کلام و حیات طیبه وصیت نامه شهید«محمدرضا بزرگمهر»؛
باید در راه اسلام و میهن و ناموس انسانی ایثار کرد و از خود گذشته باشیم و تمام سعادت زندگانی بشر شهادت است.
کلام و حیات طیبه وصیت نامه شهید

نوید شاهد البرز؛ سرباز شهید محمد رضا بزرگمهر در تاریخ بیست و دوم بهمن ماه سال 1341، در شهرک ینگی امام از توابع شهرستان ساوجبلاغ در خانواده ای متدین و متعهد متولد شد، دوران کودکی را در آغوش گرم خانواده سپری کرد و به دبستان رفت.

او تا پایه پنجم ابتدائی تحصیل علم نمود اما پس از آن به عللی از درس و مدرسه کناره گرفت . وقتی به سن بلوغ رسید به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان کرج در آمد و در آن ارگان فعالیت آغاز کرد.

در آن ایام که آتش جنگ تحمیلی در مرزهای پر گهر کشور عزیزمان ایران هر روز شعله ور تر می شد و دست دشمنان طمعکار و تبهکار از هر سو به جانب این انقلاب نو پا به تعدی دراز می شد، دو سال در سنگر پشت جبهه در شهرستان کرج به دفاع از دستاوردهای انقلاب پرداخت و سپس بمدت یکسال در روستای زادگاهی «ینگی امام» به پاسداری و نگهبانی از جان و مال مردم مشغول بود و به سختی تلاش می کرد.

او جوان برازنده و متواضعی بود. بسیار منظم و مرتب بود و در انجام وظیفه بسیار دقیق عمل می کرد و در سنین جوانی هنری برازنده اختیار کرد و پیمان مقدس ازدواج بست که زندگی مشترک ایشان دیری نپایید به خانواده و والدین خود احترام خاصی قائل بود و در حد توان در مشکلات مردم دست کار گشایی داشت و انسان وارسته و غیرتمندی بود که از سر این غیرت و جوانمردی تاب مقاومت نداشت و سرانجام خود را برای اعزام به خطوط مقدم جبهه آماده ساخت و سپس با شوق و علاقه وافری در جبهه های جنگ حق علیه باطل حضور یافت و سینه به سینه ی دشمن جسور و خبیث ، به نبرد برخاست و سرانجام در این راه در منطقه زبیدات با اصابت گلوله دشمن در تاریخ بیست و دوم اسفند ماه 1361،  به خیل شهیدان راه حق پیوست. تربت پاکش در گلزار شهدای «ینگی امام» نمادی از ایثار و شهامت در راه وطن است.

وصیت نامه شهید«محمدرضا بزرگمهر» را در ادامه می خوانید:

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام، سلام من به خانواده گرامی و ارجمندم و امیدوارم صبرو پایداری شما سر مشقی برای دیگران که در این وطن سهمی دارند باشد.
پدر و مادر گرامی! از اینکه نتوانستم فرزند خوبی باشم برای تو و زحمات و رنجهایی که برای پرورش و بزرگ کردن من کشیدند، جبران نمایم و امیدوارم که مرا به بزرگواری خودتان ببخشید.
از خدا برای شما طول عمر و موفقیت در زندگی خواستارم. مادر مهربانم خوشی تو تمام آرزوی من بود ..... در مورد خودم که به جبهه رفتم وظیفه هر فرد مسلمان است که اعتقادی که به خدا دارد، باید فرمانهایی که خدا برای بندگان خود فرستاده اطاعت کنیم و چون ما برای خدمت به خدا و در راه او قدم به خدمت مقدس سربازی گذاشتم. باید در راه اسلام و میهن و ناموس انسانی ایثار کرد و از خود گذشته باشیم و تمام سعادت زندگانی بشر شهادت است. برای همیشه من وصیتم این است که گفتم همان لباس سربازی تنم باشد که مقدس تر از کفن است.


منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده