کد خبر: ۴۲۵۶۷۶
تاریخ انتشار: ۲۶ فروردين ۱۳۹۷ - ۱۴:۰۲
در سالروز شهادت شهید «داوود منصور یار » منتشر می شود؛
قطار ساعت 5:15 حركت كرد و ما فردا صبح ساعت ده به انديمشك رسيديم و از آنجا به منطقه منتقل شديم و حالا در جبهه «زبيدات» خط اول مستقر هستيم اما جاي نگراني نيست و فعلاْ امن است و قرار است كه من به گردان پشتيباني منتقل گردم و به اميد خدا اگر بروم جاي خيلي خوبي است.
نامه به یادگار مانده از شهید

نوید شاهد البرز؛ شهید گرانقدر«داوود منصور یار» فرزند «محمد علی» و « منصوره» می باشد. وی در بیست و پنجم بهمن ماه 1343، در شهر کرج چشم به جهان گشود. وی تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم ادامه داد و به عنوان سربازی جان بر کف و با عشق به امام و ولایت در بیست و ششم فروردین ماه 1365،بعد از جانفشانی ها و دلاورمردیهای فراوان جان به جانان تقدیم و در راه آرمانهای خود به شهادت رسید. پیکر پاک شهید در «امامزاده محمد کرج» می باشد.

از شهید گرانقدر «داوود منصور یار» نامه ای در دست است که ما در ادامه خبر می آوریم:

خدمت پدر و مادر عزيز سلام؛

پس از سلام سلامتي شما را از درگاه خداوند خواسته و اميدوارم هيچ گونه كسالتي نداشته باشيد و اگر از احوال اين فرزند حقير خود جوياي باشي به حمد الله خوب بوده و دعا گو مي باشم، ما بعد از ظهر روز بیست و ششم اسفند ماه 1364، ساعت سه بعدازظهر از «پادگان ذوالفقار» حركت كرديم و به راه آهن رفتيم. قطار ساعت 5:15 حركت كرد و ما فردا صبح ساعت ده به انديمشك رسيديم و از آنجا به منطقه منتقل شديم و حالا در جبهه «زبيدات» خط اول مستقر هستيم اما جاي نگراني نيست و فعلاْ امن است و قرار است كه من به گردان پشتيباني منتقل گردم و به اميد خدا اگر بروم جاي خيلي خوبي است.

مامان و بابا مي دانم كه من تا به حال جز ناراحتي و نگراني چيزي براي شما نبودم و هميشه باعث ناراحتي و رنج شما بودم و مي خواستم حالا كه اين جا هستم از شما طلب بخشش كرده و اين كه ما را حلال كنيد تا مديون شما نباشم و شما از من ناراضي نباشيد زيرا در اين دنيا جز شما كسي را ندارم. ديگر بيشتر از اين شما را ناراحت نمي كنم و از خداوند سلامتي شما را خواستارم و در اين عيد نوروز به شما تبريك گفته و اميدوارم كه اين سال، سال خوبي برايتان بوده و به اميد خدا هيچ اتفاقي برايتان پيش نيايد و خلاصه اين شب عيد به ياد ما هم باشيد ولي اين جا ما هم تنها نيستيم و با بچه هاي خيلي خوش مي گذرد و حالا هم در سنگرنشسته ايم و ساعت شش شب است و در آخر به آرش خان نيز سلام مي كنم و خواهش مي كنم درس هايت را خيلي خوب بخوان و سعي كم فقط به علم و دانش فكر كني و هميشه شاگرد اول باش و از قول من به سيمين نيز سلام برسان.

راستي از قول من از آقاي خندان و خانمش عذر خواهي كنيد كه نتوانستم به ديدن فرزندشان بروم زيرا ملاقات نشد و از قول من به تمام فاميل ها و دوست ها سلام برسانيد و به اميد خدا 40 الي 50روز ديگر به مرخصي خواهم آمد ديگر عرضي ندارم و شما را به خداوند بزرگ مي سپارم به اميد پيروزي نهايي رزمندگان اسلام بر كفر.

مورخه: بیست و هفتم اسفند ماه 1364

نامه به یادگار مانده ارسالی از جبهه زبیدات
نامه به یادگار مانده ارسالی از جبهه زبیدات

منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری


نام:
ایمیل:
* نظر:
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
پربازدید ها