در سالروز شهادت «سید مجتبی سعادتی» منتشر می شود؛
پس از پیروزی انقلاب اسلامی به کار خویش در یک شرکت بافندگی ادامه داد. شهید از طریق هلال احمر به عنوان راننده آمبولانس به جبهه مهران اعزام شد و در تاریخ اول خرداد ماه 1361، مورد اصابت ترکش خمپاره دشمن قرارگرفت و به درجه رفیع شهادت نائل گردید.
گذری بر زندگی و سیره طیبه شهید « مجتبی سعادتی»

نویدشاهد البرز؛ شهید«سید مجتبی سعادتی» در سال 1338، در ساوه روستای «طاهره خاتون» دیده به جهان گشود. از آنجا که خانواده او بسیار زحمتکش و متدین بود. لذا دوران کودکی خویش را با تحمل سختی های فراوان و مشکلات زیاد در این خانواده صمیمی پشت سر نهاد و در سن هفت سالگی وارد دبستان شد و پس از به پایان رساندن دوره ابتدایی وارد مدرسه راهنمایی گردید و این دوره را نیز با موفقیت پشت سر نهاد و بعد از این به کار کردن مشغول شد تا بلکه بتواند گوشه ایی از هزینه زندگی را به عهده بگیرد و کمکی برای پدر خویش باشد و از آنجایی که شهید مادر خویش را نیز از دست داده بود با مشکلات بیشتری دست و پنجه نرم می کرد.

او در زمان انقلاب همانند دیگر مردم در راهپیمائیها شرکت می کرد و بر علیه رژیم منحوس پهلوی شعار می داد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی به کار خویش در یک شرکت بافندگی ادامه داد و ازدواج نمود که این ازدواج حاصلش یک فرزند بود و در زمان شروع جنگ تحمیلی او باز به هر طریقی که می توانست به رزمندگان اسلام یاری می رساند.

سرانجام شهید از طریق هلال احمر به عنوان راننده آمبولانس به جبهه مهران اعزام شد و در تاریخ اول خرداد ماه 1361، مورد اصابت ترکش خمپاره دشمن قرارگرفت و به درجه رفیع شهادت نائل گردید و به لقاء اله پیوست.


شهید «سید مجتبی سعادتی» در وصیت نامه خود چنین آورده است:

«بسم رب الشهداء و الصدیقین»

به نام خدای کسانیکه نامشان موحد کتابشان قرآن پیامشان ایمان و جرمشان قیام و راهشان اسلام و پیامبرشان حضرت محمد(ص) و امام زمانشان حضرت مهدی (عج) و رهبرشان روح الله است و به نام خدای کسانیکه هرگاه قلمشان را شکستند با فریادشان و هرگاه زبانشان را بریدند با خونشان به ما فرهنگ و مکتب عشق و ایثار و شهادت را آموختند. خفقان را شکستند و به ما آزادی بخشیدند و هرگاه خفتیم بیدارمان کردند. هرگاه نشستیم به قیاممان خواندند و هرگاه به سوی بی قیدی و بی ایمانی رفتیم به ایمان دعوتمان کردند و آنهائیکه رفتند کار حسینی کردند و آنهایی که ماندند باید کار زینبی کنند و گرنه یزیدند.

اینجانب «سید مجتبی سعادتی» فرزند عبداله به شماره شناسنامه 1293 متولد 1338، صادره از «ساوه» قریه طاهره خاتون آگاهانه قدم در این راه جهاد و مبارزه با کفرو استکبار جهان و تمامی ایادی آن منطقه یعنی صدام و صدامیان خونخوار و تجاوزگر به جبهه های حق علیه باطل می گذارم برای پیشبرد اهداف مقدس اسلام و ادامه دهنده راه شهدای گلگون کفن که برای مکتب اسلام جهاد کردند و به لقاءالله پیوستند و بر ما نسل جوان است اطاعت از ولی امر و رهبر عزیزمان خمینی بت شکن و حفاظت از دین مبین اسلام و خاک مقدس ایران که هر وجب آن آغشته بر خون جوانان پیرو مکتب شهادت حسین(ع) است دفاع نماییم.

تذکر بازماندگان عزیزم اگرمن در این راه مقدس که برای خدا است جان سپردم ناراحت نباشید و برای من عزاداری ننمایید و مرا در زادگاهم کنار قبر مادر عزیزم به خاک بسپارید.

بازماندگان عزیزم من ثروتی ندارم ولی از آنچه که موجود است از آن برای بزرگ کردن یگانه فرزندم رقیه و همسرم و مقداری در راه ترویج هر چه بیشتر اسلام مصرف شود.

به امید پیروزی تمامی رزمندگان اسلام بر کفر و طول عمر برای امام امت و رهبر عالیقدر و عزیز امام خمینی و با سلام و درود بر شهدای به خون خفته ایران اسلامی و مقدس و بازماندگانشان و برای جهانگیر شدن اسلام عزیز و به امید آزادی قدس عزیز قبله گاه اول مسلمین جهان و به امید آزادی تمام کسانیکه در یوغ استعمارگران جهان هستند و به امید آزادی تمام کسانیکه در یوغ استعمارگران جهان هستند و به امید نابودی ابر قدرتها و کلیه ضداسلامیان جهان.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده