! تا انقلاب مهدى خمينى را نگه‌دار از عمر ما بكاه و بر عمر رهبر افزا.

بیست و ششم بهمن  1362

 منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده