در سالروز شهادت منتشر می شود؛
این را بدانید هر پیغمبری که ظهور کرد با خودش ارمغانی اورد و امامان ما هم ارمغانهایی اوردند ولی مردم ان زمان لیاقت ان ارمغان را نداشتند و بدانید این امام ما نماینده امام زمان حضرت مهدی با خودش برای ما ارمغانی اورد که خودتان به هر نحوی مشاهدش می کنید پس شما ملت عرب ان زمان نباشید.
گذری بر زندگی و وصیت شهید

نوید شاهد البرز؛ شهيد اميرحسين داستان‌پور در سال 1337، در شهرري در يك خانواده مذهبي ديده به هستي گشود. وي دوران كودكي خويش را در آغوش گرم مادري مهربان و دلسوز و پدري فداكار و زحمتكش سپري نمود تا اينكه به سن هفت سالگي رسيد و براي كسب علم و دانش وارد مدرسه شد و تحصيلات خود را تا كلاس دوم نظري در شهرري سپري نمود و بعد از آن به همراه خانواده خود به شهر كرج نقل مكان نمود و ادامه تحصيلات خود را در شهر كرج به پايان رساند و موفق به اخذ مدرك ديپلم در رشته تجربي گرديد و پس از اخذ ديپلم وارد ستاد جنگهاي نامنظم شد. ايشان در سال 1357، توسط مزدوران حكومت نظام دستگير و مورد ضرب و شتم قرار گرفت. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و با شروع جنگ تحميلي ايشان نيز لحظه‌اي نتوانست آرام بنشيند و با آموزشهاي لازم از هيچ كمكي نسبت به جبهه و جنگ از خود دريغ ننمود. وی از طرف بسيج به جبهه‌هاي جنگ حق عليه باطل شتافت تا اينكه سرانجام در تاريخ اول فروردین ماه 1361، در منطقه شوش با اصابت تركش به درجه رفيع شهادت نائل گرديد.

وصیت نامه شهید «اميرحسين داستانی‌پور» را در ادامه می خوانید:

این وصیت نامه بنده حقیر بنده ای که جز خطا و نافرمانی از خدا و ناسپاسی از نعمات الهی بیش نبودم، است و امیدوارم با این وصیت نامه بتوانم رضایت خدای متعال را به اندازه جزیی از تک سلول میان سلولهای بدن را راضی کنم.

این وصیت نامه باید در روز دفن مان اگرجسدی باقی مانده بود، برای مردم خوانده شود تا کمی از هوا و هوس دنیوی کناره گیری کنند.

برادران و خواهرانی که الان بالای سر نعش مان ایستاده اید خوب نگاه کنید با دقت ببینید ایا حرکت در ما وجود دارد یا ندارد. پس دیگر مردم و نمیتوانم از خدا تقاضا کنم که مرا مدت دیگری زنده بگذار تا خطاهایم را جبران کنم.

خدایا! ببخش و بیامرز تمام مردگان را ایا الان که ایستاده اید نباید کمی به خودتان فکر کنید. ایا نباید گناهان خودتان را وجدانا پیش خودتان جلوی نظرتان بیاورید و شرم کنید.

....

ترا بخدا همین الان بعد از قرائت این وصیت نامه که از پیش مان رفتید اگر در سر دوراهی میان خوب و بد نفس قرار گرفتید و به راه خطا کشیده شدید .... من را جلوی نظرت مجسم کن چون یکی از همین گودالها که به اسم قبر است، مال تو هم هست (منظور شماها)

ترا به خدا! این انقلاب را راضی کنید، این انقلاب پایه انقلاب مهدی صاحب زمان است، هر نیش به این انقلاب بزنید بدانید جهنم در انتظار شماست.

وای کسی که این انقلاب را کوچک و مسخره می شماری، خدا نفرینش بر تو باد.

وقتی امام زمان بخواهد ظهور کند باید شماها لیاقت نشان دهید. اینقدر انفاق و پرهیزکاری و مردم داری داشته باشید و زمینه را برای ایشان اماده کنید تا به دستور خدا این قوم به درجه مرتبط برسد.

خداوند هیچ قومی را بر نمی گرداند مگر خودشان خواسته باشند.

این یکی از ایه قران است پس به وعده خدا گوش فرا دهید و دیگر سفارش من حقیر این است؛ البته گفتم: من کوچکتر از ان هستم که بخواهم سفارش کنم ولی امر به معروف و نهی از منکر خیلی ثواب دارد شما هم همین کار را حتما بکنید.

سفارشم این است نماز را فراموش نکنید که نماز سرود توحید و یکتاپرستی و سرود فضیلت و پاکی است که باید فکر و روح ما را در برابر عوامل شرک زا و الوده کننده گناهان، پاک نگهدارد اما ترا بخدا نماز واقعی بخوانید نه مانند نماز بعضی از این حاجی بازاریها که سر نماز به فکر فروش کم یا زیاد جنسشان هستند. فکر می کنم که نه این نماز بدرد خود همان حاجی می خورد نه خدا.

دیگر سفارش من این است که ای مردم ترا بخدا مردم کوفه نشوید ترا بخدا اماممان را تنها نگذارید ترا بخدا دست از بیعت بر ندارید حتی اگر نان گیرتان نیامد بگو اماممان خوراک روح ما و خوراک روح ما ما را از گرسنگی وا می دارد و به هدایتمان می پردازد.

این را بدانید هر پیغمبری که ظهور کرد با خودش ارمغانی اورد و امامان ما هم ارمغانهایی اوردند ولی مردم ان زمان لیاقت ان ارمغان را نداشتند و بدانید این امام ما نماینده امام زمان حضرت مهدی با خودش برای ما ارمغانی اورد که خودتان به هر نحوی مشاهدش می کنید پس شما ملت عرب ان زمان نباشید.

هر چه که ملت عرب همیشه در رکود فکر بود و الان هم هست و این انفجار شماهاست که انها را باید پیدا کند.

اگاه باشید و فریب دشمن را نخورید. پنج بار بگویید؛ خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدی خمینی(ره) را نگه دار از عمر ما بکاه و به عمر او بیفزا(تا اینجا عمومی قرار گیرد و بعدی خصوصی)

و ای مادرم سلام بخدا قسم درونت را بدرستی درک میکنم و تمام حالات مادری را به نشانه ای از درد و رنج می دانم.

وقتی مادرم چروک پیشانیت در هم می رفت میتوانستم درک کنم درونت چیست؟

وقتی چهره ات را در نظر می آورم دردی، اندوهی داری و من می دانم در دل الله گونه و با ایمانت چیست و می دانم خدا را چقدر در نظر داشتی و می دیدم شبها چقدر نماز شب می خواندی و حال دست به قنوت ببر و خدا را شکر کن که فرزندی داری که در راه خدا جانش را هدیه کرد. هر چند که لیاقت جان دادن را در هدیه به خدا نداشتم ولی خدا خواست.

.....

و شما بچه ها سلام شما میوه های این انقلاب هستید.

این انقلاب به شما سپرده شد تا از این انقلاب، انقلابی بزرگ برای ظهور امام زمان بسازید درستان را ترک نکنید و اگر از این طلب علم به مقامی رسیدید، فقط برای خدا کار و در راه انقلاب کنید.

ترا به خدا افرادی بی استفاده برای این انقلاب قرار نگیرید.

مخصوصا تو برادر کوچک کوچکم امید انقلاب به توست و تو باید طلب علم کنی تا بتوانی مفید باشی.

منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده