درسی و ششمین سالروز شهادت منتشر می شود؛
در عمليات در پاسگاه «سابله» بود كه عراقي ها پاتك زدند. تمام نيروهاي پشت جبهه كه همان خط دوم بود عقب نشيني مي كردند. ولي اينها كه خط اول بودند عقب نمي رفتند و مي گفتند: ما عقب نشيني نمي كنيم. اگر شهيد هم شويم و عراقي ها هر كاري هم كه كنند ما پيروزيم و به مقابله پرداختند كه تعدادشان دوازده نفر بود و آنقدر مقابله مي كنند كه نزديك صبح با يك يورش آن گردان عراقي ها را نابود مي كنند.

نگاهی بر زندگی شهید «بهمن کمالی زاده»

نویدشاهدالبرز؛
شهيد «بهمن كمالي زاده» در سال 1340، در خانواده اي مذهبي و متدين در حصارك كرج ديده به جهان گشود. تا سن هفت سالگي مانند بقية بچه ها در كنار والدين خود پرورش يافت و در همين سن به مدرسه رفت. پس از پايان دورة ابتدائي، دورة راهنمائي را نيز سپري كرد و وارد دبيرستان شد. با ورود او به دبيرستان قيام مردم شروع گرديد و آن موقع ايشان سرپرست كتابخانة مسجد محل بود و در پخش اعلاميه هاي امام كه از خارج مي آمد شركت فعالانه داشت. در همان زمان طرفداران طاغوت پس از شناسايي وي را تهديد به معرفي به ساواك مي نمودند. او هيچ وقت اعتنايي به اين حرف نداشت و پيوسته در راهش جدي تر قدم برمي داشت .

تا اينكه انقلاب اسلامي ايران در بهمن سال 1357 ، به پيروزي رسيد و بعد از آن ديگر آزادانه فعاليت مي كرد. بچه هاي محل را تشويق به نگهداري از دستاوردهاي انقلاب مي نمود و بعد از فرمان تاريخي امام براي به وجود آمدن ارتش بيست ميليوني وارد بسيج شد و شب و روزش را صرف سازمان دادن به اين نهاد انقلابي نوپا مي كرد. هميشه طرف بحث منافقين بود تا اينكه جنگ ايران عليه عراق شروع شد. اين شهيد نيز از آنهايي بود كه دلش هميشه در راه خدا مي تپيد و با شنيدن «نداي هل من ناصر ينصرني» حسين زمان خميني كبير را لبيك گفت و به همين منظور در پادگان امام حسين يك دوره فشرده نظامي را طي نمود و سرانجام وارد جبهه هاي نبرد حق عليه باطل گرديد. تا اينكه در تاريخ هفتم مهرماه 1361، در منطقة عملياتي شوش با اصابت تركش به سر به شهادت رسید. تربت پاکش در امامزاده محمد کرج نمادی از ایثار و استقامت در راه وطن است.

نگاهی بر زندگی شهید «بهمن کمالی زاده»

نقل خاطره ای از هم رزم شهید«مهدی مجیدی پرست»؛

در عمليات در پاسگاه «سابله» بود كه عراقي ها يك پاتك زدند. تمام نيروهاي پشت جبهه كه همان خط دوم بود عقب نشيني مي كردند. ولي اينها كه خط اول بودند عقب نمي رفتند و مي گويند ما عقب نشيني نمي كنيم. اگر شهيد هم شويم و عراقي ها هر كاري هم كه كنند ما پيروزيم و به مقابله پرداختند كه تعدادشان دوازده نفر بود و آنقدر مقابله مي كنند كه نزديك صبح با يك يورش آن گردان عراقي ها را نابود مي كنند.

پيام شهيد : هميشه پاك و منزه باشيد و نماز جماعت را در مسجد به پا داريد.



منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده