وصیت نامه شهید عملیات بیت‌المقدس؛
از شما می‌خواهم بعد ازشهادت من آرم سپاه، این آرم شهادت را بر سر قبرم بکشید.


وصیت نامه

نوید شاهد البرز؛ شهيد «علي رضا تيموري» که نام پدرش عباس در سال 1336، در تهران در خانواده‌اي زحمت‌كش و فداكار و مذهبي ديده به جهان گشود و پس از طي دوران كودكي خويش در آغوش گرم و پرمهر و محبت خانواده‌اي دلسوز و مهربان در هفت سالگي وارد دبستان شد و پس از پايان دوره ابتدايي و راهنمايي برای امرار معاش کار کرد. وی در زمان اوج‌گيري انقلاب در اكثر راهپيمايي‌ها و تظاهرات بر عليه رژيم منحوس پهلوي شركت فعال داشت و پس از پيروزي انقلاب نيز همواره در صحنه حضور داشت. او به عضويت بسيج درآمد و بر دامنه فعاليت‌هايش افزود. او با منافقين و ضد انقلابيون مبارزه مي‌كرد و با آنها سر آشتي‌ناپذيری داشت. او در زمان جنگ تحميلي از هيچ كمكي نسبت به جبهه‌ها و رزمندگان سلحشور دريغ نمي‌نمود و خود نيز حمله‌هاي ناجوانمردانه صداميان را به مرزهاي اسلامي‌مان تاب نياورد و با عنوان يك بسيجي مظلوم عازم جبهه گرديد و سرانجام پس از رزمی بي‌امان با دشمنان خدا در عمليات بيت‌المقدس در تاريخ دهم اردیبهشت ماه 1361، در خرمشهر به درجه رفيع شهادت رسید. تربت پاکش در بهشت زهرای تهران نمادی از ایثار و شهادت در راه وطن است.


متن کامل وصیت نامه شهید علی‌رضا تیموری را در ادامه مطلب می خوانید:

بسم الله الرحمن الرحیم

سوره مبارکه الأنفال آیه ۶۰
وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَمِن رِباطِ الخَيلِ تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُم وَآخَرينَ مِن دونِهِم لا تَعلَمونَهُمُ اللَّهُ يَعلَمُهُم ۚ وَما تُنفِقوا مِن شَيءٍ في سَبيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيكُم وَأَنتُم لا تُظلَمونَ﴿۶۰﴾
هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها [ دشمنان‌]، آماده سازید! و همچنین اسب‌های ورزیده (برای میدان نبرد)، تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید! و همچنین گروه دیگری غیر از اینها را، که شما نمی‌شناسید و خدا آنها را می‌شناسد! و هر چه در راه خدا و تقویت بنیه دفاعی اسلام انفاق کنید، به‌طور کامل به شما بازگردانده می‌شود، و به شما ستم نخواهد شد!

با یاد خدا و با عرض سلام به امام مهدی (عج) و با سلام و درود به امام عزیز یگانه منجی عالم انسانیت که ازخدا می‌خواهم ازعمر من کم کند و به عمر پربرکتش بیفزاید و بادرود فراوان به شهیدان راه خدا و سلام و درود بر تو ای مادر مهربان و ای پدر بزرگوار و برادران و خواهران عزیزم من از شما می‌خواهم که برایم گریه نکنید لکن گریه شما دشمن را شاد می‌کند و ازشما می‌خواهم که صبر داشته باشید در راه خدا.

من به آرزوی خودم که همان شهید شدن در راه خدا بود رسیدم و تا لحظه آخر زندگیم پرچم «لااله الا الله» را برزمین نگذاشتم. همان‌طور که امام فرمود: مکتبی که شهادت دارد اسارت ندارد و شما این را بدانید که کشته شدن در راه خدا سرآغاز زندگی است از شما می‌خواهم بعد ازشهادت من آرم سپاه، این آرم شهادت را بر سر قبرم بکشید.

خدایا! شهادت را نصیبم کن. می‌دانم که لیاقت شهادت را ندارم زیرا شهید مقامی والا و بزرگ دارد و من فردی گناهکارم پس خدایا! از تو می‌خواهم و با یگانگی خودت قسمت می‌دهم که گناهان مرا ببخشی. خدایا‍‍‍! بدرگاهت توبه می‌کنم و از تو می‌خواهم که مردن را کشته شدن در راه خودت قرار بدهی.

امام حسین (ع) فرمود: اگر باکشته شدن من اسلام پیروز می شود پس ای شمشیرها بیائید و بدن مرا دریابید.من همه دوستان و عزیزان را حلال میکنم و از شما می‌خواهم که مرا حلال کنید.

جنازه مرا فقط با ذکر خدا و گفتن لااله الا الله والله اکبر به‌سوی بهشت زهرا حرکت دهید و من را در میان هزاران شهید که در راه خدا جان خود را فدا کردند، خاک کنید.

و از همه برادران و دوستان و عزیزان می‌خواهم که راه مرا که همان راه خداست ادامه دهند و از شما می‌خواهم که قدر روحانیت را بدانید و مساجد را این سنگرهای اسلام را خالی نگذارید زیرا خالی شدن مساجد شکست اسلام است. از شما می‌خواهم؛ قرآن را بخوانید و با احکام آن عمل کنید و پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت نرسد و اسلام زنده بماند.

من به کسی بدهکار و ازکسی طلبکارنیستم ولی بازهم تحقیق کنید اگربه کسی بدهکاربودم بدهی مرابدهید و هرکس به من بدهکاراست او را حلال می‌کنم ....

اگرمالی ازمن بازماند آن را به حساب امام بریزید.


منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده