در سالروز شهادت منتشر می شود؛
این بار علیرغم مخالفت مسولان سپاه مبنی بر ماندن او در جبهه به عنوان مسئول گروهان در پادگان «دو کوهه» و منطقه «چنانه» ماند و بالاخره این عاشق و واله سرگشته در عملیات «وا لفجر چهار» مرحله سوم به آرزوی دیرینه اش رسید.
روایتی از ولادت تا شهادت شهید «والفجر چهار»

نویدشاهد البرز؛ شهید «اله وردی رضایی» که نام پدرش«اکبر» است در سوم فروردین ماه 1343، در تهران چشم به جهان گشود. وی تحصیلاتش را تا سوم راهنمایی ادامه داد و به عنوان رزمنده پاسدار در دوران دفاع مقدس بعد از رشادت های فراوان در منطقه جنگی «پنجوین» با اصابت تیر در تاریخ سیزدهم آبان ماه 1362، به شهادت رسید. تربت پاک شهید در بهشت زهرا تهران نمادی از ایثار و پایداری در راه وطن است.

روایتی از ولادت تا شهادت شهید «والفجر چهار»

روایتی خواهرانه از شهید «اله وردی رضایی» را در دست داریم که خواندن آن خالی از لطف نیست.

اوج مبارزات رهبر کبیرمان بر علیه رژیم دست نشانده شاه در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. دوران کودکی و نوجوانی وی که همراه با تحصیل وی نیز بود در منطقه سرآسیاب دولاب در جنوب تهران گذشت در دوران تحصیل دوستان وی همیشه از او به عنوان سمبل اخلاق و ایثار یاد می کردند.

او در سال 57، همراه با اوج مبارزات انقلابی امت به پا خواسته در تمام صحنه های سیاسی حضور فعالانه داشت و بارها مورد تهاجم قرار گرفت با ورود حضرت امام به ایران از نخستین کسانی بود که از روزهای قبل در تدارک استقبال از امام بود و با ورود امام به تهران در بهشت زهرا نقش حساسی در انتظامات آن روز الهی داشت. در جریان منافقین از افرادی بود که حتی قبل از حرکات مسلحانه این کوردلان در بحثها و درگیریها آنها را محکوم و خط آمریکایی آنها را افشا می کرد.

وی با شروع جنگ تحمیلی توان خود را در حمله بیت المقدس نشان داد و پس از سه ماه که بازگشت در مسجد «حوری» مشغول به فعالیت شد. پس از مدتی دوباره به جبهه اعزام شده و مجروح شد و در بیمارستان باختران بستری شد. با اینکه جراحات سختی داشت اما تخت بیمارستان را قبل از بهبودی ترک کرده و در مقابل پزشکان و دوستانش گفت: این تخت را به کسی بدهید که بیش از من نیاز به آن دارد و دوباره به جبهه این دانشگاه بزرگ اخلاق و ایثار بازگشت و برای سومین بار وارد جنگ شد. پس از بازگشت وارد سپاه پاسداران شد. پس از طی دوره رزمی در سپاه با شناختی که از وی پیدا کرده بود و او را برای حفاظت از بیت حضرت امام خمینی (ره) انتخاب کردند. که در آنجا افتخار پاسداری و حفاظت از بیت پر برکت امام را داشت. در این مرحله از زندگیش بود که نماز شبها و دعاها و اخلاص و توکل و تقوای او به حد کمال رسید و الگوی اخلاق همگان شد.

پس از مدتی مجددا در جبهه حضور یافت و در عملیات «والفجر» نمایان شد و این بار از ناحیه گلو تیر خورد و مجروح شد و بسیار ناراحت بود که چرا لیاقت شهادت را نداشته و مانند «علی اصغر» امام حسین(ع) به شهادت نرسیده بیش از بهبودی با تلاش زیاد به بهانه رفتن به مرخصی مجددا به جبهه بازگشت. این بار علیرغم مخالفت مسولان سپاه مبنی بر ماندن او در جبهه به عنوان مسئول گروهان در پادگان دو کوهه و منطقه «چنانه» ماند و بالاخره این عاشق و واله سرگشته در عملیات «وا لفجر چهار» مرحله سوم به آرزوی دیرینه اش رسید.

وی در راهگشایی کربلای حسینی جان خود را فدای اسلام و قرآن و امام نمود. در ضمن پدر این شهید بزرگوار در زمان شهادت وی در لبنان مشغول جنگ بود و حتی پیکر پاک شهیدش را ندید. این شهید بزرگوار در تاریخ سیزدهم آبان 1362، درخاک «پنجوین» عراق شهید شده و شش روز در خاک عراق باقی مانده بود.


منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده