در سالروز آزادسازی بستان منتشر می شود؛
من در ضمير خود روشنايى مى بينم از آنكه اگر در منطقه اى عقايد و عمل هاى هرزى وجود داشت بايد آنرا پاك كرد و ضد اسلام و ضد بشريت را در ديار اسلامى نابود كرد.
سیری در کلام و حیات طیبه شهید

نوید شاهد البرز؛ شهید «صفر علی صفاری» نیز مانند صدها شهید گلگون کفن جنگ تحمیلی از سرزمین شهید پرور طالقان در سال 1340، در یک خانواده زحمتکش و مومن که با کشاورزی تامین معاش می کردند، چشم به جهان گشود.

او بعد از طی دوران خردسالی به سنگر علم و دانش قدم گذاشت. وی با پشتکار و نهایت جدیت تا دوم دبیرستان را در همان زادگاهش جهت فراگیری علم سپری نمود و برای ادامه تحصیل در رشته ریاضی به تهران رفت که مصادف شده با سال 1357، اوج شدت مبارزه اسلامی با رژیم طاغوت اراده مصمم و علاقه شدید او به رهبری انقلاب و اسلام و موجب شد که ایشان نیز وارد صحنه های سیاسی شده و در تمام تظاهرات روزانه و شبانه بر علیه رژیم شرکت نمایند.

وی بعد از اخذ دیپلم در رشته ریاضی دوباره به زادگاهش برگشت. برای جوانان در تشکیل کتابخانه، جذب آنان به مسجد، تشکیل انجمن اسلامی نقش بسیار موثری را به عهده گرفت و زحمات ارزنده ای در این موارد کشید.

در سال1359، به خدمت مقدس سربازی اعزام گردید و آموزش های لازم و دوره های تخصصی را گذرانید و در تاریخ پانزدهم فروردین ماه 1360، که همه مهارت ها را آموخته بود به سوی جبهه علیه باطل اعزام شد. در جبهه خدمه خمپاره هشتاد بود.

وی در چندین تکل های ضربتی شرکت کرد و سرانجام در عملیات «طریقه القدس» و آزادسازی بستان در تاریخ هشتم آذر ماه 1360، به کاروان شهیدان ایران اسلامی پیوست. تربت پاکش در گلزار شهدا در طالقان نمادی از ایثار و شهادت در راه وطن است.

از شهید «صفرعلی صفاری» وصیت نامه ای در دست داریم که در ادامه مطلب می خوانیم:

سلام بر انبياء، سلام بر اوصياء، سلام بر ائمه طاهرين، سلام بر امام مهدى منجى اسلام و با عرض سلام بر نائب او امام خمينى اين ابرمرد زمان و با درود به روان پاك شهداى صدر اسلام و با عرض سلام به خدمت مادر و پدر و آشنايان و دوستان اميدوارم .

تنها چيزى كه انسانهاى فهميده و آنهائيكه به حقانيت خدا و انسانيت آگاهند و خواهان آن مى باشند. من در ضمير خود روشنايى مى بينم از آنكه اگر در منطقه اى عقايد و عمل هاى هرزى وجود داشت بايد آنرا پاك كرد و ضد اسلام و ضد بشريت را در ديار اسلامى نابود كرد.

پدرم! هرچند كه من در اين غائله نمى دانم چه حادثه اى برايم پيش مى آيد ولى همين قدر كه اگر كشته شدم براى احياى اسلام و در راه هدفم است .

مادرم! از تو مى خواهم كه برايم اشك نريزى و مانند مادران شهداى اسلام در بين زنها سرت را بالا بگيرى كه چون من جوانى را در راه اسلام پرورش دادى و به سوى خدا سوق دادى.

برادرم! مي دانم كه قلبت گواهى نمى دهد كه شهادت منو بپذيرى ولى اين خواست خداست و هيچگونه ترديدى در بين نبايد باشد و زن برادرم از تو تشكر بى نهايت مى كنم در قبال زحمت هايى كه برايم كشيدى.

نامزدم! اگر من شهيد شدم هيچ نگرانى نداشته باش و سربلند و جسور در مقابل سختيها بايست و با صبر و اميدوارى كامل زندگيت را ادامه بده.

خواهرم! تو بدان زندگى يك امتحان است و در اين امتحان از فرصت استفاده كن براى نتيجه اى بهتر.

آرزوى من شناخت اسلام، شناساندن اسلام به جامعه و صدورانقلاب اسلامى و پاسدارى از ديار اسلامى.

بار خدايا! اين قطره خون ناچيز و جان ناقابل مرا در راه گسترش اسلام از حقير بپذير.

والسلام

«صفر على صفارى»

منبع: پرونده فرهنگي شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنري


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده