گذری بر زندگی نامه شهید «فریبرز آرشیا لاشیدانی»َ
او ارتباط بسيار صميمانه با خانواده و خصوص والدين خود داشت به طوري كه احترام خاصي به والدين مي گذارد و متقابلأ والدين او نيز احترام برايش قائل بود و اوقات فراغت اين شهيد به طراحي و كشيدن نقاشی از روي طرح اين كار را انجام مي داد و گاهی هم اوقات فراغتش را که بسيار اندك بود و به پدرخود در كار آهنگري كمك مي كرد.
آهنگری تا شهادت

نویدشاهد البرز؛ شهيد «فريبرز آرشيا لاشیدانی» دربیست و چهارم مهرماه 1345، درجنوب تهران ديده به جهان گشود. دوران تحصيلات ابتدایی را در شهر كرج به پايان رسانيد و سپس دوران راهنمائي را نيز سپري كرد ولي بعد از آن ترك تحصيل نمود و نزد پدر خود به كار آهنگري مشغول شد. وی بعد از مدتي دوباره به ادامه تحصيل درمقطع شبانه نمود و روزها را نيز مشغول كاركردن بود تا زمان خدمت سربازي او فرا رسيد و او باكمال ميل به اين امر مهم گردن نهاد. ازنظر وضع خانوادگي نيز درخانواده متوسط ايام زندگي را مي گذراند كه خود او نيز كمك خرجي بود براي خانواده و روزها كارمي كرد و شبها مشغول تحصيل بود.

از ويژگيهاي شخصیتی او متين بودن ايشان درتمام شرايط ازنظر زمينه هاي شخصي، خانوادگي، اجتماعي بود چنانكه پدر و مادر اين شهيد بسيار به گفته هاي ايشان احترام مي گذاردند و آن را قبول داشتند و از نظر علمي نيز ايشان تبحرخاصي درمكانيكي انواع اتومبيلها داشت.

يكي از تحولاتي كه دربعد از انقلاب درايشان رخ داد و او را متحول كرد شهادت معلم راهنمائي اش درجبهه هاي جنگ بود و همين باعث شد كه ايشان علاقه زيادي به رفتن به جبهه هاي نبرد حق عليه باطل را پيدا كرد و همين نيزشد.

او درلشگر 58 ذوالفقار خدمت خود را شروع كرد و از همان طريق به جبهه اعزام شد و در منطقه جزيره مجنون و طلائيه به جنگ عليه بعثيون عراقي ادامه داد. ايشان بعد از اعزام به جبهه به شدت به آنجا و اعمالي كه انجام مي دادند دلبستگي پيدا كرده بود و همان طوريكه گفته شد دنياي جبهه را متفاوت ازدنياي پشت جبهه مـي دانست. درآخرين ديدار خود بسيار توصيه مي كرد كه تمام افراد خانواده بيشتر در رفتار و اعمال خود مراقب باشند چرا كه شيـطان زود در وجود آدمي رخنه مي كند يكي از اتفاقات مهمي كه در زندگي ايشان رخ داد اين بود كه دركودكي دچار بيماري سختي شد كه دكترها از او قطع اميد كردند و در اين لحظات سخت بود كه مادرشهيد يك مقدار آب به او داد و او نيز بعد از خوردن آب جان دوباره گرفت گوئي كه اصلأ مريض نبوده شايد خواست خدا بود كه او در بستر بيماري جان نسپارد ولي در جبهه جنگ جان خويش را نثار وطن و هموطنان خود نمايد.

سرانجام بعد از رشادت های فراوان در هیجدهم مهرماه 1365، در منطقه عملیاتی «جزیره مجنون » به درجه شهادت رسید  و تربت پاکش در بی بی سکینه کرج نمادی از ایثار و استقامت در راه وطن است.

به نقل از خانواده شهید است که ؛

او ارتباط بسيار صميمانه با خانواده و خصوص والدين خود داشت به طوري كه احترام خاصي به والدين مي گذارد و متقابلأ والدين او نيز احترام برايش قائل بود و اوقات فراغت اين شهيد به طراحي و كشيدن نقاشی از روي طرح اين كار را انجام مي داد و گاهی هم اوقات فراغتش را که بسيار اندك بود و به پدرخود در كار آهنگري كمك مي كرد.

ايشان زماني كه از منطقه جنگي به خانه مي آمد. هرگز از خطرات جنگ چيــــــزي به خانواده نمــــي گفت: روزي به ايشان گفتيم كه آنجا چگونه است كه در جواب گفت: دنياي آنجا با دنياي اينجا زمين تا آسمان فرق دارد. آنجا هيچ چيز ارزش مادي ندارد و همه چيز ارزش معنوي دارد و تنها ارزشهاي خاص انساني و خداوند است كه ارزش دارد يعني رضاي اوست كه براي همه ارزش دارد.




منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده