در سالروز شهادت منتشر می شود؛
مجلس ختمي را رفتم در آنجا به اين فكر افتادم كه الان همه بر سر و صورت خود مي‌ زنند و گريه مي‌ كنند در صورتي كه هيچ ذره اي از اعمال كم و كاست نمي شود (إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ) تقوا پیشه کنید. پدر جان! فكر اعمال خود باشيد و اين را در مجلس من عنوان كنيد كه علي من راه خودش را رفت و اعمالش با او رفت
شهید«علی روستایی» : تقوا پیشه کنید

نویدشاهدالبرز؛ شهيد «علي روستايی» فرزند «علي‌شاه» درسال 1345، در يكي از روستاهاي ملاير به نام آور زمان در خانواده‌اي زحمت‌كش و روستايي و مذهبي ديده به جهان گشود. او پس از طي دوران كودكي خويش در آغوش گرم و پر مهر و محبت خانواده و دامن مادري مؤمنه و دلسوز و پدري زحمت‌كش و فداكار درسن هفت‌سالگي در زادگاهش به دبستان راه يافت و پس از پايان دوره ابتدائي در سن یازده سالگي به همراه خانواده خويش به تهران عزيمت نمود و تا كلاس سوم راهنمايي در تهران به تحصيل ادامه داد و كلاس سوم راهنمايي را در كرج خواند و پس از آن به علت مشكلات عديده‌اي كه بر سر راهش بود ترك تحصيل نمود و به كار كردن دوشادوش پدرش پرداخت، بلكه با اين كار بتواند گوشه‌اي از زحمات پدر را جبران نمايد. او در زمان انقلاب با اين‌كه سن كمي داشت اما به همراه برادرانش در اكثر راهپيمائي‌ها و تظاهرات شركت داشت و فعاليت مي‌نمود و پس از پيروزي انقلاب دربسيج عضو شد و در صحنه حضور داشت او با منافقين و ضدانقلابيون مبارزه مي‌كرد و با آن‌ها سري آشتي‌ناپذير داشت و در زمان جنگ او از هيچ تلاشي فروگذار نكرد و همواره در صحنه حضور داشت و سرانجام درتاريخ پنج نهم 1364، در مهران به شهادت رسید. تربت پاک شهید در «امامزاده محمد» کرج نمادی از ایثار و شهامت در راه وطن است.

وصیت نامه ای کوتاه از شهید «علی روستایی» در دست است که در ادامه می خوانیم:

پدرم (عزيزم)مي‌ دانم بعد از من براي من مجلس عزا بر پا مي‌ كنيد و براي من گريه مي‌ كنيد ولي اي پدر مهربان و عزيزم اين را بدان كه گريه شما دردي را دوا نمي كند و اين را بدان كه اعمالم مرا بدرقه مي‌ كند.

مجلس ختمي را رفتم در آنجا به اين فكر افتادم كه الان همه بر سر و صورت خود مي‌ زنند و گريه مي‌ كنند در صورتي كه هيچ ذره اي از اعمال كم و كاست نمي شود (إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ) تقوا پیشه کنید. پدر جان! فكر اعمال خود باشيد و اين را در مجلس من عنوان كنيد كه علي من راه خودش را رفت و اعمالش با او رفت. اي پدر عزيز و مهربان از شما مي‌ خواهم كه بعد از من اجازه به هيچكس ندهيد كه شيون و زاري كنند داد و بيداد كنند ولي از حاضرين بخواهيد كه فاتحه بخوانند..

منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده