در سالروز شهادت منتشر می شود؛
شهادت هدیه ­ای از جانب خداوند تبارک و تعالی برای بندگان خالص خود که نصیب هرکس نمی شود. انسان باید در راهی سیر کند که سعادتش در آن راه است.

تاملی بر معنای شهادت در کلام شهید«اکبر حسینی»

نوید شاهد البرز؛ شهید «اکبر حسینی» که نام پدرش «اسداله» است در سال 1344، در آران چشم به جهان گشود. او در حالیکه دانش آموز دبستان بود برای دفاع از کشورش پا به عرصه دفاع مقدس نهاد و بعد از رشادت ها و دلاوریهای فراوان در اول فروردین ماه 1362، به شهادت رسید.تربت پاک شهید در گلزار شهدای آران نمادی از ایثار و استقامت در راه وطن است.

وصیتنامه شهید «اکبر حسینی» را درادامه می خوانید:

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام او به نام خدا که از از اویم و برای اویم ، هستیم برای اوست ، رفتنم برای اوست و بازگشتنم به سوی اوست. سوره مبارکه الأحزاب آیه ۲۳
مِنَ المُؤمِنينَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيهِ ۖ فَمِنهُم مَن قَضىٰ نَحبَهُ وَمِنهُم مَن يَنتَظِرُ ۖ وَما بَدَّلوا تَبديلًا﴿۲۳
بعضی از آن مومنان بزرگ مردانی هستند که به عهد و پیمان که با خدای خود بستند کاملا وفا کردند بعضی­ها ایستادگی کردند تا در راه او شهید شدند و برخی با انتظار مقاومت کرده و به هیچ وجه عهد خود را تغییر ندادند.

شهادت هدیه ­ای از جانب خداوند تبارک و تعالی برای بندگان خالص خود که نصیب هرکس نمی شود. انسان باید در راهی سیر کند که سعادتش در آن راه است. به الله سوگند! من سعادت خویش را نمی­یابم مگر در پیمودن خط خونین ابا عبدالله الحسین (ع) که در تمام شهدای انقلاب جهاد در راه خدا گذشتن از علائق نفسانی و حسینی وارد شدن الیوم یوم العمل بلاحساب و غدا یوم الحساب بلا عمل. امروز میدانی چه روزی است؟ امروز روز عمل است بدون حساب و فردا حساب است بدون عمل. دوستان عزیز .... دمی و لحظه­ ای از همه جا قطع­ نظر کنید و همه محسوسات خود را کنار گذارید و از همه جا ببرید و به سوی خویشتن برگردید؟ فرو روید و به دقت بنگرید که گذشته­ ها رفته و آینده ­ام مجهول الحال است با خود زمزمه کنید که چه خواهیم شد و تا کی حیات دارم و عاقبت چه مرض و حادثه­ ای به سراغم خواهد آمد و بالاخره چه روزی و با چه کیفیتی این قفس تن خواهد شکست و مرغ جان پرواز خواهد کرد. چه آنکه این مطالب قطعا مورد شک نیست و بالاخره شدنی است که آیا به کجا و چگونه خواهم رفت و اما شما ای پدر و مادر بدانید و مطمئن باشید من امروز در راه جاودانه­ ام گام نهادم که انتهای آن انشاءا... حکومت مستضعفین جهان است .

سالها پیش که شما برای من زحمت بسیار کشیدید و من هم در آخر نتوانستم زحمات شما را جبران نمایم در حق شما خیلی کوتاهی نمودم و حق شما را به طور صحیح ادا نکردم ولی میدانم که قطعا به مکانی دیگر خواهم رفت.

ای جوانان! مبادا در بی تفاوتی بمیرید که امام حسین (ع) در میدان نبرد شهید شد. ای جوانان! مبادا در رختخواب بمیرید که حضرت علی (ع) در محراب عبادت شهید شد. ای مادرها! مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید که در آن دنیا نمی توانید جواب زینب را بدهید . دیگر عرضی ندارم بجز سلامتی و دوری شماها. اکبر حسینی وصیت نامه اکبر حسینی.

«ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم» مپندارید که شهیدان راه خدا مرده ­اند بلکه زنده ­اند و در نزد خدا روزی میخورند.

با سلام به پیشگاه ولی عصر امام زمان عج و نایب برحقش خمینی بت شکن و این قلب تپنده ملت قهرمان و شهید پرور ایران و با سلام به پدر و مادر عزیزم وصیت نامه را شروع می کنم.

این که یک جان است. ای کاش هزاران جان داشتم و فدای اسلام و امام می کردم. سلام بر زینب زمانم، گل سرخ زندگی ام، بزرگ فداکارم و سلام بر کسی که رنجهای زندگی را تحمل کرد و لب بر سخن نگشود و بالاخره سلام بر مادر همیشه خوبم کسی که قلبم برای او می­تپد. مادر هنوز آن تبسم­های شیرینت، پدر آن پندهای حکمت آمیزت، آن فداکاریهایت از پرده چشم و گوش بینایم بیرون نرفته که دست تقدیر زمان ما را از هم جدا کرد. آخر مگر می شود بگذاریم این کافران صدامی بر مسلمانان چیره شوند. بگیرند سلاحم را تا ببینند چطور با چنگ و دندانم با شما از خدا بی خبران ستیزه می کنم.

شاید من نتوانم کسی از کفار را از بین ببرم. پس بگذارید خونم به خون دیگر شهدا بپیوندد و کفار در آن غرق شوند دیگر عرضی ندارم بجز دوری و سلامتی شما . اگر شهادت نصیبم گشت این را به برادرم عقیل بده و اگر شهید نشدم این را نگهدار تا من آمدم به خودم پس بده.


منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده