در آستانه هفته بسیج منتشر می شود؛
شبهایی كه در محل حضور داشت اگر بسيج باز بود و ديگر برادران بسیجی بودند امكان نداشت درخانه بخوابد و به قول خودش كه مي گفت: سپاه خانه اول من و بسيج چهار صد دستگاه خانه دوم وخانه پدري خانه سوم من است. هميشه هوشيار وآماده بود.

زندگینامه شهید بسیجی «سید مصطفی حسینی»

نوید شاهد البرز؛ شهيد «سيد مصطفي حسيني» ک نام پدرش «سید غریب » است در بيست وششم بهمن ماه 1343 دريك خانواده مذهبي در چهارصد دستگاه كرج متولد شد پس از سپري نمودن دوران طفوليت تحصيلات ابتدائي خود را در دبستان عارف طي و تحصيلات راهنمائي خويش را در مدرسه مالك اشتر (محمد غزالي سابق) ادامه داد. وي اين دوران را با نشاط و عشق فراوان دنبال تا به كلاس سوم راهنمائي رسيد .او فعاليت سياسي خود را همراه باشكل گيري انقلاب شكوهمند اسلامي مان به رهبري قائد اعظم امام خميني آغاز نمود و همراه با ملت به نداي «هل من ناصر ينصرني» نائب الامامش پاسخ داد و با پخش اعلاميه بيانيه هاي امام و شركت فعال در تظاهرات دين خود راجهت رشد وآگاهي مردم ادا نمود و با دميدن طلوع فجر و تحقق آيه مباركه « وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ » کشور ایران در بیست و دوم بهمن 57، وارد مرحله اي تازه گرديد چرا كه ديگر دوران تخريب گذشته بود طاغوت شكسته شده بود و سازندگي آغاز شده بود هنگامي كه نهادهاي انقلابي از بطن مردم شروع به جوشش كردند و امام بزرگوار حزب الله دعوت به حضور در صحنه را جهت تداوم دادن اين خط نمود او نيز ديگر همانند جان بركفان به پيام رهبرش لبيك گفت و دست كوچكش را به نشانه بيعت جهت هرگونه فداكاري در راه پاسداري تداوم وگسترش انقلاب بلند نمود.

سید مصطفی ابتدا به سوي كميته رفت و با همكاري برادران ديگر به تشكيل گشت شبانه براي پاسداري ازمحل همت نمود و با تشكيل سپاه و پس از آن بسيج در سال 58، به سوي اين بازوان انقلاب رفت و اولين دوره آموزشي خود را طي نمود به علت اشتغال و همكاري بابسيج و سپاه ترك تحصيل روزانه نموده و در شبانه ثبت نام نمود. او در مدرسه كاملأ هوشيار بود و سخت مي كوشيد در برخورد با دوستان و هم كلاسيانش روح ايثار ومبارزه را با منافقين و منحرفين به وجود آورد. او در امانت داري بسيار دقيق وحساس و در انجام تكاليف شرعيه بسيار مصمم بود.

وی همچنین سخت به انقـلاب و امام عشق مي ورزيد و نسبت به تثبيت خط امام كوشش مي نمود و ولايت فقيه را خونبهاي شهيدان مي دانست و حفظ آن را يگانه راه نجات انقلاب بركسانيكه سعي مي كردند انقلاب را به سازش بكشند. ازجمله ليبرالها سخت مي خروشيد و با صراحت لهجه به افشاي آنان اقدام مي نمود. دربرخورد با منافقين و ديگر گروهكهاي منحرف هميشه حالت تعرضي شديد داشت. آنها را خوب شناخته بود و ماهيت آنان را درك نموده بود و روي همين اصل زودتر ازهمه برادران در تمامي جريانات و درگيري ها از جمله حصارگرفتن جنبش ملي مجاهدين خلق، انقلاب فرهنگي و....شركت فعال داشت و يكي ديگر از خصوصياتش علاقه بسيار شديد او به سپاه و بسيج بود.

به نقل از خانواده شهید است که شبهایی كه در محل حضور داشت اگر بسيج باز بود و ديگر برادران بسیجی بودند امكان نداشت درخانه بخوابد و به قول خودش كه مي گفت: سپاه خانه اول من و بسيج چهار صد دستگاه خانه دوم وخانه پدري خانه سوم من است. هميشه هوشيار وآماده بود. در مواقعی که اضطراری بود درخانه با لباس و پوتين به حال آماده باش مي خوابيد. پس از شروع جنگ تحميلي به عنوان بسیجی جان بر کف آمادگي خود را جهت اعزام به جبهه اعلام كرد و اولين بار سه روز پس از شهادت دكتر چمران به گروه جنگهاي نامنظم پيوست و به جبهه غرب اعزام شد و بيش از يك ماه در آنجا بود. وی پس از بازگشت به همراهي ديگر برادران سپاه و بسيج در اردوهاي آموزشي شركت و نسبت به آموزش برادران و خواهران اقدام نمود.او در تیر اندازی مهارت بی نظیری داشت و  در مسابقات تيراندازي كه بين نيروهاي مسلح كرج (سپاه و بسيج و شهرباني و ارتش) شركت کرد و به مقام سوم دست يافت.

او دومين بار در روز هشتم محرم با الهام از جد بزرگوارش سيدالشهدا (ع) در ماه خون و شهادت ماه پيروزي خون برشمشير به جبهه «بستان» اعزام شد. جبهه اي كه برادران پاسدار با نداي «يا حسين» فرمانده اي بر دشمنان كافر تاختند و چنان فتحي كردند كه امام عزيزمان فتح الفتوحش نام نهاد و بالاخره در روز هشتم آذرماه 1360، افكارش را با خونش امضاءنمود و به آرزوي ديرينه اش، شهادت رسيد. تربت پاکش در گلزار شهدای چهارصد دستگاه نمادی از ایثار و شهامت در راه وطن است.




منبع: پرونده فرهنگي شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنري

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده