گذری بر وصیت نامه شهید ارتشی «علی علی‌بخشی»؛
چه زیباست که در راه این اهداف پاک و مقدس شهید شد و به لقاالله پیوست. همانا تنها آرزوی من شهادت بود و زاری و شیون شما جز ضعیف نمودن اراده امثال من ثمری نخواهد داشت.


وصیت‌نامه

نوید شاهد البرز؛ شهید «علی علی‌بخشی» در تاریخ 1337، در شهرستان نهاوند در یکی از روزهای سرد زمستان در منزل پدربزرگش به دنیا آمد و دوران کودکی را در همان محل گذراند و کلاس اول ابتدایی را در مدرسه حکیم نظامی به پایان برد و کلاس دوم ابتدایی را به همراه خانواده به تهران مهاجرت نمود.

وی درس خواندن را در یکی از دبستان‌های محله مجیدیه تهران به نام خواجه عبدا... انصاری به پایان رسانید و دیپلم را در یکی از دبیرستان‌های محله حشمتیه دریافت داشت. پس از اخذ دیپلم در سال 1358، بنا به سنت نبوی ازدواج کرد و در شهریور سال 1360، به خدمت سربازی اعزام شد.

در حالیکه در لباس مقدس سربازی از آب و خاک خود دفاع می کرد. در هفتم مهر سال 1360، فرزندش به دنیا آمد و علی رغم مهر پدری برای دفاع از کشور، مصمم بود و می گفت که زمان جنگ است و مملکت به وجود ما نیاز دارد اما باید به سربازی بروم.

وی تمام مدت خدمت سربازی را در منطقه جنگی گذراند تا اینکه سرانجام در عملیات بیت المقدس در دهم اردیبهشت ماه 1361،  به درجه شهادت رسید. تربت پاکش در بهشت زهرا قطعه بیست و شش نمادی از ایثار و استقامت در راه وطن است.

وصیت نامه شهید «علی علی‌بخشی» را در ادامه مطلب می خوانیم:

«بسم رب الشهدا والصدیقین»:
«مپندارید آنها که در راه خدا کشته شدند مرده‌اند بلکه زنده اند و در نزد خدای خویش روزی می‌خورند.»

وصیت نامه این‌جانب «علی علی‌بخشی» متولد 1337، صادره از نهاوند به شماره شناسنامه 19، اکنون که در حال نوشتن آخرین وصایای خود هستم، منتظر به وقوع پیوستن پیروزی نهایی مسلمین بر کفارهستم. نمی دانم از چه مدت و در چه شرایطی این نوشته به دست شما عزیزان می رسد ولی امیداست که شادی پیروزی بزرگ رزمندگان مسلمان از غم شهادت من در شما بکاهد.
امید امروز و آرزوی فرداهای من هم آن پیمودن راه حق رهبر کبیرمان امام خمینی(ره) می باشد.
پدر و مادر، برادران و خواهر و همسر مهربانم بدانید که در آخرین ساعات حمله نهایی به راه خود ایمان داشته و خوب می‌دانم که جهت الله و برای پایداربودن مکتب و میهن خویش گام برداشته و جز این هدفی نداشته و ندارم.
چه زیباست که در راه این اهداف پاک و مقدس شهید شد و به لقاالله پیوست و همانا تنها آرزوی من شهادت بود و زاری و شیون شما جز ضعیف نمودن اراده امثال من ثمری نخواهد داشت.
اگر پس از شهادت من جسدم به دستتان نرسید، ناراحت این موضوع نباشید و به یاد آوردن شهدای بی‌کفن و بی‌کس و بی‌مزار کربلای خودمان یعنی خوزستان و غرب عزیزمان باشید و آنها از یاد نبرید چرا که ...
امید است که تمام دوستان و آشنایان و فامیل این خداحافظی ابدی را قبول کرده و بدی‌ها و زشتی‌های مرا به خوبی‌های خویش پاک نموده تا شاید جزء شهدای راستین اسلام به حساب آیم.
ان‌شاالله. تنها خواسته من از خانواده‌ام راه من است که همان راه خوب الله است و راه خدا.

نهم اردیبهشت 1361
 
منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده