در سالروز شهادت منتشر می شود؛
كسى كه نماز نمي خواند بر سر قبرم نيايد. حتما نماز را بر پا كنيد، چون ما به خاطر خدا و احكام خدا مي جنگيم.
وصیت شهید به برادرش

نویدشاهدالبرز؛ شهيد داود شيخي در سال 1343، در يك خانواده مذهبي و مسلمان و زحمتكش در تهران ديده به جهان گشود و پس از گذراندن دوران كودكي خود در آغوش گرم خانواده درسن هفت سالگي وارد دبستان شد و پس از پايان دوره ابتدايي همراه با خانواده خويش به كرج كوچ كردند و دوره راهنمايي را نيز پشت سر نهاد. او برای امرار معاش خانواده وارد بازار کار شد و با حقوق كمي كه دريافت مي‌كرد به خانواده خويش كمك و ياري مي‌رساند و قسمتي از هزينه زندگي را عهده‌دار بود.
 او نيز همانند ديگر ملت غيور ايران در زمان اوج‌گيري انقلاب در اكثر راهپيماييها و تظاهرات مردمي شركت مي‌كرد و بسيار فعال بود و پس از پيروزي انقلاب اسلامي با تشكيل بسيج مردمي او نيز عضو  این نهاد طیبه شد و همراه با كار كردن به فعاليت خويش در اين نهاد مردمي ادامه داد و با شروع جنگ تحميلي او نيز پس از گذراندن آموزشهاي لازم جهت رزم در تاريخ اول آبان ماه 1361، عازم جبهه‌هاي جنگ حق عليه باطل گرديد و با شركت در عمليات «مسلم بن عقيل» و رزم بي‌اماني كه با دشمنان خدا و دين خدا داشت سرانجام در تاريخ بیست و پنجم آبان ماه 61، در منطقه «مندلي» به درجه رفيع شهادت رسید و پيكر پاك و مطهر اين شهيد عزيز در منطقه باقي ماند و پس از مدتها با جستجوي گروه تفحص پيكر پاكش به آغوش خانواده‌اش بازگردانده شد و در جوار امامزاده محمد به خاک سپرده شد.

 فرازی از وصیت نامه شهید«داوود شیخی » را در ادامه می آوریم:

بسم تعالی

با نفس خود پيكار كنيد باشد كه او را از هوس نجات دهيد و بر بندگى خداوند پايدار باشيد و در برابر گناه خود دار.
  با عرض سلام و با يارى الله و به اميد جهان مهدى موعود و با پرچم دارى حسين (ع) و به اميد پيروزى مستضعفان و خمينى كبير و به اميد پيروزى مسلمين مبارز جهان و ياران امام امت و سربازان اسلام. پس از عرض سلام اميدوارم كه هميشه از اينكه براى شما نامه مي نويسم خوشحال باشيد و سلامتى شما را از خداوند تبارك و تعالى خواستارم چيزى به حمله باقى نمانده كه من اين نامه را مي نويسم.
اينجانب داوود شيخى وصيت نامه خود را آغاز مي كنم و از شما مي خواهم به هر نحوى كه شده به گفته هايم عمل كنيد:
     1- در حود چهار هزار تومان به صندوق امام زمان بريزيد.
     2- اگر هر نذرى داشتم و نتوانستم ادا كنم شما ادا كنيد.
     3- كسى كه نماز نمي خواند بر سر قبرم نيايد .
     4- شبهاى جمعه براى رضاى خدا خرما پخش كنيد بلكه خداوند از من راضى گردد .
     5- خرجى مفصل نگيريد و پول آن را صرف جبهه ها كنيد .
    6- از پيش نماز مسجد خواهش كنيد كه شبهاى جمعه يك حمد و سوره براى شهداى اسلام بخواند .
    7- از طرف من از فاميلها طلب مغفرت كنيد.
   8- حتما نماز را بر پا كنيد، چون ما به خاطر خدا و احكام خدا مي جنگيم.
   9- يك چيز ديگر كه مي خواهم اينست كه اى پدر بايد مثل حسين (ع) باشى و احكام او را پياده كنى مبادا بگويى كه من قادر به اين كار نيستم ، سعى خود را بكن .
      اى مادر! مبادا بر سر قبرم گريه كنى، چون شهيد نمرده است بلكه زنده است. تو بايد مثل زهرا باشى و پشتيبان راه او باشى.
 وتو اى خواهرم بايد مثل سكينه باشى و تو اى برادرم بايد راه على اكبر را بپيمايى و از كارهاى زشت دورى كنى و به جبهه بيا و جانشين شهدا باش هر چند كمى سخت است ولى بايد تحمل كنى چون خداوند تو را امتحان مى كند و تو بايد اين امتحان را خوب پس بدهى.
 اى برادرم! از تو فقط يك چيزمى خواهم و آن اين است كه به كوچه نروى و به حرفهاى بد گوش نكنى. دانش بجوى و از دانش خود براى ديگران نيز استفاده بكن. خواهر كوچكم تو را از راه دور مى بوسم.
يا صاحب الزمان ادركنى     خيلى متشكرم. داوود شيخى
 
منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده